ه‍.ش. ۱۳۸۹ شهریور ۱۸, پنجشنبه

خلیج همیشه مظلوم

نام بین المللی فرورفتگی گسترده آب در خشکی های جنوب ایران، در اکثر منابع پرژین گالف هست که احتمالا متاثر از نامگذاری یونانیان باستان، به منابع غربی و از آنجا به جهان رسیده باشد. ایرانیان آن را خلیج همیشه فارس می گویند و جای خوشحالی دارد در کشوری هفتاد میلیونی که هیچ دو نفری سر یک موضوعی توافق ندارند، از جمشید چالنگی در صدای امریکا تا اسفندیار رحیم مشائی در دولت سر این یک قلم به یک اندازه رگ غیرتشان به جوش می آید. موضوعات و علاقه مندیهای مورد توافق میان خرده فرهنگها، طبقات اجتماعی و اقوام ایران بسیار کمیاب است و اگر هم پیدا شود بیشتر بار منفی دارد و مایه سرافکندگی است تا مباهات. مانند دروغ و رندی و تریاک که همه گیر است و ورد زبان و لبان تمام طبقات.

اعراب که قسم خورده اند در دشمن تراشی مقام اول جهانی را از دست ندهند، چنان خلیج عرب می گویند و لج ایرانیان را در می آورند که انگار اسم دیگری برای آن در طول تاریخ ذکر نشده است. ترکها هم بعنوان وارثان امپراتوری عثمانی از آن به خلیج بصره (بصره بوغازی) یاد می کنند.

در همه جای دنیا معمولا از این مناقشه های اسمی وجود دارد. کانال مانش نامی است فرانسوی و انگلیسها به آن کانال انگلیس می گویند. آنان یاد گرفته اند که در هر زبانی به همان نامی که گویندگانش مایل هستند، اسم کانال را ببرند. زمانی بی بی سی در دفاع از خود در مقابل انتقاد شنوندگان ایرانی که چرا بخش عربی، از نام خلیج عربی استفاده می کند، اشاره کرد که در بخش فرانسوی بی بی سی نیز از همان نام کانال مانش استفاده می کنند. اما بعید است در این دیار کسی برای این توضیحات گوش شنوائی داشته و به حساب بدجنسی انگلیسیها نگذاشته باشد. آرزوی اینکه زمانی برسد و ساکنان اطراف این خلیج یاد بگیرند به همدیگر احترام بگذارند و نامگذاری صرف را دستمایه دشمنی قرار ندهند بیشتر به رویا شباهت دارد.

این عکس را در تاریخ پنجم اسفند هشتاد و سه از ساحل بندرعباس گرفته ام.

عکس گرافیک قشنگی ندارد و دریا نیز در وضعیت جزر است و چندان مشخص نیست، اما واضح است که کانالی، گنداب بندر عباس را بی رحمانه به خلیج فارس یا عرب یا بصره می ریزد تا هر چه زودتر سواحل نیلگون آن، به سرنوشت آلودگیهای خزر مبتلا شود. در جنوب خلیج، اهالی صحرائی لبریز از دلار، گمان کرده اند چون پول زیاد دارند، لابد حق تغییر در طبیعت دریا را هم باید داشته باشند، دست به احداث جزایری به شکل درخت زیتون زده اند و تازه فهمیده اند (شاید هم نفهمیده اند و دیگران گوشزد کرده اند) که طبیعت و محیط زیست سواحل، با این همه گل و سنگ به هم خواهد خورد. در ایران احدی به این موضوع اشاره و اعتراض نمی کند، یعنی حق اشاره هم ندارد، کافی است یکی از همین کانالهای فاضلاب به رخ کشده شود. اکتشافات نفتی و گازی و حمل چهل درصد نفت دنیا چه بر سر خلیج می آورد، در آینده بیشتر مشخص خواهد شد.

در شمال، پنچ کشور آریائی، تورانی، اسلاو که همه خود را سرآمد متمدنین دنیا می دانند، بر سر دلارهای نفتی در بستر خزر اختلاف دارند. در آلوده تر کردن این بزرگترین و شاید زیباترین دریاچه دنیا هیچ اختلاف نظری بحمدا.. مشاهده نمی شود!. دوستی دارم که بیشتر جاهای دیدنی دنیا را گشته است، می گفت ساحلی مانند خزر که به جنگل چسبیده باشد، تقریبا در دنیا کم نظیر است. یادآوری کردم که سواحل نشینانش یقینا بی نظیر است!.

اهالی روستاهای ارومیه که چیزهائی از مهار آب توسط ملل پیشرفته شنیده بودند، در قهوه خانه ها می نشستند و از اینکه آب رودخانه ها بی خود و بی جهت به دریاچه شور می ریزد، داد سخن می دادند، قلیان می کشیدند و حسرت می خوردند. سالها گذشت، یکی از همان اهالی و با همان اندازه درک طبیعت، همه کاره شد. کوهی را داخل دریاچه ریخت و اکنون قریب به سی و پنج سد روی رودخانه ها زده شده تا انتقام قرنها سرریز شدن آب رودخانه به دریاچه شور را بگیرد. این نبرد تا احتضار کامل دریاچه و تبدیل آن را به صحرائی سرشار از نمک ادامه خواهد یافت. در آینده تاریخ تکرار خواهد شد و این بار همان اهالی که شهرنشین شده اند و چیزهائی از حفظ محیط زیست توسط ملل پیشرفته شنیده اند دست به کار خواهند شد، که البته نتیجه آن نه احیاء دریاچه، بلکه نابودی کشاورزی خواهد بود.

علاقه به نام خلیج البته مهم است ولی مهمتر از آن نابودی بربر وار آن توسط سواحل نشینانش است که بی سروصدا و بدون اختلاف نظر، خلیج همشه مظلوم را هدف قرار داده اند.

۶۴ نظر:

  1. اول اینکه من نفهمیدم. البته دفعه اولم هم نیست. این خلیج همیشه پارس مظلوم تر است یا خر. در واقع قاطی کردم. دو طرفدار محکم خر همچون دو بز جنگی سر بر سر هم نهاده اید و رها نمی کنید تا داد خر بستانید در جای دیگری خلیج تک و تنها مانده. پیشنهاد من اینست که به احترام خریت طرفین دست از یکدیگر بردارید و به داد خلیج بی وارث یا بد وارث برسید. شاید بردندنش و نیاورند از من گفتن. خر همیشه هست نباشد امثالش در قاب خاطره و یا قالب جسمی زیباهستند. نگرانی ندارد. اما اگر خدای ناکرده خلیج را پر از .... کردند چه کنیم؟ آی مردم. مسلمانان -ببخشید قاطی کردم غزه که نیست-. ایرانیان. وطن پرستان وای..داد که خلیج را بردند....
    کامبیز

    پاسخحذف
  2. مقاله خليج فارستان سطحي بود چون درگير مسايل ملي نيستين و در خارج كشور خوار نشدين!بنظر من كسي كه تمدنش قدمت داشته باشد اسمگذاري كوه و درياو... معتبرتر است( درياي فارس به عنوان مانع طبيعي ،تمدن پارس رااز گزند باديه نشين ها حفظ ميكرده لذا ايرانيان انرا متعلق به خود دانسته و بپاس احترام و قدرداني اسم خود را روي ان گذاشته اند.)راستي چراروي اسم بچه اتان حساسيد؟ سازمان ملل ميتواند حرفهاي سطحي شما را بزند و موضوع را از دستور جلسه خارج كند ولي چرا نميكند؟ تازه مشكل ما روي اسم نيست...
    داستان موذيگري انگليس و بي بي سي هم عليحده است، به اورشليم ميگويد JURESLIM ,ولي در فارسي/عربي ميگويد بيت المقدس ! چرا كهBBC دنبال تيراژ است, ... آيا اسم فالكلند همان است كه BBC ميگويد؟اسم اسپانيولي انرا ميدانيد؟ داستان مانش و كانال انگليس هم اشتباه بود.
    مهندس بينهايت

    پاسخحذف
  3. جناب آقای مهندس بی نهایت
    احتراما به استحضار می رساند، نام آرژانتینی (نه اسپانیولی) جزایر فالکند مالویناس است. یک بار هم سر این موضوع جنگی بین این دو کشور اتفاق افتاده است. این اسم و این اختلاف از جنس کانال مانش نیست.
    مستحضر هستید که کانال مانش جزو خاک این دو کشور نیست و آنها در نامگذاری آن اختلاف دارند. اما جزایر مالویناس را انگلیس جزو خاک خود می داند و نام را هم کسی می گذارد که زور دارد و پول دارد و حکومت دارد.
    شما می دانید که یکی از بزرگترین معترضین بی بی سی همین اسرائیل است؟ می دانید که در قیضیه فلسطین بیش از همه اسرائیل از دست مطبوعات آزاد عذاب می کشد؟ یک گزارش سی ان ان و یا بی بی سی از هزاران اعلامیه و گلو پاره کردن ها در دمشق و تهران و قاهره موثر تر است.

    پاسخحذف
  4. معضلات زيست‌محيطي كه متوجه‌ي درياچه‌ي اروميه ، خزر و خليج فارس است جزاً هريك داستان خود را دارند. من معتقدم از مردم بايد در حد و اندازه‌ي فهم‌شان انتظار داشت و براي آن چيزي كه در ادراكشان نمي‌گنجد مواخذه نكرد. مازلو براي نيازهاي آدمي هرمي را ترسيم كرده است كه بنا بر آن اگر مجموعه‌ نيازهاي اوليه برآورده نشوند اساساً آدمي امكان ورود به حوزه‌ي انديشه در قلمرو نيازها و آگاهي‌هاي ديگر را پيدا نمي‌كند. در طول تاريخ هر زمان كه جوامع به رفاه و امنيت نسبي دست‌يافته‌اند سعي كرده‌اند درباره‌ي نظم‌دهي به امور ديگرشان نيز بيانديشند. استوانه‌ي كورش نيز از اين دست است كه بايد به ديده‌ي تحسين بدان نگريست. از اين رو قهوه‌خانه نشين بينوا نيز قصد و نيت با ارزشي داشته اما دانش و آگاهي‌اش بيش از اين ياري نمي‌كرده.
    درباره‌ي نامگذاري معتقدم از منظر منفعت طلبي سياسي، اصرار بر نام خليج فارس در نقشه‌ها و منابع بين‌المللي امري پذيرفتني‌ست اما اين يك استراتژي حكومتي است و بايد در سطح ديپلماسي بين المللي مطرح شود نه آنكه جنبه‌ي اجتماعي پيدا كند و من كه امروز هيچ اطلاعي از سوابق تاريخي آن ندارم درباره‌ي آن اظهار نظر كنم. يقين دارم كه كسي آن سوي آب هم ميتواند مانند من و هم‌ارز با من چنين نظر بي‌ارزشي را بدهد. اقدامات گوگل هم بيش از آنكه جنبه‌ي حقيقت يابانه داشته باشد ناظر بر منافع خودش است. اما به هر حال در سطح نظري بايد بپذيريم كه رودخانه دو ساحل دارد و اصرار و اقامه‌ي دليل براي مال خود كردن چيزي كه جنبه‌ي اعتباري دارد آب در هاون كوبيدن است. فكر مي‌كنم بيشتر يك محرك هويتي-روان‌شناختي باعث چنين اظهار وجود‌هايي مي‌شود. ترك‌هاي آذربايجان نظامي را شاعر ملي خود مي‌دانند. ترك‌هاي تركيه نيز مولوي را. هر دو تا آنجايي كه من مي‌دانم هيچ شعري به زبان تركي ندارند و فقط زمان مرگشان در يكي از شهرهاي آن ممالك بوده‌اند. ابن سينا و چند دانشمند ديگر نيز مورد اختلاف عربها هستند. استدلال زبان درباره‌ي آنها جور در نمي‌آيد چرا كه عمده‌ي مطالب آنها به زبان عربي است. فرض كنيم اگر تجزيه‌اي در ايران اتفاق افتد كه آذربايجان از بخش مركزي جدا شود آيا شهريار شاعري ايراني است يا آذري؟ به نظر من نامگذاري براي سهولت درك است و مشكل زماني بروز مي‌كند كه از آن براي رسيدن به مقاصد ديگر بهره برداري مي‌كنيم. اينجاست كه جغرافيا را تاريخي نمي‌بينيم و نشانه‌هاي مرزي را فراتر از توافقات اعتباري مي‌انگاريم. بايد به اين نكته توجه كنيم جغرافياي فرهنگي با جغرافياي سياسي معيارهاي بسيار متفاوتي دارند. لذا شهريار هم ايراني است و هم آذري(يا هر اسمي كه در آينده به آن منطقه اطلاق شود).

    پاسخحذف
  5. این درست که در قهوه خانه ها مردم از چیزی که صحبت می کردند در مجموع مثبت بوداما اینکه از همان آدهها با همان میزان شناخت کسی تصمیم گیر شود عین فاجعه است. در تجربه پیاده سازی سیستم سیاه ترین و سخت ترین جاها، شرکتهائی است که مدیران و دست اندرکاران آنها چیزهائی از سیستم می دانند. اگر مدیران یک شرکت هیچ ندانند و کار را به یک سیستمن باسواد بسپارند نتیجه بسیار بهتر خواهد بود البته بدیهی است بهترین پیاده سازی در تعامل دو طرف است. یکی از عذابهای بزرگ از زندگی در این کشور توهین به ملت بزرگ عرب با سابقه درخشان کتابت است، لذا اصلا نمی خواهم از آن منظر نگریسته شوم با این توضیح به نظر می رسد شیوخ و مدیران دوبی دقیقا همین کار را کرده اند یعنی خود از شیوه تولید و توزیع ثروت مثل خود ما چیزی نمی دانند اما می دانند که نمی دانند و اختیار کار را کلا در دست اروپائی ها قرار داده اند. نتیجه آن قطعا بهتر از کیش و قشم است اما این توسعه هرکز به پای توسعه شهری مثل آنتالیا نخواهد رسید.
    در خصوص دریاچه ارومیه و خزر و خلیج فارس هم دست کم اگر بفهیمیم چه بلائی سرش می آوریم و اگر بلد نیستیم درست استفاده کنیم کار را به کاردان بسپاریم نتیجه از این وضع بهتر خواهد شد.

    در خصوص نامگذاری و از این بحثها، دیشب به توصیه دوستی تلویزیون ملی گرایان آذربایجان گوناز را گرفتم ، فاجعه بود به معنای واقعی کلمه فاجعه بود طرف آشکارا مردم را دعوت به مسلح شدن می کرد تا در آینده با کردها بجنگند! و خاک اشغال شده ترکی آذربایجانی را از اشغالگران کرد!!! بگیرند. شاید برای اولین در زندگی ام برای بقای جمهوری اسلامی دعا کردم . خدایا چه انسانهائی با چه سطحی از مدارا!! تصویری که از سه دشمن فارس و ارمنی و کرد ارائه می داد به واقع وحشتناک بود حتی وحشیانه. دلم می خواست زنگ بزنم و به او بگویم بنده خود عاشق آذربایجان و زبان مادریم هستم اما دست کم هزار سال است ملت فارس فقط مورد تجاوز قرار گرفته و سابقه ای از گردن کلفتی آنها در هزار سال گذشته جائی ثبت نیست. اگر از نفوذ فارسی کسی می سوزد این دیگر چه ربطی به فارسها دارد؟ دو تن از بزرگان ادب فارسی خاقانی شروانی و نظامی گنجوی زادگاهشان هم اکنون نیز جدا از ایران است، فارسی به آنها تحمیل شده است؟ آخر چه تحمیلی است که به قول ابراهیم گلستان بزرگترین حماسه سرایش اهل گنجه است؟
    این موضوع دقیقا به همان روحیه ای بر می گردد که می کویند اسلام به ایرانیان تحمیل شده است. آخر این چه تحمیلی است که تقریبا تمام شرق دور و شبه قاره هند از طریق تبلیغ ایرانیان مسلمان شده اند؟ بلافاصله پس از اسلام ایرانیان بزرگترین خدمتگزاران و توسعه دهندگان اسلام و زبان عربی بوده اند. اگر تجاوز و تحمیل را بپذیریم نوعی خود زنی نیست؟ به قول معروف تف سر بالا نیست؟
    ارومیه تا همین سی سال پیش شهری با اکثریت غالب ترک بود امروز کردها در تقسیم بندی خود ارومیه را منظقه ای کردنشین ارزیابی می کنند. ترکهای افراطی گوناز تی وی به جای اینکه از مهاجرت و جابجائی تحلیلی انسانی به دست بدهند کردها را متجاوز و تهدید به قتل می کنند. توجه نمی کنند و یا نمی فهمند که ارومیه خود به زبان آشوری یعنی شهر آب و زمانی ساکنان اصلی این شهر یقینا غیر از ترکها بوده اند حال امروز اکثریت کرد پیدا کرده است این نوع نگرش کرد به ترک ا و ترک به کرد، عوضی نیست پس چیست؟ از کشمیر تا آلبانی در سیطره زبان شیرین سعدی شیرازی بوده است آدربایجان نیز یک از ارکان و توسعه دهندگان زبان فارسی است، کجای این تحمیل است؟ آن روحیه ای که فارس را دشمن ارزیابی می کند عوضی نیست پس چیست؟
    ترکها در ترکیه متوجه شدند هزار سال به اسلام و زبان عربی خدمت کرده اند حالا تصمیم دارند به ملیت شان برسند و الحق هم رسیدند جایزه نوبل ادبی هم بردند و به گذشته خود هم فخر می کنند و میراث عربی و فارسی خود را هم پاس می دارند. این کجا و شوونیستهای وطنی کجا؟
    عده ای می گویند حافظ بزرگترین شاعر دنیاست، شاید اغراق باشد. اما قطعا یکی از بزرگان شعر دنیاست. خود حافظ می گوید هر چه دارم از دولت قرآن دارم نگرش بزرگان غیر مذهبی ما که نفرت از عرب و اسلام را دامن می زنند، عوضی نیست پس جیست؟
    عیب می جمله بگفتیم، از حق نگذریم از منظر نامگذاری ایرانیان ملتی به غایت نجیبند. هرگز فکر ضد حال زدن به اعراب از بابت دریای عمان به فکرشان هم خطور نمی کند همه دنیا خزر را کاسپین می گویند ایرانیان خزر می گویند که نام قومی کاملا غیر آریائی است . کاش اعراب همین موضوع را از ایرانیان می آموختند و این همه سعی در جعل نام خلیج نمی کردند.

    پاسخحذف
  6. با درود!
    منظورم زبان اسپانیولی بود که آرزانتینیها به آن تکلم میکنند نه اسپانیایی.( مثل بوینس ایرس یعنی هوای خوب)جنگ آرژانتین و انگلیس را دیکتاتورهای آرژانتین بخاطر بقای خود راه انداختندکه پوزه شان علیرغم کمک فرانسه به خاک مالیده شد.
    داستان دریای مانش و کانال انگلیس اینست که چون دریانوردی انگلیس و فرانسه و پرتغال و اسپانیا همزمان و به یک اندازه بوده لذااز دید فرانسویان(مانش ) به معنی آرنج یا بازوی اقیانوس اطلس و از دید پرتغالی ها مثلا ماناک به معنی.....می باشد.که این اسم گذاری هیچ بار حقوقی ندارد عین اسم فلفل و PEPPERویا کاظم وچازم.....
    بهتر بود میگفتی در اسم گذاری ،حق با قدماست نه زور گویان !عین ارومیه و رضاییه ویا اورشلیم و بیت المقدس و...دوست عزیز زور و حکومت واقعیت اند نه حقیقت وماجستجوگر حقیقت ایم نه خود باخته ی واقعیات چرا که هر واقعیتی لزوما حق و درست نیست. اسراییل بر اساس بنیاد FREEDOM HOUSE دموکرات ترین کشور خاور میانه است .واین بخاطر قدرت مساوی احزاب اش است.از بحث اسراییل هیچ وقت خوشم نیامده .دوچیز را می دانم اول آنکه یهودی قوم است تا دین و به همین علت یهودیان کسی را ترغیب به یهود شدن نمی کنند.دوم آنکه انگلیس برای حفظ تعادل به این جنگ نیاز دارد . عین جدایی پاکستان از هند که هویتش هندی ( نا پاک)نبودن است وگرنه بیشترین آمار لواط و فساد و گدایی را دارد.ظاهرا محمد علی جناح در مراسم تشکیل پاکستان نماز خواندن را آموخته است.
    ای کاش نقشه ی لوله های مکنده ی نفت و گاز بستر خلیج فارس را می دیدید و آنگاه دعوی ایران و امارات بر جزایر تنب را متوجه می شدید.
    مقاله احمد هنرمنددر مورد ابوعلی سیناو...مغلطه بود.داستان مولوی،خواجه نصیر، ابوعلی سینا ،رازی،......خیلی ساده است.و نیاز به کوهنوردی دارد.
    آقا محمدانتقادت به پان ترکیست های قبچه داغی عالی بودو بهت امیدوار شدم و در تکمیل نوشته ات می گویم از حمله تازیان بیابانی تا پهلوی تنها شاه فارسی زبان وایرانی، کریم خان زند بوده است.واین ترکان به قتل عام تیمور(نیم تنه ی خون آشام)افتخار می کنیم.بقول فرزانه ای ایرانی با ده سال اقامت در آمریکا خود راشهروند آمریکا می داند.ولی اینان پس از هزار سالخود را ایرانی نمی داند.جهت اطلاع چند روز پیش یکی به گوناز تی وی زنگ زدوگفت من آذری هستم از تبریز.ولی مجری گفت شما ترکید نه آذری که با اصرار دوباره شهروند تبریزی تلفنش را قطع کردند.
    از دفعه آینده بخاطر مشاوره ام صورت حسابی برایتان ارسال خواهد شد.
    8دراز کش

    پاسخحذف
  7. این تیکه را هم بدون اخذ وجه منویسم،
    مسلم شدن هندوان توسط سلطان (از کلمه سلطه)محمود ترک غزنینی که جدش اصطبل داردربار سامانیان بود و به واسطه لیاقت به درجات بالا رسیده و کودتا نمود، انجام شد.وی از ترس خلفای بغداد به شرق رفت و حاصل آن قتل عام خونین هند وارسال خمس غنایم به بغدادبود. مسلمان شدن اندونزیایی های برگ خوار و ریشه خوار و بنگلادش (که 80درصد درآمدش از گدایی شهروندانش است)و غیره هم حکایتی دارد و مساله ارشاد و الهیت و...نبوده است،چرا که مردمشان هنوز هم بکمک ماشین های ترجمه فوق مدرن قران را نمی فهمند وهنوز عقب مانده اند و تعداد دانشگاههای هند چند برابرکل جهان اسلام است.
    داستان گسترش اسلام و زبان عربی توسط ایرانیان اینگونه است که خلفای عباسی بخصوص هارون و مامون به کمک ایرانیان فضا را برای پیشرفت علم در بغداد فراهم کردندولذا کتب یونانی و هندی و ایرانی توسط ایرانیان به عربی ترجمه شد، مثل استادان کرد و ترک زبانان امروزی ما که مقالات خود را از انگلیسی یا فرانسه ...به فارسی (و نه ترکی ویالری و...)ترجمه می کنند..(ابن مقفع برای اینکه کتب فارسی از گزند اعراب در امان باشند آنها را به عربی برگرداند).
    ابوعلی سینا علم خود را از دانشمندان مدیند نیاموخت.بد نیست بدانید خواجه نصیر مغولان را به حمله به بغداد ترغیب کرد تادارلعلم را از بغدادبه نیشابور انتقال دهدکه البته از هول حلیم در دیگ افتاد. و خدمت مغول علیرغم سبعات قطع ارسال کاروان سهم خلیفه از ایران به بغداد بود...،
    بنده بواسطه سرسپردگی به علم و ساینس مطالعات کسترده در مورد سیر حکمت (تاریخ علوم)از یونان باستان تارنسانس انجام داده ام و خود را در این مورد صاحب نظر می دانم. اینهم بگویم که کلمات حمله ، تحمیل،غنیمت،....خود گویا هستندکه فاعل آنهاهمان اعراب بودند.دوستان! به فرض که پادشاهان ایران ظالم و ایرانیان همه همجنسگرا بودند چه ربطی به اعراب طالب بهشت دارد؟.آیا ایرانیان امروزه بواسطه اینکه پاکستانیان بیشترین فساد را دارند باید به آنجا حمله کنند؟علت عمده پیروزی اعراب غنیمت بود (ولی ایرانیان ارتش و سیستم مزدوری داشتند).
    داستان حافظ رندو رازی و.. هم به این راحتی نیست چرا که انها مصادره شده اند (عین چفیه بر گردن کوروش). لطفا در گوگل بزنید و انرا بخوانید که زمان حمله تیمور ترک ناخالص سروده شده: حافظ و باده کهن...
    چهره جهان امروز رافرض کنید اگر اسپانیا در مقابل نفوذ اعراب به اروپا مقاومت نمیکرد؟!بیش از 600سال است که زبان عربی هیچ تولیدی ندارد.برای رفع شبهه باید بگویم که هیچ دشمنی با اعراب و مغول و ترک ندارم و این مربوط به پدرانمان هست. امروز مغولستان در زمره ی کشور های دموکرات است.
    ممنون از فضایی که در اختیار من قرار دادی.
    دنیا، دنیای سوتفاهم است.
    8 افقی

    پاسخحذف
  8. ای 8 درازکش، ای مهندس بی نهایت
    به نظر می رسد اطلاعات دقیقی از نامگذاری کانال مانش داری، مستند من برنامه ای از رادیو بی بی سی در سالیان گذشته بود. اطلاع بیشتری ندارم.
    کریم خان زند از خانواده و طوایف لر بود و فارس نبود. بعد از سامانیان تاجیک سلسله فارس به نظر می رسد وجود ندارد. یعنی در این گستره طوایف و ایلات هستند که مدام در جنگ با هم قدرت را به دست می گیرند و برای همین هم هست که عملا تمدن به معنی عام کلمه که لازمه آن استمرار است بوجود نیامده. قبل از اسلام هم چنین بوده است، به قدری تاریخ آن دوره غیر مستند و پراکنده و شفاهی است که باستان گرایان براحتی خلاف آن را برای ملتی تشنه افتخار ساخته اند.
    تاریخ حکومت در این کشور چه خوشمان بیاید چه بدمان، چه توحش ارزیابی کنیم چه تمدن، کاملا ترکی است.
    جمله ای را چندین سال پیش کسی به من گفته است که گوینده را فراموش کرده ام، ولی خودم هم نمی دانم چرا اینقدر در ذهنم حک شده "کاری را انجام ندی برات می کنند" اشاره گوینده به موسیقی بود که اگر داخل تولید نشود دیگران برایمان انجام می دهند. وقتی خردمندان یک ملت، قوم، طایفه در بند باشند و فرصت گفتگو پیدا نکنند و همه گله وار زیر یک بیرق ارزیابی و هدایت شوند، سخنگوی آذربایجان هم می شود گوناز تی وی. یک بار کسی از اردبیل به این تلویزیون زنگ زد و از آقای احمدی نژاد طرفداری کرد طرف چنان بی ادبانه و گستاخانه به او جواب داد و تلفنش را قطع کرد که من انگشت به دهان متعجب ماندم. این یارو اینقدر شعور ندارد که ادعای مبارزه با فاشیسم می کند ولی حفظ ظاهر هم بلد نیست. شاه سابق و بغایت نادان ایران وقتی به بحران خورد اطراف خود را برای مشورت خالی دید، می گویند مرحوم دکتر صدیقی به او گفته است که اعلیحضرت وجهه ای برای ملیون نگذاشته که امروز تاثیر گذاری مثبت داشته باشند. این تلویزیون بی مایه که ارزش بحث کردن ندارد ولی وقتی بزرگترین گسترش دهنده فقر سخنگوی فقرا می شود وحشتناک خواهد بود که افرادی بی مایه و خشن که در روز روشن دعوت به کشتار کرد و فارس و ارمنی می کنند، سخنگوی آدربایجان شوند. دوستی که به من اس ام اس زد و گفت برنامه این تلویزیون را ببین، کاش نمی گفت. آن تصویر مثل بختک به جانم افتاده و ولم نمی کند. محمدرضا نیکفر نوشته بود که اگر فلان کس یک میلیون هم رای داشته باشد باید وحشت کرد و ترسید. اگر این تلویزیون بی مایه و نفرت پراکن پنج درصد هم طرفدار داشته باشد باید ترسید. البته داخل پرانتز بگویم من بعضی بحثهای تاریخی که حاوی اطلاعاتی از تاریخ ملت ترک باشد برایم جالب است بدبختانه در فارسی تقریبا با یک کویر مواجه هستیم و با ذره بین هم بگردی چیزی گیرت نخواهد آمد. به این نکته هم واقف هستم که در این نیرنگستان همه خود را نقطه پرگار تمدن می دانند فارس و ترک و عرب و ارمنی و کرد آشوری ندارد، وقتی از منظقه می نویسند انگار بقیه وجود ندارند.

    پاسخحذف
  9. "اینهم بگویم که کلمات حمله ، تحمیل،غنیمت،....خود گویا هستندکه فاعل آنهاهمان اعراب بودند"
    یااللعجب فاعل کلمات عشق، محبت، مدارا، هم فقط اعراب بوده اند؟ دور از جون شما مثل همان تلویزیون استدلال می فرمائید.

    پاسخحذف
  10. دوست خوبم ،نن جون شیخ کرو.. هم میداند که کریم خان لر است.منظور از فارس فقط کاکوها نیستند.
    این نوع ایرادگیری ارثیه دوران کودکیست که بعضیها هویت خود را در نفی دیگران می بینند،شما باید به اصل جمله دقت میکردید که بر این سرزمین میهمان های ناخوانده حکومت کرده اند ،نه صاحبان خانه !حمله محمود افغان به اصفهان با حمله چنگیز متفاوت است و البته شجاعت سربازان شاه اسماعیل علیرغم شکست در مقابل عثمانی هاو خدمات شاه عباس بر کسی پوشیده نیست. ظاهرا پیدا کردن زبان مشترک بین ماسخت بوده و این بخاطر جهان بینی متفاوت ماست.بحث خلیج فارس به کجا می رود؟اگر بیبیسی بخش عربی، خلیج عربی بگویداشکال نیست. اشکال آنجاست که در زبان انگلیسی بگوید arabian gulfکما اینکه در زبان انگلیسیmansh channel نمیگوید
    بحثم رابا خیام پیامبرشروع کنم:کس مشکل اسرار اجل را نگشاد ،کس یک قدم پا از نهاد بیرون ننهاد ، چون می نگرم زمبتدی تا استاد ،عجز است بدست هر که از مادر زاد!پس اعتدال در هر کار لازم است.
    در اثر تضعیف خلفای عباسی که امری ناگزیر بود (عین شوروی سابق که نتوانست شکم ارتش سرخ را سیر کند و فرو پاشید )حکومتهای ملوک الطوایفی در خراسان، کرمان، یزد و فارس و طبرستان....سر برآوردندکه در کتاب روضه الصفا، فتوح البلدان، تاریخ بیهقی و طبری و تاریخ طبرستان...به تفضیل آمده است .اگر از تاریخ عرب بیابانی قبل اسلام خبری نیست از بیابان های مغولستان و صحرای نوادا هم خبری نیست. مهم آنست که در تاریخ طبری اسم بزهای پیامبر اسلام هم است.( کتاب طبقات واقدی را 10برابر روی جلد میخرم).بگذریم از ترکان عثمانی که دنبال فرهنگ و تاریخ و الفباسازی بوده و در موزه توپ گاپی استانبول ،ذالفقار حضرت علی (ع) و موی پیامبر اکرم را به نمایش گذاشته اند.غافل از اینکه طبق تاریخ طبری شمشیر آن حضرت را اعراب در آتش ذوب کردند.)
    کسی منکر این نیست ترکان اثر مهمی بر فرهنگ ایرانی گذاشتندعین برخورد دو ابر که زایش آنها باران است . مثل تعصب و آقام ابلفض و غیره ....
    و این بیشتر بخاطر صفویه و قاجار است. بدیهی است اثر جنگ عراق بر ما ملموس تر از جنگ قادسیه است،چرا که پسر مدیر عامل جانباز من، مدیر عامل پسر من خواهد بود(بهمراه 40درصد سهمیه دانشگاه)!
    بحث"اگر کاری را نکنید دیگران برایت میکنند..." حکم گلایه داشته و بقول نن جون از سوزش است و داستان رگ غیرت و....
    ضمنادرباره استمرار تمدن باید بگویم: نه لزوما، چرا که امروزه نوادگان سقراط در ژاپن و سنگاپور به گیریک آفتابه دزد معروفند.
    در باره عشق و محبت باید بگویم که این واژگان ابداع بیابانی های خنجر بدست نبوده است.آنچه که به خوزستان وکردستان وحتی خمام انزلی در دهه 60 از عراق رسید،توپ وخمپاره و موشک بوده نه نامه های عاشقانه صدام.(آنچه روح اعراب، ترکان و مغولان را تلطیف و معتدل نمودفرهنگ پارسیان ،اندونزیایی ،هندیها،اسپانیانیها....بوده وگرنه بیابان ذاتا خشن است، مقایسه کنیدهندوان و مغولان را.
    کلام آخر اینکه بایزید بسطامی و مولاناعشق و محبت رااز دزدان سرگردنه جاده ابریشم یمن به شام نیاموختند.
    آقای اکبرین که سالها در حوزه بوده به رادیو فردامی گفت:ما در حوزه همکلاسی عاشق ندیدم.

    پاسخحذف
  11. شما که الحمد.. صاحبنظر هستید، لر را با فارس یکی می دانید؟ نکند فکر می کنید گیلکی هم لهجه ای از فارسی است؟

    پاسخحذف
  12. بنده ادعاي صاحبنظري در همه موارد نكردم و كلا سعي ميكنم مسايل را مهندسي حل كنم و هيچ تابويي نداشته و فريفته ودستپاچه و خودباخته و متوسل به اسامي نميشوم. خردباورم و به دل وروده ومعده و... باور ندارم. ايكاش مورخين و تحليلكران ما 3 واحد رياضي پاس ميكردن. ايكاش به جاي عرب و مغول و ترك همان لر وگيلك و بختياري و تاجيك و افغان و..بر اين سرزمين حكومت ميكردن.(البته در تاريخ ايكاش و اگر و.. صحيح نيست.).... بي هويتي درد كمي نيست.
    TAKE IT EASY.

    پاسخحذف
  13. حالا هي دعوا كنيد من كه اگر جاي همه مي توانستم تصميم بگيرم روزي سر نام خليج دعوا مي كردم كه فرهنگ استفاده را ازش داشته باشم..
    نواب پور

    پاسخحذف
  14. دوست ناشناس جناب نواب پور كه اسمتان عين كلمه" توفقگاه" عربفارسي است (شوخي بود، كسي پدر و اسم خود را انتخاب نميكند. بگذريم كه امروزه امكان تغيير اسم براي افراد بالغ وجود دارد. راستي اسامي اصغر، اكبر، ناصر و كاظم و ابوالحسن بمعني پدر حسن(براي كودك1 ساله كه شايد هيچوقت بچه دار نشه..)چقدر خنده آور است.؟ اينرا با اجازه صاحبخانه وبلاگ جهت بابگشايي!؟ نوشتم.كه يك خبر خوب برايش دارم و آن اينكه در گوگل اسم نهالستان را سرچ كردم اولين بود. تبريك!
    اما بعد...
    ما دعوا و جدل نداريم ،هدف بحث است تا خرد گمشده و سرگردان ما راه خود را يافته و لغلغه زبان را كم كنيم. در ضمن انتخاب اسم توسط روشنفكران (ELITE)و جمع محدود (حساب شده)ولي استفاده از آن توسط عوام است. ميخواهيد دم در سواحل خليجفارس و خزر كلاس فرهنگي بگذاريم و افراد بيفرهنگ را راه ندهيم؟! دوست گرامي هر كسي بايد كار خودش را بكند. عده اي فكر ميكنند علت عقب ماندگي ما شاعران قديم هستند! حافظ كجا گفته شما دنبال تكنيك نرو. به ابلفض قسم اسم مهم است.اگر به شما بگن بويگ آقا با شاهين ميرفتن ،به يكيشان ماشين خورده! شما احتمال را به كدام خواهيد داد؟ من وشما براي فرهنگ چكار كرديم؟ فرهنگ استفاده صحيح از منابع سهل الوصول است . آيا ميدانيد انموقع كه انگليسيها به سراغ سنگاپور و مالزي رفتند آنها در مرداب و باتلاقهاي برنج بودند و آداب و معاشرت بلد نبودند و انگليسيها به زور خطكش و ريسمان و... نظم و فرهنگ امروزي شامل محيط زيست و... را به آنها آمختند. آيا ميداني با يكي شدن آلمان، آلمان غربي ابهاي زيرزميني المان شرقي را آلوده اعلام كرد (چون اگو نداشتن). پس ما هم ميتوانيم. من روزهاي اول ماهواره، اس ام اس و اينترنت را يادم هست شما چطور؟
    مطلب زياد است. سوز چخ وقت يخ! پايدار باشيد.

    پاسخحذف
  15. دلم می خواهد برای مهندس بی نهایت (حدس می زنم ایشان طبع شعر داشته باشد، چون اسم مستعار بسیار بامزه و بامسمائی برای خود انتخاب کرده است) جواب مفصلی بنویسم. اما لازم می دانم در ابتدا بگویم، از این منطقه به اصطلاح خاورمیانه و از این نیرنگستان آریائی تورانی اسلامی، مسئله دار که زندگی می کنیم چندان خوشم نمی آید. هیچ تعصب و علاقه خاصی هم ندارم، ترک زبان و متولد اطراف ارومیه هستم که نه باعث فخر و افتخار است و نه احیانا موجبات شرمساری. منطقه ای که من به آن تعلق دارم جائی است تکراری و هزاران هزار از این مناطق را در کل ایران میتوان مثال زد که بود و نبودشان معلوم نیست چقدر منشا اثر بوده است، قبول هم دارم که از شرایط عصبانی هستم و شاید همین موضوع در نوع نگاهم هم تاثیر می گذارد. اما و به فرض محال اگر روزی در شرایطی قرار بگیرم که ناچار باشم از هنگام تولد برای خود ملیتی انتخاب کنم با این فرض که از همین منطقه عربی فارسی ترکی باشد و هیچ راه فرار دیگری نداشته باشم، ترجیح می دادم عرب بودم. دوستی به من می گفت تو با اعراب زندگی نکردی که به آنها علاقه داری، در جواب گفتم شاید! و البته ترجیح می دهم در همین دنیای مجازی باشم. در این منطقه هیچ زبانی به اندازه عربی کتابت ندارد و ملتی که گذشته مکتوب ندارد حداقل برای من چندان جذاب نیست. ملتی می نازد به استوانه ای به نام منشور کوروش، که حمله کننده و صادر کننده آن نه خطی برای نوشتن داشته و نه زبانی مکتوب، هر چه از آنها به جا مانده به خط و زبان شکست خوردگان است (لشگر چنگیز نیز هر جا رفت با خط و زیان آنها نوشت و آشنا شد). ملاحظه می فرمائید که با مهندس بی نهایت دست کم در نوع علائق اختلافات فاحشی دارم.
    پیداست مهندس بی نهایت دل خوشی از اعراب ندارد، ترکان را قومی مهاجم و غیر متمدن می شمارد، دلبسته تمدن پارسی است، بیابان را مستعد هیچ تمدنی نمی داند، زبان فارسی را زبان مادر می داند و می پندارد لری و گیلکی و کردی و مازندرانی لهجه ای از آن هستند. من این نوع نگرش را نه تنها قبول ندارم بلکه خطرناک هم می پندارم چون آشکارا یک جانبه نگرانه ، غیر واقعی و توهین آمیز و قوم خود را نقطه پرگار انگاشتن است و البته در حدود صد سال گذشته طرز فکری غالب بوده، که آثار منفی آن کم کم خود را نشان می دهد. سعی می کنم به نوعی وارد بحث با ایشان شوم که فرصت گفتگو را از دست ندهم چون حدس می زنم این بحث بوی مجاب کردن یکدیگر بدهد.
    دوست عزیز، دست کم ده سال است دنبال مطالعه در خصوص مهاجرت، کانون اولیه و شکل گیری ملت ترک در منطقه آذربایجان و آناتولی هستم، حتی یک منبع درست و حسابی گیرم نیامده، یک نتیجه را بطور قطعی به آن رسیده ام، راجع به این موضوع با تقریب خوب در زبان فارسی منبعی وجود ندارد. یعنی اگر شما به فارسی مطالعه کنید حتی با انواع نظرها هم آشنا نمی شوید چه برسد به اینکه به مرحله صاحبنظری برسید!! شما خیلی شجاعانه و زود به خود نمره داده اید. منابعی که شما به آن استناد می کنید تماما در طرف مقابل، محل مناقشه است. بگذارید دو مثال از دو حوزه متفاوت برای شما بزنم. ترکها با قطعیت به این نتیجه رسیده اند که سومرها ترک بوده اند و اگر در حوزه زبان ترکی مطالعه کنید مدام با این یقین مواجه می شوید. اما حتی یک منبع بی طرف هم این موضوع را تائید نمی کند، البته با قاطعیت رد هم نمی کنند. ایرانیان منشور کوروش را بدون تردید اولین اعلامیه حقوق بشر می دانند در این خصوص مطلب مستقلی خواهم نوشت اما کافی است بدانید که در معتبرترین خوانش از این متن اشاره ای به حقوق بشر نیست. نظر رسمی موزه بریتانیا که بشترین هزینه و تحقیق را در خصوص خواندن آن متحمل شده است به این قرار است "پادشاهان پیروز در بین النهرین معمولا از این بخشنامه ها ی مهربانانه صادر می کردند" حال کسی که فقط به ترکی یا فارسی مطالعه می کند به احتمال زیاد حتی یک نظر مخالف را هم نمی شنود و شاید هم تحت عنوان "در رد شبهات!!" چیزی خوانده باشد. حالا شما از این حوزه انتظار صاحبنظری دارید؟ توجه فرمائید که اولین متن مکتوب ترکی را هم یک آلمانی خوانده است. در اینجاها حتی کسی درست آموزش نمی بیند.
    ادامه در کامنت بعدی....

    پاسخحذف
  16. می گویند وقتی ما از چیزی اطلاع نداریم و دست به نظریه پردازی می زنیم علاوه بر انسجام درونی نظریه، باید با واقعیات مسلم هم در تعارض نباشد. مثلا راجع به عیسی مسیح خارج از متن کتاب مقدس حتی به اندازه چند صفحه هم مستند وجود ندارد. وقتی محققی دست به تحقیق خارج از متن مقدس می زند دست و پایش بشدت بسته است. آنچه که من دیده ام این بوده که گفته اند اگر او وجود داشته باشد، اسمش حتما عیسی بوده، اهل ناصریه بوده و از این دست مطالب بسیار ابتدائی. اما اگر تحلیلی نام عیسی مسیح را کیم و زادگاه او را اطراف پیونگ یانگ اعلام کند، فقط با تمسخر خوانندگان مواجه خواهد شد. مانند آقای ناصر پورپیرار که مدعی تئوری یهودی محور پوریم می شود و اینقدر در قافیه می ماند که مجبور می شود بعضی آثار باستانی ایران را ساخته یهودیان در چند صد سال اخیر به پندارد!!. البته کسی چنین مطالبی را جدی نمی گیرد. شاید آرزوی سلامتی و شفا هم برای نویسنده بکند. شما هم یک قلم ترکها را مهاجم و غارتگر و غیر متمدن انگاشته اید، متوجه هستید که بزرگترین گروه قومی ایران ترک هست؟ متوجه هستید که خودزنی می کنید و در حقیقت ایران را علیه ایران مهاجم می پندارید؟ متوجه هستید به ایران واقعی توهین می کنید؟ بیش از سی میلیون نفر از مردم ایران ترک هستند. اگر همچنان ایران را با تمدنی پرشکوه می انگارید باید تحلیلی بدهید که چنین غلظت جمعیتی در آن بگنجد. در غیر اینصورت خودتان را زحمت ندهید مانند بعضی یونانی ها بگوئید "زمانی آناتولی متمدن بود و بعد از آمدن ترکها ما را بیرون کردند و آن سرزمین را از تمدن خالی". ادعای همزمان اینکه ایران چند هزار سال تاریخ تمدن دارد و ترکها هم همواره مهاجم بوده اند و جمعیت غالب ایران را هم تشکیل می دهند، رنگ و بوی خزعبلات گوناز تی وی دارد تا یک تحلیل منسجم و دقیق.
    من نقل کرده ام که اگر "کاری را نکنی برایت می کنند" شما برداشت اشتباه کرده اید مشخصا منظورم این است که در سرزمینی که اسلام شناسانی مثل دکتر سروش آواره هستند، امثال آقای مشیری لوس آنجلسی که جزء هتاکی و تحلیلهای بی مایه چیزی ندارد می شود دانشمند فرزانه و معرف اسلام واقعی!!. او که پیداست پس از دوپینگ فراون با خمیرمایه حیات آریائی در تلویزیون ظاهر می شود و با یک فرهنگ شفاهی چند ساعتی حرفهای بی سر و ته می زند امروز برای عده ای بت شده است. این فرد که حتی میان سکولارهای غیرمذهبی داخلی هم جدی گرفته نمی شود شهرت خود را بیشتر مدیون سرکوب داخلی و تریبون نداشتن آدمهای حسابی است تا ارائه حتی یک مطلب بدردبخور.
    مقایسه کرده اید میان اسم شیک شاهین و اسم ترکی و لابد از رده خارج بیوک. آفرین به نشانه شناسی شما!!، آفرین به تشخیص شما!!!!. دوست عزیز، در جمهوری آذربایجان پسری یازده ساله بزرگان موسیقی آن سرزمین موسیقی خیز را با هنر خود انگشت به دهان کرده است، اسم او علم الدین است. در یازده سال گذشته و در سنتی ترین و عقب مانده ترین نقطه ایران کسی اسم فرزندش را علم الدین نمی گذارد. با این اوصاف شما اینها را نشانه فاصله متمدن شدن دو سوی ارس ارزیابی می کنید؟ این چه استدلالی است؟

    پاسخحذف
  17. دنيا دنياي سو تفاهم است! بخصوص اگر حماقت موروث (بي تعارف)هم چاشني اش شود. رفرنس من بهار و نقيسي و علامه قزويني و مينوي..هستن (نه جواد معلم در گوناز تيوي كه گفت اگر دنبال آريايي هستي به گدايان باكو نگاه كنين و اينرا 2 بار من با چشم و گوش خودم شنيدم. آرانيها به رييس خود "معلم"ميگن عين كلمات غلط انكيشاف به جاي توسعه و.... جهت اطلاع و اضافه بگم وقت جنگ قره باغ من در باكو بودم ماشين ولوو دوستم خراب شد كسي در انجا پيدا نشد تعميرش كند و با تريلي به ايران اورديم، ميگفتن مخنيكهاي ارمني همه فرار كردن... ولي تا دلت بخاد حرف مفت زن الا ماشااله. البته من وضعيت انها را درك ميكنم و ايرادي هم نيست. دوستي شوت داشت يك آذري را مسخره ميكرد و ميگفت اينها اومدن تهران ووو گفتم احتمالا شما يكهفته زودتر تشريف اوردين . منظورم اينكه ارانيها دوتا تاجر تقلبي عثماني را ديدن و تاتليس و....آرياييها گدا و...)كلمه ...يكدير براي انها توسط خودشان اختراع شده! پوزش.
    معمولا چكيده مطالب برايم كافيست . من مهندسم وبراحتي ميفهمم كه چرا قبايل قريش پيامبر را نكشتن (بحث خون در برابر خون و ديه- نه اينكه خدا حفظش كرد) من ميدانم نفت را مصدق ملي كرد نه كاشي(چون دكتراي حقوق بودو لاهه ادعاي محكمه پسند مخواهد..)من ميدانم فضل اله مشروعه طلب بود(كه بايد بر شجاعتش افرين گفت چرا كه شرع ،انسان را را در مقام قانون گذاري نميبيند چه رسد اساسي...) من در دعواي دانشجو و چاقوكشان در محيط دانشگاه، نديد حق را به دانشجو ميدم و در همه موارد فوق در بند سند و شوي تلويزيوني نيستم. اگر در مصاحبه اي ميكرفن رويتر و بيبيسي وسي ان ان و فرانسه و....را نبينم در سنديت گزارش كمي سست ميشم. يعني در حدي درگير تاريخم كه كسي نتواند مرا بولشت (BULL SHIT)كند پش حواستان باشد!وقتي كتاب پورپيرا را باز ميكني ميبيني هيچ بيوگرافي از خود ندارد (عين كتب ذبيح اله منصوري كه نويسندگانش ساختگي است). من اگر از عرب و ترك بدم بياد ميگم و نيازي به سو استفاده و بوق كرناي شما نيست !لذازياد "پيدا" نيست..." منظورم اين بود علت نبودوحدت ملي و بي هويتي (اقام ابلفض...)تاخت و تاز ميتواند باشد ولي حمله لرها به اصفهان اينگونه نيست.الان در سميناري هستم كه استادش گيلكي و لري را(حدود 400 )گويش فارسي ميداند. در ماجراي كريم لر من تاكيدم بيشتر بر مكان بود تا زبان. خرد سالم "كويا خايي بشي" رشتي رابه كجا ميخواهي بشوي (رفتن=شدن)نزديك ميداند.شما هم عرب باش چرا كه عرب هم براي خودش عرب است.(چه شود عرب ارومي...) ولي من شاهد بودم اعراب شديدا دنبال زبان انگليسي براي بچه هاشان هستن. ولي ما بدنبال زبان غني و سوپر غني عربي (تلفيزيون و كالسيم، ...-به علم گرته برداري آشنا هستم) الان دختر من 4 كتاب عربي دارد و لابد از ديد عميق شما خوش بحالش است (البته خودش استفراق ميكند برعكس من كه ...). مزيد اطلاع شما اگر عربي ياد بگيريد نميتوانيد انگليسي خوب حرف بزنيد و حلق وتارشما گشاد ميشه... والااسم مهم است و مطمينم اسم پسر /دختر شماايراني است نه گوني باجي و آدي گزل و المار و آمت (احمد) مامت (محمد)و.. كه البته در اذربايجان جعلي 1922 بسيار لوكس هم هستن.دوست مهربان! محل وقوع داستان شاهين و .. ايران بود نه آذربايجان كه از نظر اماري حق با شماست. ان فقط براي فان بود و ارزش مجادله ندارد.
    مشيري را نميشناسم ولي از آنجا كه شماكج انديشي را پيشه نموده ايد لابد آدم حسابي است لطفا كدام كانال و كي. من تشنه بحثهاي تراز اولم.. در مورد آقاي دباغ (شروش) هم ميدانم كه ايشان در مراحل دگرديسي است و فعلا تا نفي كتب آسماني پيشرفته اند. لابد شما منتظريد ايشان عرق را هم ازاد كنن تا بسلامتي...
    كاش ميشد ازش جلو هم بزنيد و چند صباحي هم او پشت شما بود كما اينكه گنجي اين كار را نمود و امام 12 را نعوذبالله... كار پيش اومد بايد برم. ...
    ياشاسين ازادليق

    پاسخحذف
  18. منظورم از مشیری مرد نابالغی است که در تلویزیونی لس آنجلسی بنام پارس پس از دوپینگ فراوان بطور شفاهی افاضه می فرماید و صبح تا شب به خیال خود روشنگری می کند، اما تخم نادانی می کارد. شاید اسمش را اشتباه گفتم بعضی وقتها دوستانم اس ام اس می زنند که ببینم، با شکنجه دقایقی تحمل می کنم.
    در ضمن بهار و قزوینی و مینوی و نفیسی در حوزه ادب فارسی کارهای در خور توجهی دارند اما در حوزه تاریخ و شناختن ایران و مخصوصا ترکها محل مراجعه هیج آماتوری هم نیستند و چیزی کفته اند و رفته اند که بیشتر به آرزو و شوخی می ماند تا تحقیق. اگر از محققی مثل رحیم رئیس نیا مثال می زدید باز حرفی بود. شما به مطلب من باز هم دقت نکردید اصلا در زبان فارسی دنبال این چیزها گشتن خطاست. گشته ایم می نشود یافت.
    یک تقاضا از دوستان که مرا مفتخر می کنند و این مطالب را می خوانند و بسیار بیشتر مفنخر می کنند که کامنت می گذارند، دارم. مطلب ارسالی شما حاوی هر نقد و حتی توهین به شخص من باشد، اشکالی ندارد اما اگر از نرم جامعه فراتر رود علاوه بر اینکه ممکن است جالب نباشد در آینده می تواند دردسر ساز هم باشد. همه ما محدودیتهای نوشته و نانوشته، رسمی و غیر رسمی را خوب بلد هستیم.

    پاسخحذف
  19. دوستان این آخرین کامنت من در این بحث است چون مشکل ما زبان مشترک است.از بابت استعمال@ حماقت موروث@ پوزش میخام گویا حق اجاره نشینی را بجا نیاوردم. ولی حماقت به شخص بنده به همراه سنت به ارث رسیده و اینرا میپذیرم.
    من طرفدار بازی علی دایی ام نه شخصیت زنباره اش، من طرفدار صدای داریوشم نه اعتیادش و....
    چه بسا آدمهای مورد تایید شما هم بله... باشند. دوست انگلیسی داشتم یک اهنگی را خیلی دوست داشت، گفتم خواننده اش کیست وکجاست؟ گفت فلانی و از همجنسگرایی مرد...
    بهار در زمینه تاریخ ادبیات (که مورد بحث مابود)همچنان معتبر بوده و بقیه بر خوان او در این زمینه نشسته اند. رییس نیا را هم مثل مشیری نمیشناسم و آن داستان( تحمل چند دقیقه ایت) مثل پرده کشی مسافرانی که بیش از یکبار سوار هواپیما شده ،میباشد که بله برای ما اینکار عادی است و دیدن طبیعت بیرون حتی زیبا باشد افت داره...
    جهت اطلاع بنده برای تقویت انگلیسی ام ویکیپدیا هم میرم و تنها به منابع فارسی قناعت نمیکنم. در مورد قفقاز و ترک و...در حد مهندسی تحلیلی (و نه 10 سال) مطالعاتی دارم. من با خودم روراستم. نه بر اشتری سوارم نه... زیر بارم و معتقدم هیچ مصلحتی بالاتر از بیان حقیقت (در حد درکم)نیست لذا قضیه بینهایت پابرجاست.
    فکر کنم کلیپسی از آن شیره ی کلاه گیسی (که برادرم و همسرش و خیلیهای دیگرازش متنفرند و آدم کریهی است) یکبار در گوناز تیوی دیدم که او هم به میمون تشبیهش کرد. خودم اسمش را سرچ کردم و برنامه های تی وی اش را یافتم. شما که جز فحش ننوشتید و مرا کمک نکردید. همه چیز گفتین الا SCHEDULEایشان. اشکال نداره. بالاخره ما هم گوگل داریم..هاهاهاهاها....فقط دیدم دکتر خویی وی رااستاد خطاب کرده بود. خدا گوگل را از ما نگیره.
    بالاخره استاد شهریار کبیر (نه خدا توانمت گفت...) و شاملو و اخوان هم فضانوردی میکردن. به ابلفض قسم حتی خیارفروش هم اتهام میمون و شیره ای و... را بکار نمیبره و نمیپذیره !
    دمکراسی یعنی تحمل.
    خودمانیم معنی کامنت را هم خراب کردیم و این ARTICLE است نه کامنت.
    برم سخنرانی رییس جمهور منتخب در سازمان دول متحد ببینم که برای اثبات امامزمان از مسیح شروع کرده و مترجم مادرمرده عرقریزان در حال ترجمه است.

    پاسخحذف
  20. البته من منظورم از ذکر دوپینک و تریاکی که مهندس بی نهایت به درستی بر اهانت آمیز بودن آن انگشت گذاشته، خدای نکرده توهین به شخص خاصی نیست. به صراحت می گویم که اگر توهینی هم باشد منظورم به همه مردم ایران است از تمام اقشار و صنوف. این عادت زشت و ناپسند به قدری همه گیر است که گفتن ندارد. به آن شخص هم به عنوان یک ایرانی این لفظ را به کار برده بودم به شخص او کار نداشتم. از جمله معضلات در این کشور این است که اگر تریاکی ترین ملت دنیا، را تریاکی بگوئیم توهین محسوب می شود!!
    اگر می گویند دموکراسی یعنی تحمل، یعنی علیرغم داشتن قدرت حریفت را خفه نکن. لازم نیست ما از آن وری غش کنیم. مثلا بنده حوصله شنیدن خیلی موضوعات را ندارم از حزعبلاتی مثل باستانی گرائی ، آریائی بازی ، ترک بازی و عرب بازی در منطقه ای که همه به هم پیوسته اند اصلا خوشم نمی آید، حوصله شنیدن حرف آنها را هم ندارم. از خود مهم انگاشتن یک مصری همانقدر حالم بهم می خورد که از یک ایرانی یا ترک. این جمله محمد قائد فوق العاده طلائی است "زمانی باید به گذشته افتخار کرد که دست کم آدم در آن سطح باقی مانده باشد و یا فراتر رفته باشد". حوصله این نوع افکار را نداشتن و نشنیدن و نخواندن منابع آنها دال بر غیر دمکرات بودن نیست. من بعضی وقتها از دست خودم هم حوصله ام سر می رود.
    در ضمن این باستانی گرائی و گذشته را بیل زدن و افتخارات تراشیدن به طور افراطی، مختص جوامع عقب مانده است. یک دانمارکی به راحتی ازاجداد وحشی اش ممکن است حرف بزند. میزان تحمل مصائب گذشته با میزان توسعه یافتگی فعلی نسبت دارد. اگر به یک عرب یا ترک یا ایرانی بگوئید شما سیصد سال پیش داخل میوه جات حساب نمی شدید، قبلا باید تدارک بادی گارد را دیده باشید. اما اگر به یک اسکاتلندی یا انگلیسی از هزار سال گذشته شان و زندگی نیمه وحشیانه شان بگوئید، تازه منابع معتبر را هم به شما نشان می دهند و ممکن است کلی هم اسباب انبساط خاطر شود.
    مهندس بی نهایت قبل از هر چیز قدرت تصور و طبع طنز ش نظر مرا جلب کرده است. چه پیش بینی جانانه ای از عرقریزان مترجم! آفرین بر شما. چون ساعاتی بعد بی بی سی گفت در ترجمه اشکال فنی بوجود آمده، بعبارتی یارو سر گیجه گرفته.

    پاسخحذف
  21. در مورد افاضات طلایی قاید (که ظاهرا هویتش را از مسخره کردن آریایی میگیرد و اگر حرف اساسی میزد مطمینا سایتش فیلتر میشد و حالی برایش نمیذاشتن که بنویسه چه برسد سایت بزنه- بفرض در ایران باشه که ظاهرا هست .در حالیکه اتمسفر غالب در ایران در حال لگدکوبی تخت جمشید و... هست، مسخره کردن کوروش هنر نیست و ترس ندارد. ایشان اولویتها را باید بشناسد تا به سرنوشت پورپیرا و... دچار نشه) باید گفت :نه الزاما!بحث افتخار نیست بلکه رفرنس دادن ما به اجدادماناست که فکر نکنیم بقول تازی پرستان ما چیزی نداشتیم 7 هزار عرب آمد ما را آدم کرد. ما خودمان میدانیم چی هستیم و کوبیدن یزدگرد که با دخترش ازدواج کرد تجاوز بیابانیها را توجیه نمیکند و فساد ما یک مساله داخلی بود.
    چه بسا خواهر زاده شما به بچه اش بگوید دایی ات را ببین که مهندس شده پس تو هم میتونی. داستان جوجه عقاب و جوجه مرغ فرانتس فانون برای بیدار کردن آفریقاییها را بخوانید که در گوش جوجه عقاب که قادر به پرواز نبود میخواند تو با مرغ فرق داری و جد تو اهل اسمان و....
    وقتی مورگان شوستر میگوید در عهد مشروطه(100سال پیش) 91 روزنامه در ایران بوده و آیتاله... را به دار کشیدندو... پس چرا شما امروز نتوانید کارتن امام جماعت زنگول اباد را بکشید و ...
    دمکراسی یعنی تحمل چیزهای قابل تحمل.
    امضا= وبگرد

    پاسخحذف
  22. هر کاری هم بکنی من قلمت را شناختم، همان مهندس بی نهایت هستی که اسم مستعار بامزه و با مسمائی است.

    از قابل تحمل هم تعاریف مختلف میشود کرد و امری است که به هزاران چیز، پیش هزاران فرهنگ بستگی دارد و بلافاصله تفسیر می پذیرد و قطعا نمی تواند حتی تعریف باشد چه برسد با این قاطعیت.
    شما مقصر نیستید در این نیرنگستان تا کسی زندان نرود و به بدبختی نیافتد و شعار تند ندهد، عامل حکومت است تا بوده همینطور بوده.

    پاسخحذف
  23. بحث‌ها از موضوع اوليه بسيار دور شده‌اند و اين چندان خوب نيست. اما درباره‌ي دو مورد خاص احساس كردم مي‌توانم نظر توضيح دهنده‌اي داشته باشم:
    اينكه ايرانيان مهمترين توسعه‌دهندگان اسلام بوده‌اند منطقاً ارتباطي به اين ندارد كه عربها با چه كيفيتي موفق به تصاحب ايران شدند و چه عواملي بستر اين حادثه‌ي حكومتي را بوجود آورد. در شرايط فعلي كه نارضايتي‌هاي اجتماعي –اقتصادي ناشي از استبداد داخلي گاه آرزوي تغييرِ قهرآميز را بر زبانِ بخش‌هايي از جامعه جاري مي‌سازد، آيا اگر عاملي خارجي به مدد سكوت ناراضيان باعث تحول حكومتي شود، بايد مقاومت بخش‌هاي ديگر جامعه را انكار كنيم يا نسبت به آنها شرم كنيم؟ آيا اگر آمريكا به ايران حمله كند و باعث تغيير رژيم شود، خودزني خواهد بود كه حاكميت را نالايق و بي‌تدبير بخوانيم؟ آيا اين اقدام براي بخش‌هاي عظيمي از جامعه كه وضع موجود را به هر دليلي ترجيح مي‌دهند، تحميل و اجبار نخواهد بود؟
    مطالعات تاريخي با درجه صحت قابل توجهي عوامل و متغير‌هاي تاثير گذار در تحولات فرهنگي و رشد مدنيِ جوامع را در اختيار ما مي‌گذارد. معمولاً مواجهه‌ي فرهنگي از مهمترين عوامل ايجاد تحول در سطوح اجتماعي-فرهنگي جوامع است. البته اين مواجهه در سايه امنيت و ثبات سياسي و اجتماعي فراهم مي‌آيد. فرهنگ همانند دانش در درون پارادايم‌هاي تاريخي خاصيت انباشتي دارد و اگر ثبات و امنيت نباشد اين مهم به دست نمي‌آيد. خمودي فرهنگي ايران پيش از اسلام در مواجهه با ايده‌هاي آوانگارد اسلامي( از نظر برابري‌هاي اجتماعي و ...) باعث تحول عظيمي در فرهنگ ايراني گرديد. اين تحول در زبان نيز خودنمايي مي‌كند. زبان پهلوي جاي خود را به عربي نداد بلكه در اثرپذيري، فارسي را توليد كرد. نه فرهنگ عربي بي‌مايه بود و نه فرهنگ عجمي. فارغ از اهميت مستقل اين دوفرهنگ ، در تلفيق با يكديگر نيز فرهنگ بسيار غني ديگري آفريده شد كه بيشر به نام و كام عربها تمام شد. اسلام باعث شد چشمه‌هاي پرآب اما خشكيده‌ي ايران دوباره زنده شوند و خروشان گردند.
    به نظر من نه آريايي ستيزي و نه عرب‌ ستيزي ره به جايي مي‌برد. مجادله بر سر اينكه آيا ديگران از ما برترند يا ما خود برتريم و چه‌ها داشته‌ايم، دعواي درازدامني است كه در ادوار پيشين نيز رونق داشته است. فردوسي نماينده‌ي ايراني‌گري و ناصرخسرو نماينده‌ي اسلامي‌گري‌ست. در ميان دانشمندان نيز اين دو طيف قابل شناسايي‌اند. در اين ميان وارستگاني همچون خيام نيز هستند كه جهاني مي‌انديشند و مي‌نويسند. به نظر من همه‌ي آنها بخشي از حقيقت را در دست دارند و تعصب در حقانيت يكي، افتادن در بيراهه است. والاترين انديشه‌ها و موجه‌ترين شخصيت‌ها نيز ممكن است در مقطعي نامناسب افتضاح ببار آورند. پيشروترين فرهنگ‌ها نيز دوران اوج و روزگار افول دارند. يونان و روم و ايران و اسلام هريك در جايگاه خود ارزشمندند اما ديگر دورانشان تمام شده. اگر قصد داريم به قصد شناسايي به آنها نزديك شويم بايد تعصبات و پيش‌داوري‌هايمان را كنار بگذاريم و تاريخ را در نسبت با ارزش‌هاي امروزي ننگريم. در جامعه‌ي ايران پيش از اسلام افراد امكان گذر از طبقات اجتماعي را نداشتند و سرنوشت طبقاطي آنها پيش از تولد تعيين شده بود. اسلام نتوانست پارادايم برده داري را در جامعه‌ي عرب براندازد اما همين كه امكان آزادسازي برده را بوجود آورد حركت بسيار بزرگي در جهت دموكراسي بود.
    از طرفي، با وجود ابهامات زياد در تاريخ برخي فكت‌ها كه تقريباً در همه‌ي منابع با اندكي تغيير آمده حرف‌هاي معناداري دارند. چرا دانشمنداني مثل ابن‌سينا و رازي و بيروني و ... كه تقريباً از 150تا 400هجري ظهور كردند در شهرهايي مثل مدينه و مكه يافت نشدند كه زهدان اسلام بود. چرا مسجد كبود، سلطانيه و اياصوفيه در عربستان ظهور نكردند. چرا مراكز مهم علمي و كلامي در جندي‌شاپور و بغداد و ري بودند تا در مدينه و .... ارزش‌هاي تاريخي اسلام جايگاه خود را دارد اما اين سوالها براي كساني كه فكر ميكنند همه‌ي موفقيت‌هاي دنياي اسلام متعلق به عرب‌هاي متجاوز عربستان است جاي تامل و پاسخ دارد.

    پاسخحذف
  24. ادامه‌ي كامنت قبلي..
    نكته‌ي ديگري كه با وجود طولاني شدن كامنت لازم مي‌دانم درباره‌ي آن حرف بزنم اشاره ‌ي مسمتر محمد به اين نكته است كه زبان فارسي فاقد منابع وسيع است. در نگاه كلي و در مقايسه با زباني مثل انگليسي قبول دارم كه چنين است. اما فكر مي‌كنم اين ادعا اندكي اغراق و حاصل فراخي ماتحت خودمان است. ما با فرهنگ كتابخواني و شناسايي منابع آشنايي نداريم فكر مي‌كنيم منابع بايد بيايند و ما را پيدا كنند. در جايي كه بوجود آورندگان اينترنت براي يافتن منابع اساسي به اين وسيله اعتماد نمي‌كنند ما فكر مي‌كنيم بايد با فشردن يك كليد خواسته‌هايمان فراهم شود. شما چه وقت براي تحقيق درباره‌ي يك موضوع خاص به كتابخانه‌اي تخصصي مراجعه كرده‌ايد يا پيش متخصص آن رشته رفته‌ايد كه دست‌تان خالي مانده باشد. آيا زحمت خواندن چند كتاب تخصصي را براي يافتن جواب سئوالتان به خود داده‌ايد. وقتي در يك حوزه‌اي به شكل تخصصي وارد مي‌شويد پس از صرف وقت و زحمت زياد تازه با منابع معتبر و افراد صاحب نظر آشنا مي‌شويد؛ خواندن و غور كردن در مطالب آنها بماند كه زماني بس طولاني مي‌برد. سوال‌هاي دشوار پاسخ‌هاي ساده و سهل‌الوصول ندارند، در اغلب موارد نيز فرآيند تلاش براي يافتن پاسخ خود منجر به تغيير صورت مسئله و كسب آگاهي بيشتر منجر به تغيير سئوال‌ها ميشود. برخي سئوال‌ها اساساً فاقد پاسخ هستند اما اين خود يك آگاهي است كه در مرحله‌اي از تخصص آشكار مي‌شود. در جامعه‌اي كه كتاب‌هاي ذبيع‌اله منصوري به عنوان كتب تاريخي به ميزان وسيع فروخته مي‌شود و كتاب‌هاي راوندي و ترجمه‌هاي انوشه و يارشاطر و ديگران خاك مي‌خورند طبيعي است كه بگوييم در زبان فارسي منبع تاريخي يافت نمي‌شود.
    كتابخواني در جامعه‌ي ما جنبه‌ي عمومي ندارد لذا در حيطه‌ي عمومي اساساً انتظار وجود منابع وسيع بيهوده و خالي از معنا است. برخي از كتاب‌هاي تخصصي در طول عمر يك نسل ادبي تنها يكبارچاپ مي‌شوند و به چاپ مجدد نمي‌رسند. توجه كنيد در بازاري كه 1200نسخه از كتاب منتشر شده چندين سال طول مي‌كشد به فروش برسد آيا مي‌توان انتظار غناي منابع را داشت؟ يا كتاب‌فروش بايد ديوانه باشد يا ناشر. هزار نفر در سي سال متوالي پيدا نشده است كه كتاب عظيم كانت( سنجش خرد ناب) را كه اديب سلطاني ترجمه كرده بخواند آنوقت شما انتظار داريد كتابفروش قفسه‌هاي باارزشش را كه اگر چيپس و پفك در آن بود روزي دو بار خالي مي‌شد با چنين كتابهايي پر نگه دارد و از فروختن «آشپز دو دقيقه‌اي» و « مدير يك دقيقه‌اي» اجتناب كند.
    كوتاه سخن اينكه كتاب و منبع زياد است خواننده نيست. شما هم بايد ياد بگيريد كجا دنبال چه چيزي بگرديد. در كشورهاي ديگر هم داستان با اندكي تفاوت از همين قرار است. ترجمه‌ اشعار خيام پس از چند دهه كه توسط يك اديب در يك دست دوم فروشي كشف شد مشهور گرديد و انقلاب به پا كرد. شناسايي و يافتن منابع معتبر فرمول‌هاي خاص خود را دارد كه ارتباط چنداني به مكانيسم بازار ندارند.

    پاسخحذف
  25. مامت عزيز! لطفا بنا را بر برائت بگذاريد و ادعاي فردي وبگرد رابپذيريد وگرنه بنده هم دنبال بهانه ام كه مثل مهندس بينهايت كوچ كنم.هاهاها
    كسي نگفت قايد (اسم فاعل از قيادت بمعني پيشواو رهبر كه در جهان آزاد منسوخ است- بيمنظور گفتم)مزدور كسي است ! گفتم حرف اساسي كه به حكام برخورد، نميزند و روشنگري براي من نميكند. مسخره كردن كيكخوري دسته جمعي وحشيانه آرياييهادر پارك لاله و اينكه آي بشتابيد نيرنگستان آريايي و... درد مرا دوا نميكندووو . بلي قبول دارم ما همه ذهن اسير داريم و دعا ميكنيم زندانبان نميرد...
    احمد آقا من فكر ميكنم ستيزي در كار نيست و اين فكر ايده آليستي ماست كه سريع حرف آخر را ميزند.(به دو كامنت بالاتر نگاه كنيد، من كي گفتم قائد مزدور است؟ ولي ذهن ايدئولوژيك سريع ميگويد پس شما ميگوييد ال بل جيمبل...
    ضمنامطالبت براي من سنگين بود و فقط بگم ناصرخسرو همانكه ميگويد از ترس مور دهان اژدها شدم(اشاره است به ترك دربار و روي آوري به فقه- لطفا در سايت ganjoor.netسرچ كن و شعر كامل را ببين)با توجه به جو آنزمان باارزش است. شما اگر در قم وكاشان ديديد كه عرقخور و قمارباز نماز ميخواند تعجب نخواهيد كرد. چون نماز در آنجانهادينه (institution)شده !بايد پديده ها را با عوامل دورانش بررسي كرد. (ضرب المثل: يكي به يكي گفت:..يدم توي دهن گشنه پدرت! گفت: فلان فلانشده بدبخت داشت و نخورد؟ just 4 fun)
    مولوي دو شعر متضاد دارد: من تيغ از پي حق ميزنم.. (وقتي نابالغ بود) و شعر بعدي :من آن آهويم...يا مرده بوده زنده شدم...(بعد از آشنايي با شمس و عقايد بايزيد كه روحش لطيفتر شده بخصوص از بلخ به رومشرقي رفته و دنيا ديده شده) پس نيازي به گيجشدن نيست و بايد اينها را تفسير و تحليل كرد.چراحافظ رارند ميگن؟ چون در لفافه حرفش را زده و..
    ولگرد ببخشيد وبگرد

    پاسخحذف
  26. آفرین بر احمد، من اولین بار است که با نوشته احمد اینقدر موافقم. می خواهم نکاتی را به آن اضافه کنم، از آخر شروع می کنم. اینکه که تمام موفقیت اسلام را اعراب به پای خود بنویسند همان حماقتی است که ما هم از زاویه دیگر دچار آن هستیم و من به سهم خود و حداقل در جمع دوستانم سعی می کنم این نکته را روشن کنم که در این منطقه آریائی بازی ، ترک بازی ، عرب بازی بیش از هر چیزی نشانه حماقت است. از بحث دور نیافتادیم من محیط زیست خلیج فارس را بهانه کردم تا بگویم چرا ما در منظقه ای که فعلا هیچ ملتی نه سر پیاز است و نه ته پیاز، اینهمه از هم نفرت داریم؟ اینکه که احمد گفته است دعوای دراز دامنی است من با آن مخالفم. اتفاقا دعوای جدیدی است و البته بحثی مفصل می طلبد. اعراب نهایتا چهار قرن بعد از اسلام در منظقه ما دوام آوردند و دو قرن آن را کاملا مسلط بودند، بعدا تمام قدرت اسلام و جهان اسلام ا دست ترکها افتاد. از جمله خود اعراب تا همین قرن گذشته زیر بیرق ترکها بودند و این بیچاره ها اگر هم کاری کرده باشند مربوط به بیش از هزار سال پیش است. احمد سوال کرده است که امریکا الان نظام مقدس را سرنگون کند شاید بسیاری که دل خونی دارند خوشحال شوند و از همین جا نقبی می زند به صدر اسلام که مردم از حکومت راضی نبودند که اعراب با اسلام ظاهر شدند. به نکته دیگری توجه نشده است موضوع این نیست که ایرانیان از ساسانیان ناراضی بودند و تن به حکومت اعراب دادند، موضوع اینجاست که الان ادعا می شود دو قرن اعراب با توحش تمام ایران را لگد کوب کردند، تجاوز کردند، کتاب سوزی کردند، فرهنگ سوزی کردند، به ناموس مردم تجاوز کردند و هر چه پلشتی است به این ملت نسبت می دهند. دوستی در اصفهان دارم که کوهنورد است به قله ای در لرستان صعود کرده و از اثری باستانی در بلندیهای آنجا تعریف می کرد و می گفت چطور اعراب اینجا را خراب کرده اند! گفتم عزیز من، مگر اعراب ماهواره داشتند که نقطه به نقطه ایران را شناسائی کنند و بزنند. این چه ادعائی است؟ در سرزمینی چنین پهناور هنوز نقاط ناشناخته وجود دارد، تخت جمشید با آن عظمت تا صد سال پیش زیر خاک بود، طالبان فقط به کمک تکنولوژی توانست در بامیان آن فاجعه را بوجود آورد. چرا هر اتفاقی می افتد به عرب بخت برگشته هزار و چهارصد سال پیش نسبت می دهید؟
    سوال من اینجاست که اگر بر فرض اعراب این کار را کرده اند چرا مردم ایران کاسه داعتر از آش شده اند؟ بعبارت دیگر اگر امریکا در عراق بیشتر از صدام بکشد، بیشتر از صدام زور بگوید و مردم همچنان عاشق امریکا باشند، جای سوال نیست؟ این خودزنی نیست که نیاکان ما فرهنگ و دین و زبان اعراب را گرفته اند و در توسعه آن از خود آنان پیشی گرفته اند را قربانی تجاوز ناموسی اعراب تلقی کنیم ؟ چه نیاکان بی غیرت و بی ناموسی داشتیم!.

    پاسخحذف
  27. بقیه از کامنت قبلی
    احمد به دیدگاهای پیشرو اسلام و نطام طبقاتی ایران اشاره کرده است من اضافه می کنم که اسلام بر عکس نظام قبلی ایران، قرآن را با خود آورد و گفت حتی اگر بی سواد هم هستید آن را دست بگیرید و هر چه حفظ هستید بخوانید. در درون این حکم خواسته یا ناخواسته اتفاق بزرگی نهفته است، همه حق و فرصت داشتنند باسواد شوند. چیزی که روح ایرانی هم از آن بی خبر بود.
    فردوسی ضد عرب نیست، حماسه سرائی ایرانی است. فرهنگ ضد عربی در همین صد سال پیش در ایران تولید شده است و هیچ سابقه ای ندارد. به نظر من سیاهترین دوره ایران نه قاجار، نه صفویه بلکه دوران پهلوی است. این دوره متعلق به متجددینی است که فقط چیزهائی از تجدد و ناسیونالیسم می دانستند و بسیاری مطالب حتی به فکرشان هم نرسیده بود. من بیش از بیست سال است که در صنایع کشور برای بهبود روشها، سیستم ارائه می کنم. با خون و پوست خود احساس می کنم که کسی که موضوع را خوب نفهمیده چه فجایعی ممکن است ببار بیاورد. سیستم دستی و سنتی هزار شرف دارد به سیستمی مکانیزه و کامپیوتری از طرف شخص یا شرکت یا مدیریتی که شناخت کافی از موضوع ندارد. دوران پهلوی اوج این نادانی ها در قالب مدرن شدن است.
    به همین مهندس بی نهایت خودمان توجه کن، ایشان ترک زبان است اما حسرت تمدن پارسی را که نیاکان ترکش آن را درنوردیده اند می خورد!!. فکر می کنی از روح دمکرات و منصف اوست؟ نه، از عوضی فهمیدن تاریخ در این سرزمین است که از فرد عامی بی سواد تا مهندس بی نهایت و حتی تا احمد شاملو را فریب داده است. اشتباه نکنیم این آریائی بازیها و ضد عرب بازیها مال همین صد سال گذشته است. در طرف اعراب هم همینطور است. صدام بازی و ضد فارس بازیها هیچ ارتباطی به پیشینه اعراب ندارد. هیچ ارتباطی به استعمار هم ندارد. جهلی است که حالاحالاها دامنگیر ما خواهد بود. البته نباید زیاد ناامید بود، ترکیه با سرعتی غیر قابل وصف از این بحران عبور می کند، شاید هم عبور کرده است.
    در خاتمه به این سوال که چرا ابن سینا و خوارزمی و ابن عربی و ابن خلدون در مدینه پیدا نشدند، باید اعرابی که خود را نقطه پرگار تمدن می دانند، جواب دهند. آیا شما مایل هستید به این سوال من جواب دهید که چرا گلستان سعدی، دیوان حافظ، دیوان کبیر شمس، حماسه فردوسی، ابوریحان بیرونی، خوارزمی، فارابی، ابن سینا، ملاصدرا در قبل از اسلام بوجود نیامد؟ البته احمد به نیکی و منصفانه اشاره کرده است که تلفیق دو فرهنگ چه استعدادهائی را شکوفا کرد.
    اشاره بکنم، اینکه اعراب سوزاندند و بردند و کشتند، علاوه بر اینکه ابطال ناپذیر هست با سیر حوادث و تجارب سایر ملل همخوانی ندارد. مغول بغداد را با خاک یکسان کرد، چیزی از بغداد باقی نمانده است؟

    اطلاعات احمد از فراخی نشیمنگاه من کاملا ناقص است، من چند سال است که می خواهم بدانم ترکها در سایر کشورها به منظقه چطور نگاه می کنند. مثلا ازبکها و یا آذربایجانیها و یا ترکیه ای ها چطور در کتابهای رسمی شان تحولات تاریخی منظقه را ارزیابی و تحلیل می کنند. فقط یک کتاب پیدا کرده ام که کلی از آن مطلب فرا گرفته ام که راجع به جنگ ملازگرد توسط آلب ارسلان است که نویسنده ای اهل ترکیه نوشته و به فارسی ترجمه شده است. حتی از مدیران ترک کوکا کولا خواهش کردم یک نسخه از کتابهای درسی و تاریخی آنجا را برایم بیاورند، ظاهرا توجیه هستند و یا تحویل نگرفتند که تا کنون به دستم نرسیده. چون این موضوعات بشدت مناقشه بر انگیز است هم در گذشته و هم حالا به شکل رسمی و غیر رسمی کاملا سانسور می شود تحقیقات یک جانبه ای مثل قزوینی و نفیسی و پیرنیا فقط امکان حضور دارند که مهندس بی نهایت را محسور خود کرده است. کتاب مکتب در فرآیند تکامل بشدت مورد استقبال قرار گرفت. برای کسی که در پایتخت شیعه زندگی می کند و می خواهد راجع به این مذهب اطلاعات دست اولی داشته باشد، جای تعجب دارد که این کتاب جزو معدود منابع فارسی است. بنابراین مطلب من را که در فارسی راجع به این موضوعات منابع بسیار کم داریم جدی بگیرید، الکی نگفتم.

    پاسخحذف
  28. مهندس بی نهایت عزیز، من قلمت و فکرت را شناختم با هر اسم دیگری امضا کنی فایده ندارد.

    پاسخحذف
  29. چیز دیگری در خصوص نوشته احمد فراموش کردم. اینکه کتابخوانی در جامعه نفوذ ندارد کتابی مثل خرد ناب سالها در کتابخانه می ماند، فقط متعلق به ایران نیست در کشورهای توسعه یافته هم این جور کتابها کم خواننده است و کتابهای پرفروش مانند هری پاتر، خاطرات هیلاری کلینتون و از این دست است . اتفاقا در ایران بیشتر از جاهای دیگر کتابخوانان مشغول فلسفه و منظق و از این حرفها هستند. به قول محمد قائد یک ناظر خارجی از این همه فلسفه بافی تعجب می کند.

    پاسخحذف
  30. من به مطالب بالا زیاد نمیپردازم چون با عقل تحلیلگر من جور نیست و تنها راه شناخت ما عقل (و نه قوزک پا)است.
    در خصوص خدمت اسلام و مسلمین به ایران و تولید بن سینا و بیرونی..شما را به صفحه 3 کتاب ریاضی اول دبیرستان ارجاع میدم که استدلال شما بی شباهت به آن نیست ،مینویسد: اولین بار هندیان (بعنوان قوم و سرزمین نه بوداییان )عددصفر را کشف کردند ولی مسلمانان(کدام قوم وکجا؟)انرا به جهان معرفی کردند....(پرانتزها از حقیر کمتر از قطمیر است)
    پرواضح است علم و ادبیات مستقل از حکام پیش میرن و اینها فقط روندآنرا کند و تند میکنند ( مثلاالآن وزارت کامرانیه -که بواسطه لیاقت در وزارت کشور این پست را گرفته-4 رشته علوم انسانی را حذف کرده! )اینکه سعدی یا سعدیها محصول اسلامند واقعیت است چون در نظامیه بغداد بوده است.
    دوستان! ادبیات در عین اینکه از دین تاثیر میگیرد ولی استقلال خودش را دارد مگر گوته سبک ادبی اش را از مسیحیت گرفته و فردوسی فیلسوف و سراینده پدیده شاهنامه( سند مالکیت ایرانزمین) در مکتب بغداد خوانده؟ اگر سعدی اسلامی نمیداشتیم (البته ضایعه بزرگی بود) بالاخره معدی مجوس میداشتیم و...
    مطالب احمد بیشتر حالت ریش سفیدی و خنثی دارد که دم و بازدمش گرم!

    مامت عزیز!بحث حسرت وغیردموکرات بودن نیست، بحت قضاوت و تحلیل درست است ! بیابانگرد بواسطه گردش و سیار بودن (آجر روی هم نمیگذارد و چادرش نردبان لازم نداردو...)نمیتواند متمدن باشد و ترکان وقتیکه از حرکت ایستادند ترک تر شدند. بابا تمدن از ریشه مدینه به معنی شهر و شهرنشینی و سکونت-ساکن- است ،(البته ممکن است کاروانسرا باشند مثل سلفچگان و یثرب...)
    ضمنا آقایان قزوینی و مینوی و... اولین گروه اعزامی به فرنگ هستن و شاگرد هرتسفلد و براون بوده و تکنیکهای تاریخنگاری وپانکچوایشن...را به اینها آموخته اند. کسی نیست محقق حافظ باشد واز نسخه علامه قزوینی بهره نبرد و همینطور فروغی (سعدی)نفیسی( تاریخ قاجار) کسروی وآدمیت (مشروطه)، مینوی و خلخالی (کلیله دمنه و..)، پورداود(اوستا) دکتر صفا (شاهنامه)و صد البته به کمک خوارج! ما نتیجه تحقیقات انها را میخوانیم و مقایسه میکنیم. بحث برنده بجا!بابا مگر چقدروقت داریم ...
    در مورد غلامان ترک غزنوی ،مورخ زنده انگلیسی تحصیلکرده آکسفورد و استاد فعلی ادینبورگ بنام ادموند باسورس (با ذکر منابع معتبر)تحقیقات عالی انجام داده که مقبول بنده افتاد.
    راستش دو جماعت کم کمرو میشناسم، یکی مسلمانان، چرا که یک یهودی در عربستان نیست ویا سنی ها در تهران مسجد ندارند ولی عدم اجازه شهردار نیویورک به ساخت مسجد در کنار برجهای 2 قلو ونیز غیزقانونی بودن روبند در جاهای عمومی در فرانسه (بابا! ماسک برای مردهاهم ممنوعه و بحث امنیتی است )از مصادیق نقض دمکراسی است.(دمکراسی معتقد به قدرت مردمست و فرسخها با ایدیولوژی پاکستانی تک کتابی فاصله دارد) دوم ترکها که همیشه اینهادر ایران حاکم بوده ولی میگن فارسها مارا استثمار کرده اند. پدر من!خونخواران تاریخ این سرزمین محمود ، تیمورو هلاکو، اقامخمد خان و...بوده وصد البته در زمان پهلوی به اشتباه به آذربایجان (وخیلی جاهای دیگر) اجحاف شد. مگر رضا و ممدرضا منتخب فارسها بودن؟ الان که حگومت دست ترکهاست و مربی پرسپولیس (نه تراختور)دایی است. حکومت سرمایه است و بوده و....
    قلقلکم ندین از کار و زندگی افتادم! منهم مثل مهندس بینهایت خداحافظی میکنم و در بحثهای دیگر که مناسب باشند کامنت خود را خواهم داد.
    الهی ننه! گوگل بشی
    با اینکه ترک نیستم گوله گوله
    وبگرد سرگردان(تو هی بگو مهندس بینهایت)

    پاسخحذف
  31. این کامنت آخری وبگرد فوق العاده منسجم بود، ای وبگرد نازنین ببخشید که من شما را با مهندس بی نهایت اشتباه گرفتم. در حقیقت موجبات ناراحتی هر دوی شما شدم. از این بابت معذرت می خواهم.
    نهالستان خواننده محدودی دارد، و اگر دست کم خودت را از طریق ایمیل معرفی نکنی من خودم را از طبقه پنجم منزل و از طریق بالکن به پائین خواهم انداخت!!. تمام نوشابه سازها به من ایراد میگیرند که تو تنهائی، و ما به تو وابسته شدیم، بنابراین اگر خودت را معرفی نکنی این همه نوشابه ساز بعد از وفات جانگداز من و بر اساس همین نوشته مدعی تو خواهند شد!!!!.
    وبگرد نازنین، لطفا از این پست خداحافظی نکن و به یک سوال من جواب بده، وقتی تو با یک روحیه تحقیقی که در زمینه دین تحقیق می کند، مواجه می شوی با کاتولیک ها که خود را حق مطلق می دانند و البته از پدر و مادری کاتولیک متولد شده اند، شیعیان که خود را حق مطلق می دانند و البته از پدر و مادری شیعه متولد شده اند، سنیان که خود را حق مطلق می دانند و البته از پدر و مادری سنی متولد شده اند،.... چه احساسی پیدا می کنی؟ ممکن است به این دینداری و مومن بودن آنها احترام بگذاری اما اینکه آنها با تحقیق و کنکاش فراوان به این نتیجه رسیده اند، کمی مشکوک به نظر نمی رسد؟
    همین محققینی که من و تو به آنها دسترسی داریم در ارمنستان، آذربایجان، ترکیه، کشورهای عربی وجود دارند، همه هم خود را محور تمدن می دانند و با نتایج متناقص. این نوع تحقیقات به نظر تو کمی مشکوک و یا سطحی به نظر نمی رسد؟
    همان مثال کوروش و سومرها را که در کامنت قبلی مثال زدم کافی نیست تا ما کمی با شک به این موضوعات بپردازیم؟ عزیز من ایرانیان کوروش را صادر کننده اولین اعلامیه حقوق بشر می دانند، کسانی از همسایه ها او را سوزاننده تمدن در بین النهرین تا ظهور اسلام می دانند، و موزه بریتانیا فقط در یک جمله ساده می گوید که پادشاهان فاتح بین النهرین از این اعلامیه های مهربانانه صادر می کردند. این سه نتیجه تقریبا هیچ نسبتی با هم ندارد. به من اجازه می دهی بگویم دست کم در زبان فارسی و با امثال قزوینی و مینوی نمی توان به یک نتیجه تحقیقی درجه اول رسید؟
    همانطور که با محققین ترک نمی توان به این نتیجه رسید که سومرها ترک بودند؟
    من نه حمله می کنم و نه دفاع. فقط می گویم در کشوری و منطقه ای توسعه نیافته با انبوهی از خزعبلات مواجه هستیم.

    پاسخحذف
  32. این جمله را پیش درآمد می نویسم وجواب آخرین کامنت را علرغم خداحافظی خواهم داد. به ابلفض قسم بی منظورم به خودت نگیر، انیشتن:دو چیز بی انتهاست ،کائنات و جهل انسانها!در مورد دومی مطمئنم.
    راستی در مورد انتخاب عربیت جنابعالی از بین عرب و ترک و فارس ،بین عرب و ترک حق را به شما می دهم.
    وبگرد ولگرد

    پاسخحذف
  33. يك پيش در آمد ديگر:
    در رابطه با مقاله خر، كه شايد بهتر بود كامنتهاي مربوط به ترك و عرب و سومر و... در آنجا مي آمد، (هر چند بحث خليج فارس هم بواسطه موضوع قدمت و اصالت اسم وتمدن ،كامنتهاي ما بيربط نبود)بنده معتقدم كه تركان خر نيستند و نميتوانند خر باشند. چرا كه شما بدرستي آورده ايد خر حيوان مطيع و آرامي است در حاليكه پريروز ديدم خانم مركل و يك نويسنده آلماني ادعا نموده اند اكثر تركان و اعراب در آلمان مطيع و تابع قانون نبوده وانتگره نميشن.ضمنا گفت متوسط هوش المانيها (تقسيم بر جمعيت)بعلت اعراب و تركان پايين آمده است .... كه من با قسمت اول يعني مطيع نبودن است كار دارم(برعكس هنديان،فيليپينيها و تايلنديهاو...)
    در باره سومر و ترك و حضرت آدم متولد 1/1/1( كه اول ترك بوده و بعدا آدم شده، كامنت تحليلي خواهم داد.
    وبگرد

    پاسخحذف
  34. وبگرد عزیز
    نوشته شما خیلی تند و اهانت آمیز است، خانم آنگلا مرکل ممکن است در مافی الضمیر خویش چنین بیندیشد، ولی او تربیت شده در یک جامعه متمدن است و چنین حرفهای ناحسابی را به زبان نمی آورد. لازم هم نیست لینک مطلب او را بگذارید. دنیای متمدن و علی الخصوص دنیای غرب صدها سال است آموخته که با ادبیات امثال شما راه به جائی نخواهد برد.
    شاید به تعداد انگشتان یک دست کسی را پیدا نکنید که نگاه من را به خر داشته باشد، از نظر من خر حیوانی نجیب، باهوش و مطیع است، اما این نگاه، نگاه عامه نیست. شما با کدام نگاه ملتی را با حیوانی مقایسه می کنید؟ عرف پذیرفته و بسیار جا افتاده در عموم فرهنگهای خاورمیانه ای مطلب شما را توهین آمیز ارزیابی می کند. از آن منظری که شما نگاه می کنید من هم توهین آمیز تلقی می کنم. دوست من اینجا خانه من است من در خانه ام از هر چیزی که به نظرم می رسد انتقاد می کنم و قطعا نمی خواهم در این فضای محدود و با خواننده محدود چنین کامنتهای اهانت آمیز منتشر شود. پیداست شما فردی کتاب خوان هستید، نوشته شما خود گواه است که ما چقدر از عقب ماندگی و مطلق اندیشی و خود محور انگاری عذاب می کشیم.
    با این ادبیات، لطفا خانه من را آلوده نکنید.

    پاسخحذف
  35. مطلب زیبائی است، بخوانید

    http://www.rfi.fr/actufa/articles/113/article_6396.asp

    پاسخحذف
  36. تا آنجا که من میدانم bbc حرف دل وفی الضمیر مردم را نمیزند بلکه انچه را مردم بزبان میاورند پخش میکند. چون از دید شما منکرات است از ذکر تاریخ پخش آن خودداری میکنم.
    شاید شما بعنوان صاحبخانه چنین حقی داشته باشید و به من حق حتی اقتباس چنین توهینی ندهید (که البته چنین قصدی نداشتم و فقط مقاله شما در رابطه با مطیع بودن خر و خانم مرکل در باره عدم اطاعت ترکان در ذهن مطلقگرا و نه لزوما عقبمانده من با هم تداخل و تداعی شد. ) ولی مرکل هم بعنوان صاحبخانه و صد البته متمدن غربی مورد تاییدشما این حزف را زد و لابد حق خودش میدانست که بزند. بخصوص اینکه بالاترین تولید ترکان" مثل " است و المانیها رشد منفی دارند و این برایشان نگران کننده است.
    ظاهرا میشود خر را به تک تک افراد منتسب کرد (چون شما به جوانانی که مادرشان رختشویی میکنند و انها بیکارند... نسبت داده بودین- اگر اشتباه نکنم حتی پایینتر از خر)ازاین مقوله من ترک وفارس وعرب خر و انگلیسی خوک و filipino monkey... به چشم دیده ام .
    ببخشید باعث "عذاب"کشی شما شدیم! بالاخره مشتریان شما ترک هم هستن و هزار البته با شرف .
    خودمانیم در بحث لب و لج و زخم(بضم ز)... در بیاد بد نیست. ما که گفتیم نیستن اگر خدایناکرده ...
    بگذریم! بحث ترکهای سومر (چسبیده به حضرت آدم) جالبتر خواهد بود....

    پاسخحذف
  37. خواستم مفصل بنویسم ولی دیدم که مشارکتی نیست و اگر تنها آقای بالانجی طرف صحبت باشد نیاز به گفتگو نیست و یک دگنگ برایش کافیست....
    یک اشکالی که هست question framing هست یعنی ما حریف را در قالب سوالی میاندازیم که مجبور شود به آن جواب دهد یا انکی بزنیم که شیرازه بحث بپاشد. مثل انگ مطلقگرا(گزایش به ان بد نیست و اشکال انجاست که بگوییم حق نزد ماست) و یا "نازیدن به فارسی دری" ویا "توهین به اعراب"...
    دوستان بیایید قضاوت را به خواننده ها (که تعداد انها مطمئنا از مستمعین سخنرانی رییس جمهور گل ما در un کمتر است و بنکی مون گفته من رفتم کلید را بگیر و درب را قفل کن..)واگذاریم و تحمل را بیشتر کنیم. تمرین میکنیم 1و2و3و...تمرین میکنیم...
    اما بعد
    ظاهرا باید بحث را باید از بیگ بنگ و نهایتا پیدایش زمین و حیات و نیاندرتال... شروع کنیم و زبان مشترک پیدا کنیم. یکبار به یک مسیحی خارجی گفتم که بهترین تاریخ مبنا انستکه بدانیم کره زمین چندبار دور خودش چرخیده نه عیسی و موسی!
    فرق حقیقت و واقعیت را بدانیم و درجای خود بکار بگیریم. اینکه ترکان (بواسطه جنگ 2 کمبود مرد شد...)در آلمان معضل هستند و یا زنها رانندگیشان تعریف ندارد و یا دهاتیها به چراغ راهنمایی بی توجهند و.... واقعیات اماری هستند و اشکال حقوقی هم ندارد و دلیل عقبماندگی هم انشاا..نیست. بله حق اینست که ترک عین عین المانی باشد ولی چه کنیم برای انتگره شدن باید سالیان سال در صف باشند..
    همینطور خانمها که معمولا دیرتر از اقایان وارذ امور اجتماعی (رانندگی، جوشکاری و...)شدهاند و هیچ دلیلی بر ناقصالعقل بودن و دیه نصف انها نیست.(بحث اماری است)و...همینطور دهاتی ساده...

    با این توضیح 2 مطلب را گفته و نوادگان سومر (حلقه مفقوده) را به بعد موکول میکنم.

    1-در باره خدمت مسلمین به علم (SCIENCE)باید تکرار کرد که علما مستقل از دین مردم ،کار خود را میکنن حتی اگر علم گناه کبیره باشد... جابر حیان شیمی را از امام صادق (ع) یاد نگرفته بلکه مسایل فقهی را از محضر ایشان تلمذ مینمود. رفیقی دارم که دکترایش را از انگلیس گرفته ولی در صف اول نماز جماعت مایستد...
    2- در باره کوروش و دستپرورده بودن یهود: دانستن علم ژیوپلتیک کافیست بدین ترتیب که بینالنهرین(بابل و آشور) بین تمدن پارس (بدون اینکه برایش غش کنم) و اسراییل وفنیقی بوده که با دو طرف در حال جنگ بوده لذا شکست و تضعیف ان، یهود را هم خوشحال کرده...(هند و یونان و ارمنستان دوستان استراتژیک ایران هستن بواسطه ترکیه و پاکستان...).
    آشوریان کشاورز بابل (دروازه خدایان) تاجر را شکست داده که نوادگان سومر بوده و ماد اشور را و دوباره بابل یهودیان فنیقی ووو کوروش و بعد اسکندر و نهایتا سلوکیان تیسفون ووو
    بقیه در گوگل و بریتانیکا......
    لذا انصاف دهید حداقل همان دیدی که از بخت النصر بابلی و هوخشتره مادی دارید به کوروش بنگرید. حداقل چیزی که هست جنگ و ارتش ویرانگر هم نشان تمدن است(دزد های امروز باید الکترونیک بلد باشند)
    بابا ترکیه و کویت وپاکستان دنبال یک تکه گل نبشته هستند..... مهمان رسید ادامه...

    پاسخحذف
  38. پاکستان به قول محمد قائد رجاله آباد بی آینده است، کویت نه به عنوان کشور بلکه به عنوان بخشی از ملت عرب مطرح است و این ملت نوشتن و سرودن را به خیلی جاها صادر کرده است.
    ترکیه هم از این گل نوشته ها که به ملت امروز ترکیه مستقیما مرتبط است، زیاد دارد. شما خبر ندارید.
    اصلا کوروش و آریائی بازی چه ربط مستقیمی به سرزمین هزار قوم ایران دارد؟ بزرگترین گروه قومی ایران ترک و دست کم به لحاظ زبانی صدرصد غیر آریائی است.
    گرچه کوروش فقط یک امپراتوری بنیان گذاشته و این فقط یکی از ارکان تمدن است و البته مطلب مستقلی در این خصوص خواهم نوشت که کار کوروش چندان فرقی با سایر چهان گشایان ندارد، اما بر فرض هم او را محور تمدنها و حقوق بشر بدانیم مثل این می ماند که ترکیه به گذشته یونانی خود ببالد. آن گذشته چه ربطی به ملت ترک دارد. در چهار راه حوادث جهان قدیم سوا کردن درشتها( البته فرضی) کار ثوابی نیست.

    پاسخحذف
  39. درود فراوان به شما كه با نوشتن مقاله مختصري از واقعيت ( اسم گذاري خليج ) چه بحث انگيز شده و ادامه خواهد داشت البته من تازه نهالستان را پيدا كرده ام كامل مطالعه خواهم نمود . و در بحث شما بزرگواران خواهم بود . تبريك مرا بخاطرطراوت و زيبائي نهالستان بپذير

    پاسخحذف
  40. فرامرز عزیز
    خیلی خوشحال هستم که کلیات مطلب مورد توجه شما قرار گرفته است، مشتاقانه منتظر اظهار نظر شما هستم.

    پاسخحذف
  41. با اجازه!تا موقعیکه خرافات حاکم بوده وبه تاریخ نپیوسته اند،ما با آنها ونقاط عطف تاریخمان( حمله تازیان، کودتای ترکان، حمله مغول، صفویه)کارداریم دولتهابرای اینکه امروز بتوانند با هم تفاهم داشته باشند باید از گذشته های تلخ و کودتا و نسلکشی پدرانشان معذرت بخوان. چرا ما با قرقیز و بربر و.. کاری نداریم؟ انسان خرافی ، نمیتواند دمکراتباشه. کامنت قبلی چند اصلاح و توضیح لازم دارد 1- زمین به دورخورشید است نه دور خودش. 2- حساب ترکیه عثمانی (روم شرقی-انطاکیه)از ترکانی که درخاکشان گل نبشته پیدا شده جداست. ترکان عثمانی ،اجداد خود را قبول نداشته و بیکلاس ! میدانستن! و این ترک افراطی بعد از سقوط خلفای عثمانی شدت گرفته.
    بنده " خبر" هم دارم ، چون فقط کافیست در گوگل دو کلمه کلیدی ترک و سنگنبشته را جستجو کنی...
    کویت هم انکشور جعلی بعد از جنگ اول و پاشیدن امپراطوری عثمانی بود.انگلیس برای کنترل چاههای نفت کویت ،امارات ،عربستان سعودی (کشور به اسم خانواده مسخره است ، مثل اینکه ایران را دشت قاجار اسم بذاریم)را ایجاد کرد و گرنه عرب بودن کویتیها بلاتردید است ولی بیابان بواسطه بی آبی (به کلمه بی+اب+ان و آب+ادانی توجه شود) ، آجر و گلنبشته نمیتواند داشته باشد. عراق و مصرو اردن و لبنان که عرب نبودن و سنگنبشته های انها ربطی به اعراب ندارد. هیچ دشمنی با اعراب نداریم ولی اینرا بگویم عربستان اخرین کشوری خواهد بود که دمکراسی در انجا حاکم خواهد شد. (خادمین حرمین). قول میدم دیگر در مورد اعراب زیاد ننویسم و شاید سران انها از ما(موالی=غلامان) عذر خواهی کرده و همه چیز تمام شود. مثل امریکا از ایران بابت گودتای 28 مردادو یا المان ازفرانسه و یونان ویاترکارامنه .
    آنچه مسلم است مغولستان مرکز پیدایش ترک و مغول است (نه سومر و ایلام) و بهمین علت مشترکات فرهنگی و زبانی وچهره ای دارند. (ترکمنها و تیره ای از عثمانیها شباهت به مغولان دارند) که جنگهایی با هم داشته و شکست ترکان اناتولی از ایلخانیان از انجمله اند. پیدایش ترکیه در قرن 11 با شکست امپراطوری بیزانس از سلجوق و مهاجرت ترکان از آسیایمیانه .. با ضعیف شدن رومانفها در قفقاز وحمله ترکان عثمانی به آن منطقه ، فدراسیون قفقازاز هم پاشید و زمینه پیدایش گرجستان و ارمنستان و اذربایجان در سال 1918 فراهم شد که نام قبلی اذربایجان، آلبانی (یونانی)و الوانک(ارمنی) واران (عربی و ترکی وفارسی)بوده که تمام مورخین روی ان متفقند. من اینرا از متون انگلیسی ترجمه کرده ام.گذاشتن این اسم بوی توطیه تجزیه میداد وفورا وحدت آذربایجان شمالی و جنوبی (تبریزو زنجان و قزوین و ارومیه و.. )را تداعی نمود. ولی عثمانیها نتوانستند انرا حفظ کرده وبلشویکها در سال 1922 آنرا ضمیمه خاک خود کرده وتاریخسازی برای ان کردند.و نهایتا با فروپاشی شوروی و استقلال جمهوریهای قفقاز اذربایجان جعلی بفکر ساخت ا لفبای لاتینی مصنوعی ترکیه شده وآموزش آن در گوناز تیوی دید نی است.( انها با اینکار اشتقاق ولینک کلمات را از بین میبرند. چون احمد و محمودو حامد وحمیدومحمدو کلا بابها که ابتداییترین وسیله فهم ادبیات ما و انهاست را ازبین میبرند و نسل بعدی با گذشته ادبی و تاریخی اش بیگانه خواهد شد که من با یک ترک استانبولی این بحث را کردم و او نمیدانست که امت (احمد)یا مامت (محمد)از کجا امده اند. فراموش نکنید که احمد فقط اسم نیست و نفهمیدن ان فهم خیلی چیزها را مشکل میکند (البته منظورم بعد ادبی و تاریخی است نه مباحث شبکه و سرورو اوراکل..))
    اضافه=یارو در گوناز میگفت فارسهای فاشیست الفبایشان هم مسخره است. معلوم نیست قبا (ضم قاف) درست است یا قبا(به فتح قاف)؟
    ادامه...

    پاسخحذف
  42. اقای مهندس!
    منبع و ملاک شما برای 30 ملیون ترک چیست؟ ایا زبان هست یا نژاد یا...؟کی گفته تبریز وهمدان و قزوین و ارومیه و اردبیل خالص ترک نژاد هست؟ آیا 90% تبریزی را در کنار اصفهانی و اراکی و مازندرانی قرار دهید قابل تشخیص هستن؟(حساب هموطن ترکمن جداست). چند درصد اذریها از جمله جنابعالی زبان ترکی عثمانی و اسیای میانه را میفهمند؟
    میتوانی رفراندم بگذاری انهایی که برائت از ترکان قبچه داغ میکنن راجمع بزنی.بنظرم طرفدار فردوسی و خیام و.. در آذربایجان به مراتب بیش ازدد قورقود و رسولزاده و جواد معلم است. کسی ترکان را بیمقدار نمیداند. انها خودشان را ایزوله میکنن وکنار میکشن! چرا کردان و رشتیها و..که تحقیر میشن چنین نیستند. شاید اینها توقعشان بالاست و انتظار دارن سرزمین فردوسی و رودکی وحافظ و...دودستی تقدیم ترکان شود. بابا 600سال اعراب و 700سال ترکان حکومت کرده و دوباره تازی پرستان همه را کنار زده و نه فارس میشناسد و نه ترک و نه لرو... انکه 30 ملیون ترکان را نادیده میگیرد فارسها نیستنن.
    از آنروز این خانه ویرانه شد که نان آورش مرد بیگانه شد
    چو ناکس به ده کدخدایی کند کشاورز باید گدایی کند
    کجا این سرانجام بد داشتیم.به یزدان که گر ما خرد داشتیم.
    رفتار ترکان ما شبیه ترکان بلژیک وهلند بوده که محله خود را داشته و وسط خیابان گوسفند میکشن و کله پاچه بار میکنن و دخترانیکه دوست پسر مسیحی داشته باشن تهدید به مرگ میکنن، البته پسرترک دوست دختر مسیحی داشته باشد اشکال ندارد...
    خلاصه اینکه ملاک ملیت و شهروندی و تمامیت یک کشور، خطوط مرزی مشخص شده توسط سازمان ملل در سال 1948 است و ترکمن و تبریزی و همدانی و..ایرانی هستند. همانطور که درآمریکا اسپانیولی و سرخپوست و چینی و... داریم و مشکلی هم نیست. آقا مشکل در جای دیگر است . لبخند بزن در مقابل دوربین مخفی هستین!
    سنگنبشته کوروش هم باید بزبان بابلی میشد چون مصرف بابلی داشت(عین اطلاعیه هایی که روسها در جنگ جهانی برای ایرانیها به زبان فارسی میریختن). بابا لوحها وکتیبه های زیادی از پارسیان به یادگار است مثل کتیبه ایلامی کوروش در پاسارگاد، بیستون و همدان و.. الحمداله والمنه ستونهای تخت جمشید پابرجاست هنوز.(اضافه=دوست شیرازی دارم هنوز پاسارگاد را ندیده ولی حج و... الا ماشااله
    شب بخیر میخام برم کوه!
    راستی خوشحال شدم که اقا فرامرز به جمع اندک ما پیوست که نامشان (برعکس بنده)امیدوارکننده است .
    صاحبنظرک.

    پاسخحذف
  43. دوستان ! تا موقعیکه خرافات حاکم بوده وبه تاریخ نپیوسته اند،ما با آنها ونقاط عطف تاریخمان( حمله تازیان، کودتای ترکان، حمله مغول، صفویه ..)کارداریم .
    دولتهابرای اینکه امروز بتوانند با هم تفاهم داشته باشند باید از گذشته های تلخ و کودتا و نسلکشی پدرانشان معذرت بخوان چرا ما با قرقیز و بربر و.... کاری نداریم؟ چون با هم کاری نداشتیم! انسان خرافی، ذهن مردمگرا نمیتواندباشد. کامنت قبلی چند اصلاح و توضیح لازم دارد. 1- زمین به دورخورشید است نه دور خودش. 2- حساب ترکیه عثمانی (روم شرقی-انطاکیه) از ترکانی که در خاکشان گل نبشته پیدا شده ، جداست. ترکان عثمانی ، ترکان اجداد ی خود را قبول نداشته و بیکلاس ! میدانستن! و این ترک افراطی بعد از سقوط خلفای عثمانی شدت گرفته؟
    بنده " خبر" هم دارم ، چون فقط کافیست در گوگل دو کلمه کلیدی ترک و سنگنبشته را جستجو کنی...
    کویت هم منظورم انکشور جعلی بعد از جنگ اول و پاشیدن امپراطوری عثمانی بود . انگلیس برای کنترل چاههای نفت کویت ،امارات ،عربستان سعودی (کشور به اسم خانواده مسخره است ، مثل اینکه ایران را دشت قاجار اسم بذاریم)و...را ایجاد کرد و گرنه عرب بودن کویتیها بلاتردید است ولی بیابان بواسطه بی آبی (به کلمه بی+اب+ان و آب+ادانی توجه شود) ، آجر و گلنبشته نمیتواند داشته باشد. عراق و مصرو اردن و لبنان که عرب نبودن و سنگنبشته های انها ربطی به اعراب ندارد. هیچ دشمنی با اعراب نداریم ولی اینرا بگویم عربستان اخرین کشوری خواهد بود که دمکراسی در انجا حاکم خواهد شد. (خادمین حرمین). قول میدم دیگر در مورد اعراب زیاد ننویسم و شاید سران انها از ما (موالی) عذر خواهی کرده و همه چیز تمام شود. مثل امریکا از گودتای 28 مردادو یا المان ازفرانسه و یونان .. .... آنچه مسلم است مغولستان مرکز پیدایش ترک و مغول است و بهمین علت مشترکات فرهنگی و زبانی وچهره ای دارند. (ترکمنها و تیره ای از عثمانیها شباهت به مغولان دارند) که جنگهایی با هم داشته که شکست ترکان اناتولی از ایلخانیان از انجمله اند. پیدایش ترکیه در قرن 11 با شکست امپراطوری بیزانس از سلجوق و مهاجرت ترکان از آسیای میانه بود.
    با ضعیف شدن رومانفها در قفقاز وحمله ترکان عثمانی به آن منطقه ، فدراسیون قفقازاز هم پاشید و زمینه پیدایش گرجستان و ارمنستان و اذربایجان در سال 1918 فراهم شد که نام قبلی اذربایجان، آلبانی (یونانی)و الوانک(ارمنی) واران یا الران(عربی و ترکی وفارسی)بوده که تمام مورخین روی ان متفقند. من اینرا از متون انگلیسی ترجمه کرده ام.گذاشتن این اسم بوی توطیه تجزیه میداد وفورا وحدت آذربایجان شمالی و جنوبی (تبریزو زنجان و قزوین و ارومیه و.. )را تداعی نمود. ولی عثمانیها نتوانستند انرا حفظ کرده وبلشویکها در سال 1922 آنرا ضمیمه خاک خود کرده وتاریخسازی برای ان کردند.و نهایتا با فروپاشی شوروی و استقلال جمهوریهای قفقاز، اذربایجان جعلی بفکر ساخت ا لفبای لاتینی مصنوعی ترکیه شده وآموزش آن در گوناز تیوی دید نی است. انها با اینکار اشتقاق ولینک کلمات را از بین میبرند. چون احمد و محمودو حامد وحمیدومحمدو کلا بابها که ابتداییترین وسیله فهم ادبیات ما و انهاست را ازبین میبرند و نسل بعدی با گذشته ادبی و تاریخی اش بیگانه خواهد شد که من با یک ترک استانبولی این بحث را کردم و او نمیدانست که امت (احمد)یا مامت (محمد)از کجا امده اند. فراموش نکنید که احمد فقط اسم نیست و نفهمیدن ان فهم خیلی چیزها را مشکل میکند (البته منظورم بعد ادبی و تاریخی است نه مباحث شبکه و سرورو اوراکل..)
    یارو در گوناز میگفت فارسهای فاشیست الفبایشان هم مسخره است. قبا (ضم قاف) درست است یا قبا(به فتح قاف)؟
    ادامه... (این گامنت بالاتر قرار بکیرد لطفا)

    پاسخحذف
  44. وقتی من می گویم منابع شما اشکال دارد، باور نمی کنید البته با عرض معذرت درک نمی کنید.
    سال گذشته دوستی نوار سخنرانی آن معلم نادانی در پارس تی وی را برایم گذاشت که بله، آذربایجانیهای ایران وقتی ترکی استانبولی گوش می دهند انگار آلمانی می شنوند. این حرف عبث و مزخرف است و حتی ارزش جواب دادن ندارد. آنچه غم انگیز است این است که این حرفهای سخیف، شنونده دارد. حتی اگر ده نفر هم باشد فاجعه است.
    دوست عزیز ترکی استانبولی و آذربایجانی صدرصد یکی هستند و فقط اختلاف لهجه دارند. من خودم که فقط آموزش فارسی دیده ام بعضی وقتها ترکی کشور آذربایجان را هم درست متوجه نمی شوم این به اختلاف دو زبان ربطی ندارد به شیوه آموزش متفاوت ما در صد سال گذشته مرتبط است که از سه حوزه مختلف تغدیه شده است. مثلا ما بلافاصله کلمه نخست وزیر را می فهمیم ولی اگر گفته شود باش باکان، اگر کسی با آن برخورد نکرده باشد مشکل بتواند بفهمد. این در حالی است که باش باکان کاملا ترکی است و هم نخست و هم وزیر هر دو غیر ترکی است.
    به طور تصادفی در سراسر شهرهای ایران که رفته ام از دست کم صد نفر پرسیده ام که داستان سیاوش در شاهنامه را می دانند یا نه ؟ بلا استثنا جواب نه بوده است و حداکثر اسم آن و شاهنامه ای بودنش را می دانستند. از همان افراد قصه رابین هود را پرسیده ام تقریبا بلااستثنا می دانستند. دختر هشت ساله من بیش از سه روایت از رابین هود رادیده و حتی خوانده، انتظار دارید کسی از ده ده قور قورت سر در بیاورد؟
    سایر مطالب شما هم در همین سطح است، فکری به حال منابع مطالعاتی خود بکنید و یا توصیه من را بپذیرید و از این نوع بحث کردن دست بردارید. شما بیش از هر چیزی نیاز به مطالعه دارید و هنوز متوجه نشده اید که اظهار نظرهای امثال مرحوم کسروری و مشیری امروزه بیشتر به جوک شباهت دارد.

    پاسخحذف
  45. بدون اینکه به شعارو ناسزای صاحبخانه بپردازم که حاصل ذهن اسیرست و بحث وکبر رااشتباه میگیرند و بیسوادی من و پارس نشینها کمکی به سواد ایشان نمیکند و خودش بارهااز زباننفهمی نالیده به آخرین کامنت در این باب میپردازم(( منظوراز فردوسی و ددقورقود بحث سنخیت بود نه شنیدن اسم فردوسی که امروز مصادره شده وبچه های ما فقط شعربوبکر(که باج به نوکر محمود کودتاچی بوده و در متن اصلی شاهنامه اثری از این خزعبلات نیست) ویرابلدند. داستان رابینهود هم خیلی بیراهه (ترکستان) بود. انچه مهم است دوران بلوغ بچه هاست و گرنه بچه من هم عاشق تام و جری است. یکی بودن ترکی و آذری هم شعار گرگهای دشت قبچه داغ و رضا براهنی( که ایکاش حداقل دکترایش از یونان بود) است و لطفا سند بیطرف خود را ارایه کنید. تازه بحث ما نژاد و چهره بود تا زبان..))) شاید از اول امدن من باینجا اشتباه بوده است. بقول ترکها که علاقه عجیبی به حیوان نجیب دارن و هیچ اشکالی نداره : خرسواری یک عیب است ،از خر افتادن 2 عیب!امدن به اینحا یک ایراد و فحش شنیدن 2تا...
    دوستان ! تا موقعیکه خرافات حاکم بوده وبتاریخ نپیوسته اند،ما با آنها ونقاط عطف تاریخمان( حمله تازیان، کودتای ترکان، حمله مغول، صفویه ..)کار داریم، دولتهابرای اینکه امروز بتوانند با هم تفاهم داشته باشند باید از گذشته تلخ و نسلکشی پدران پوزش بخواهن. چرا ما با قرقیز و بربر و.... کارینداریم؟ ! کامنت قبلی تر چند توضیح لازم دارد. 1- زمین به دورخورشید است نه دور خودش. 2 حساب ترکیه عثمانی (روم شرقی-انطاکیه) از ترکانی که در خاکشان گل نبشته پیدا شده، جداست.عثمانی ، ترکان اجداد ی خود را قبول نداشته و ... میدانستن! و این ترک افراطی بعد از سقوط خلفای عثمانی شدت گرفته که بیخیال...!بنده از زیر خاکی ترکها" خبر" هم دارم کافیست در گوگل دو کلمه کلیدی ترک و سنگنبشته را جستجو کنی...
    کویت هم منظورم انکشور جعلی بعد از جنگ اول و پاشیدن امپراطوری عثمانی بود . انگلیس برای کنترل چاههای نفت کویت ،امارات ،عربستان سعودی (کشور به اسم خانواده مسخره است ، مثل اینکه ایران را دشت قاجار اسم بذاریم)و...را ایجاد کرد و گرنه عرب بودن کویتیها بلاتردید است ولی بیابان بواسطه بی آبی (به کلمه بی+اب+ان و آب+ادانی توجه شود) ، آجر و گلنبشته نمیتواند داشته باشد. عراق و مصرو اردن و لبنان که عرب نبودن و سنگنبشته های انها ربطی به اعراب ندارد. ما موالی و مجوسان هیچ دشمنی با اعراب (به زبان سامی یعنی بادیه)نداریم ولی اینرا بگویم عربستان اخرین کشوری خواهد بود که دمکراسی در انجا حاکم خواهد شد. (خادمین حرمین شریفین و دیگر ین ها..
    اما ترکان و آذربایجان!
    آنچه مسلم است مغولستان مرکز پیدایش ترک و مغول است (نه ایلام و سومر)و بهمین علت مشترکات فرهنگی و زبانی وچهره ای دارند. (ترکمنها و تیره ای از عثمانیها شباهت به مغولان دارند) که جنگهایی با هم داشته که شکست ترکان اناتولی از ایلخانیان از انجمله اند. پیدایش ترکیه در قرن 11 با شکست امپراطوری بیزانس از سلجوق و مهاجرت ترکان از آسیامیانه .. با ضعیف شدن رومانفها در قفقاز وحمله ترکان عثمانی ، فدراسیون قفقازاز هم پاشید و زمینه پیدایش گرجستان و ارمنستان و اذربایجان در سال 1918 فراهم شد که نام قبلی اذربایجان، آلبانی (یونانی)و الوانک(ارمنی) واران( عربی و ترکی وفارسی)بوده که تمام مورخین روی ان متفقند. من اینرا از متون انگلیسی ترجمه کرده ام.گذاشتن این اسم بوی توطیه تجزیه میداد ووحدت آذربایجان شمالی و جنوبی راتداعی نمود. عثمانیها نتوانستند انرا حفظ کرده وبلشویکها در سال 1922 آنرا ضمیمه خاک خود کرده وتاریخسازی برای ان کردند.و نهایتا با فروپاشی شوروی و استقلال جمهوریهای قفقاز، اذربایجان جعلی بفکر ساخت الفبای مصنوعی ترکیه شده وآموزش آن در گوناز تیوی دید نی است.(اضافه= انها با اینکار اشتقاق کلمات را از بین میبرند.احمد و محمودو حامد وحمیدومحمدو کلا بابهای عربی که ابتداییترین وسیله فهم ادبیات ما و انهاست را ازبین میبرند و نسل بعدی با گذشته ادبی و تاریخی اش بیگانه خواهد شد.یک ترک استانبولی نمیدانست که امت (احمد)یا مامت (محمد)از کجا امده اند. فراموش نکنید که احمد فقط اسم نیست و نفهمیدن ان فهم خیلی چیزها را مشکل میکند (البته منظورم بعد ادبی و تاریخی است نه شبکه و سرورو اوراکل..)
    شما نوشابه تان را بفروشید ما هم دنبال منابع معتبر و مطالعه.(فکر کنم روزی 5 ساعت برام کافی باشد). ایکاش غیرت کسروی را 10 درصد نویسندگان مطلوب من و تو داشتن و البته کسی موافق کتاب سوزانی ایشان نیست. مشیری جوکر را ولش کن چون کانت میگوید همینکه حتی از رد مابعدالطبیعه حرف بزنیم نشان میده به ان اعتقاد داریم. از اینکه نیاز بنده به مطالعه را گوشزد کردید سپاسگزارم.

    پاسخحذف
  46. بي توجه به ناسزاهاي صاحبخانه عزيز،كه همچنان سواد خودرااز بيسوادي من وپارسنشينان مي گيرندوبحق بنده رابمطالعه دعوت مينمايند ميگويم كه دوست من همچنان دچار سوهاضمه كجفهمي بوده كه نمونه هاش به شرح زير است: داستان فردوسي وددقورقود سنخيت بود نه شنيدن اسم فردوسي كه امروزه مصادره شده و بچه هاي ما شعر بوبكر(كه بمثابه استخواني است كه جلوي كودتاچي نوكر غزنوي انداخته ودر سراسرشاهنامه اثري ازاين موهومات نيست،عين كتاب رياضي كه اول ان بنويسندتقديم به..)رافقط در كتب درسي مي بينند. مابراي وحدت ملي به شاهنامه و بوستان و.. نيازداريم نه ممدامين رسولزاده!داستان رابين هودبيراهه(تركستان-بالاي تاجيكستان)بود چراكه مهم وضعيت افراد به هنگام بلوغ است و مطمينم دختر خانم شما اپراي رستم و سهراب چكنواريان راهم موقعش خواهند ديدو گرنه دختر منهم عاشق تام وجري است.اينكه بچه من و تو رابينهود وابلفض رابررستم وسياوش وبابك ويعقوب ترجيح ميدن واقعيت (تلخ)است نه حقيقت كه مابدنبال انيم.ظاهراباانتگره نشدن اعراب واتراك وننه غريبم انها مخالفتي نداشتيد.داستان باش باخان (سر ناظر)و سراسر مغلطه بود...شما به همان قاطعيتي كه گيلكي ولري تالشي راازمادوپارسي جداميكنيد بهمان اندازه تركي و آذري را يكي ميدانيد.اگر تاريخ رامرور كنيد آفتاب آمد دليل آفتاب! حمله اعراب،ترك ،مغول(كه سرباز ترك داشتن) وصفوي قزلباش بمرور زبان آذري (بازمانده مادي)راآلوده و بعدنابودكرده است.نه اينكه آذري لهجه اي باشد ازتركستاني! لابد فراعنه مصر قبطي عرب بودن!زبان اذري موجود شبيه زبان اردو است كه بواسطه قرار گرفتن در مسير جاده ابريشم ايجاد شده است. دوست من در بحث عجله نكن وجوگير نشو!
    آنچه مسلم است مغولستان(نه سومروايلام)مرکز پیدایش ترک و مغول است و بهمین علت مشترکات فرهنگی و زبانی وچهره دارند.(ترکمنها و تیره ای از عثمانیها شباهت به مغولان دارند) که جنگهایی با هم داشته که شکست ترکان اناتولی از ایلخانیان ازانجمله اند. پیدایش ترکیه در قرن11 با شکست بیزانس از سلجوق و مهاجرت ترکان از آسیای میانه صورت یافت.. با ضعیف شدن رومانفها در قفقاز وحمله عثمانی به آن منطقه،فدراسیون قفقازاز هم پاشید و زمینه پیدایش گرجستان وارمنستان واذربایجان جعلي در سال 1918 فراهم شد که نام قبلی اذربایجان ، آلبانی(یونانی)والوانک(ارمنی)واران(عربی و ترکی وفارسی)بوده که تمام مورخین(مينورسكي، گيلبرت ،گلدن، دياكونف،هنينگ،فرهنگ بريتانيكا ،دهخدا..)برآن متفقندومن اینرااز انگلیسی ترجمه کرده ام.گذاشتن این اسم بوی توطیه تجزیه میداد ووحدت آذربایجان شمالی و جنوبی (تبریزو زنجان و قزوین و ارومیه و.. )را تداعی نمود. ولی عثمانیها نتوانستند انرا حفظ کرده و بلشویکها در سال 1922 آنرا ضمیمه خاک خود کرده وتاریخسازی برای ان کردند.و نهایتا با فروپاشی شوروی و استقلال جمهوریهای قفقاز، اذربایجان جعلی بفکر ساخت الفبای لاتینی مصنوعی ترکیه شده وآموزش آن در گوناز تیوی دید نی است. انها با اینکار اشتقاق ولینک کلمات را از بین میبرند. چون احمد و محمودو حامد وحمیدومحمدو کلا بابها که ابتداییترین وسیله فهم ادبیات ما و انهاست را ازبین میبرند و نسل بعدی با گذشته ادبی و تاریخی اش بیگانه خواهد شد که من با یک ترک استانبولی این بحث را کردم و او نمیدانست که امت (احمد)یا مامت (محمد)از کجا امده اند. فراموش نکنید که احمد فقط اسم نیست و نفهمیدن ان فهم خیلی چیزها را مشکل میکند (البته منظورم بعد ادبی و تاریخی است نه مباحث شبکه و سرورو اوراکل..)
    كامنت بعدي



    بوده

    پاسخحذف
  47. ببخشید که من در کامنت قبلی مرحوم عنایت ا.. رضا را جا انداختم. اران و آذربایجان را اول بار ایشان مطرح کرد که امروز اسباب خنده و تمسخر اهل تحقیق است.
    قبول دارم عوض کردن الفبا ارتباط با گذشته تاریخی را قطع می کند، من اطلاعی از ادبیات مکتوب ترکی ندارم اما برای شعر و ادبیات درخشان فارسی قطعا فاجعه بار خواهد بود. بزرگانی در مجله آدینه به سرپرستی ایرج کابلی جمعی را تشکیل دادند که بعدا آقای حداد عادل بعضی از دست آوردهای آنها را بدون ذکر نام وارد کتب درسی کرد. مانند بی فاصله نویسی که پیشنهاد مشخص ایرج کابلی بود و شاملو هم در اشعار بعدی اش آن را رعایت کرد و جناب حداد در آن تاریخ لابد گرفتاریهای بهتری داشتند. همان بزرگان پس از کلی جلسات به جمع بندی مشخصی نرسیدند. محمد قائد پس از کلی کنجار رفتن با این موضوع به طنز گفت بهتر است این پرونده را ببندیم و به نسلهای بعد واگذار کنیم. اما تغییر خط در ترکیه دست آوردهای مثبتی هم داشته است که چون شما معمولا مطالب را از یک زاویه می بینید و منابع سوخته را مطالعه می کنید متوجه آن نشده اید. اتفاقا همین مطالبی که گفتید جزو نکات مثبت این طرح بود. به عبارت دیگر خیل کلمات عربی و فارسی شکل ترکی به خود گرفتند و به غنای این زبان کمک کردند. این اتفاق در زبانهای لاتین قبلا افتاده بود، چون مردم اروپا منابع دینی خود را به الفبای خود نه عبری و آرامی می نوشتند، یوحنا به ژان تبدیل شد. الان فقط اهل تحقیق می دانند که ژان همان یوحناست و پیتر همان پطرس است و یا "مه ته او" همان مرقس است. آنهائی که با زبان کار می کنند این اتفاقات را برای زبان مقصد مثبت ارزیابی می کنند. اما ما در ایران محمد می نویسیم ممد می خوانیم. رمضان که به تلفظ رمدان بیشتر شبیه است در فارسی خوانش عجیبی پیدا کرده است. یعنی چون با الفبای عرب می نویسیم شکل آن را علیرغم نداشتن تلفظ باید رعایت کنیم.
    من متوجه شده ام شما اهل مطالعه هستید ولی منابع شما سوخته و خنده دار است. اهل دیانت امروز بخشی از آثار مکتوب خود را به عوام نشان نمی دهند چون با معیارهای امروزی ممکن است اسباب تمسخر رقیب باشد. دوستداران واقعی این حضرات که مطالب شما مستقیم یا غیر مستقیم از آنها گرفته شده است و امروز بیشتر اسباب انبساط خاطر است تا یادگیری، سعی می کنند دلایل اجتماعی و روانشناسی و بحران هویت در صد سال گذشته را برای بیان این مهملات بتراشند و از دیگران بخواهند این بخش را زیاد جدی نگیرند. همان کاری که مثلا خاخام ها با متن مقدس می کنند. شما خیلی آنها سوخته ها را جدی گرفته اید. خود دانید از ما گفتن.

    پاسخحذف
  48. ضزب المثلی گوید: خرسواری یک ایراداست ولی از خر افتادن 2 عیب! یعنی جاییکه اسب هست آدم سوار خر شود و تازه ازآن بیفتد. ما دراین وبلاگ همه اش متهم ووهن میشیم (خوشبختانه این دفعه اهل مطالعه بودن بنده پذیرفته شده)شاید ازاول امدن مااشتباه بود ولی از حق نباید گذشت چرا که باشیره ای لس انجلسی (که محضر سه شنبه-5 اکتبردر خصوص غزل حافظ ، سالهادل طلب چام جم...و داستان رستم و سهراب 6 اکتبرش عالی بود) و آقای تابعی؟ (که کامنتهاش نشان فضیلت جویی ایشان است) و دیگر اندیشمندان سوخته و پخته ونیم پز اشنا شدم که برایم غنیمت (نه دزدی جنگ مقدس)میباشند. نفهمیدم چرا شما با ادمها مشکل دارین؟ منابع مستقل،آران را تایید کرده و ربطی به مرحوم رضا ندارد، شما منابع ایشانرانقد کنید. تفکر دایی جان ناپلئونی و اینکه شما اهل دیانت؟ پیچش مو رامیبینید و صد سال جلوترید برایم هضم نشد.
    در خصوص نتایج مثبته الفبای عثمانیها(که ظاهرا هرنوعش برای آنهااشکال نداره،لاتینی،چینی، روسی وحتی عربی اش ولی ایران اینکار رابکند فاجعه میشه)بله بالاخره نتیجه سنت شکنی لزوما بد نیست ولی بحث ما قدمت بودو بیهویتی!منهم مثل اتاترک میدانم که اشکال کتابت سامی نداشتن حروف صدادار WOVELSاست....
    مینورسکی:هر جاپرسش بیجواب درزمینه فرهنگ قومهای شرق باستان باشد ترکان بیدرنگ دست خود را دراز میکنن (داستان یونس عمی من...)
    میخواستم به بحث شما با جناب تابعی در خصوص هویت اشاره کنم که اگر اشتباه نکنم شما گفتید مگر ما بحران هویت داریم که به کوروش متوسل شویم ؟ یا معنی هویت را نمیدانید یا بحران را!انداختن چلوکباب در ته چاه جهت تعجیل در امرظهور،شاخه های متعدد مذهبی و صوفی و نبود وحدت ملی و یا داستانی که شما از ازدواج شیعه سنی نقل کرده بودید ،شلاق و سنگسارو کفاره....نشان جیست؟ شما مسایل وواقعیات را مطرح میکنید ولی نتیجه گیری صحیح نه( عین قاید که سرنوشتی مشابه پورپیرا تهدیدش میکند) . راستی چرامابا قرقیز و بربر و.. کاری نداریم؟
    چون هیچوقت باهم کاری نداشته ایم.
    کامنت قبلی تر چند اصلاح و توضیح لازم دارد. 1-مبنای تقویم تاریخ،گردش زمین به دورخورشید است نه دور خودش. 2- حساب ترکیه عثمانی (روم شرقی-انطاکیه) از ترکانی که در خاکشان گل نبشته پیدا شده ، جداست. ترکان عثمانی ، ترکان اجداد ی خود را قبول نداشته و بیکلاس میدانستن! و این ترک افراطی بعد از سقوط خلفای عثمانی شدت گرفته؟
    بنده از زیر حاکی وگلنبشته ترکان " خبر" هم دارم ، چون فقط کافیست در گوگل دو کلمه کلیدی ترک و سنگنبشته را جستجو کنی...(خودمانیم عبداله گول اسفند لازم دارد). کویت هم منظورم انکشور جعلی بعد از جنگ اول و پاشیدن امپراطوری عثمانی بود . انگلیس برای کنترل چاههای نفت کویت ،امارات ،عربستان سعودی (کشور به اسم خانواده مسخره است ، مثل اینکه ایران را دشت قاجار اسم بذاریم)و...را ایجاد کرد و گرنه عرب بودن کویتیها بلاتردید است ولی بیابان بواسطه بی آبی (به کلمه بی+اب+ان و آب+ادانی توجه شود) ، آجر و گلنبشته نمیتواند داشته باشد. عراق و مصرو اردن و لبنان که عرب نبودن و سنگنبشته های انها ربطی به اعراب ندارد. هیچ دشمنی با اعراب نداریم ولی اینرا بگویم عربستان اخرین کشوری خواهد بود که دمکراسی در انجا حاکم خواهد شد. (خادمین حرمین،شریفین)قول میدم دیگر در مورد اعراب زیاد ننویسم وحرفهای بهتزی بزنم. هاهاها
    خبر همکاری نظامی کاملا یکطرفه اسراییل و روسیه(کمک اسراییل جهت تجهیزات فرسوده روسی)برایم جالب بود و نیز مستندهای آشویتس (که بر عکس هاله نور رخ نداده) و انقلاب سرمایه داری در چین و سفر سمرقند...بی بی سی نظرم را جلب کرد.
    منبعد افشره تفکر شما را در لینک قاید میبینم!
    از مهمان نوازی شما سپاسگزارم.
    آدم در جهنم یا میسوزد یا پخته میشود.
    صاحبنظرک: 17مهر

    پاسخحذف
  49. دوست من نشان بده که لیاقت سرپرستی سایتی با دوجین کاربر راداری و این ادبیات دافعه و شعار گونه (منابع سوخته و نیمپز،انبساط خاطر،اهل تحقیق جدی نمیگیرند،کوچکانی مثل عنایت ،مشیری،بهار،..و بزرگانی چون کابلی و شاملو،سروش دگردیس وقاید و فاروق اعظم.. که معلوم نیست این سردوشیها راچه کسی اعطا میکند و پس میگیرد؟ )کمکی به خوانندگان بی(نیازاز)شمار جنابعالی نمیکند یعنی شما در واقع چیزی نمیگید. مثلا با رد دکتر عنایت بیسواد مساله آذربایجان جعلی (stablished in 1918)همچنان پابرجاست.(میتوانی به الهام زنگ بزنی اسم قبلی کشور ثبتی اش را بپرسی و یا در گوگل تایپ کنی history of azarbaijan republic...و به لینکهایی که اسم دکتر عنایت را دارند مراجعه نکنی! عوض داغ کردن و فحش به عنایت، بهتر بود مینوشتید طبق نظر پروفسور المار اف و محقق شهیر...اسمش آران نبوده و غازان بوده و سال تاسیس انهم 1/1/1 بوده است .
    نمیخوام به اظهار فضلتان در خصوص زبانشناسی زیاد بپردازم چرا که جای بحث وشبهه زیاددارند. مثلا چرا ترکی به هر خط و الفبایی (لاتین،روسی،چینی،سامی)باشد مشکلی نیست و حتی دستاورد +است ولی بقول قایداعظم(که سرنوشتی مشابه پورپیراتهدیدش میکند) فارسی فاجعه میشود. دوست من بحث ما قدمت و اصالت الفبا و سنت و.. بود که سنت شکنی(تبدیل عربی به لاتین)نتایج مثبتی هم دارد وقبول کنید منهم ازنتایج آن خبر دارم.منهم مثل آتاترک میدانم که اشکال بزرگ الفبای سامی نداشتن حروف صدادارwovelsاست و... داستان رمضان و ممد ایرانی هم خنک بود و بنده در حدیکه فقط جواب اظهار فضل شما را بدم (نه بعنوان زبانشناس)میگم ایرانی و انگلیسی و ترک و.. بواسطه ساختار لب ولوچه وتارو... نمیتواند حروف حلقی عرب (ح خ ع غ...)را تلفظ کند و یاحروف ص س ث ز ض ظ ذ ..را یکسان میشنوند. بهمین علت بچه من سیب و سابون و کازم،رمذان(ramadan) نوشته و نسبت به بچه عرب ضعف دیکته دارد غافل از اینکه معلم ایرانی درست تلفظ نکرده( یادش بخیر جوک، نه اینکه نیخوام نمیتونم شهید دستغیب) و بچه ما گناهش شنیداری است....
    ادامه..

    پاسخحذف
  50. ادامه بالا...
    جغرافیا(در کنار باستانشناسی و..) فهم بزرگی به تاریخ و حتی تحلیل اعتقادات تاریخی میکند. به عنوان مثال چرا ادیان هندی زمینی ولی اعراب آسمانی است؟ اعراب اب (باران) راازآسمان(معنی؟؟) میخواست و نگاهش آسمانی است ولی هندی بخاطرسرسبزی و وفور نعمت...همه چیز را در زمین میجست. چرا اعراب سالشان قمری است ولی روسیه نه؟ بیابان عرب در طول سال (بواسطه طول و عرض جغرافیایی)شب و روز تقریبا مساوی و دمای یکسانی در طول سال دارد و خورشید برایشان علی السویه است وتولید فصل و سبزه (به زعم خودشان)نمیکند ولی هلال ماه براحتی قابل رویت و درک است و....(لطفا به اصل قضیه که نقش جغرافی در تحلیل قضایااست توجه شود که میخواهم در رابطه با ترکی و آدری از آن بهره بگیرم..)
    قضیه اذربایجان و ترکستان با دقت در نقشه و مسیر حرکت ترکان (از ترکستان تا آناتولی-انطاکیه)و تاریخ حمله ادیان آسمانی براحتی قابل فهم است: آذربایجان (اینور ارس)اول زرتشتی بوده و بعد مسلمان عرب و بعد مسلمان ترک (ترک مسلمان)سنی و بعد مسلمان ترک شیعی! اماآران (اگر ناراحت میشی بگم آذربایجان قبل از آذربایجان جعلی آنسوی ارس): زرتشتی ،مسیحی،مسلمان (یهودیان الحمداله والمنه بخاطر چربیدن قومیت بر دیانتشان جهاد ننموده اند) خب همین کافیست شما سرنوشت زبان آذری را حدس بزنید.منبعی نیست که سوخته باشد هاهاها
    ایکاش دسترسی به اسناد اتحادیه اروپا میداشتم که چرا سه سوت پس از فروپاشی شوروی ،استونی،چک، اسلوانی جذب eu شدن ولی ترکیه تا 2014 باید صبر کند؟ و صد البته (بخاطر موقعیت جغرافیایی -عین مراکش)از ما نیرنگستان...جلوترند. اینرا برای انبساط خاطر نوشتم.
    مینورسکی کاملا سوخته و زغال میگوید:هر جا که پرسش بیجواب در زمینه فرهنگ قوم شرق باستان پدید آید ترکان بیدرنگ دست خود را همانجا دراز میکنند!! (عین یونس عمی من که ...) بنده مخلص همه ملیت و قوم هستم ترک،ارمنی،یهودی وتالشی...مهم اینستکه اشتباهات پدران راکه همانا جنگ وجهل ...بود تکرار نکنیم .
    اجازه مرخصی ماهانه میخواهم. خیلی چیزها ازت یاد گرفتم بخصوص با شیره ای لس آنجلسی آشنا شدم که نظرات تابوشکنانه اش بینظیر است و علیرغم جوکر و سوختگی 90درصد دکتر خویی و میلانی...استاد خطابش میکنن.(البته بنده اعتقادی به مغلطه متشبث به نام ندارم).
    یکی دیگر از مزایای مصاحبت در سایت شما آشنایی باوبلاگ تابعی؟بود که کامنتهاش نشان فضیلتجویی ایشان بود که در مورد بحران هویت شاید گامنتی بدهم. لطفا بحث روز (حذف یارانه، ...)بکنید. سومر و کلدانی امروزاثرش کمتر از کارخانه تندر 90 است!فیس بوک که زلزله 20 ریشتری است...
    همینکه این فضا را در اختیار اعتلای فرهنگ نیرنگستان...(زبانم لال)قرار دادی بسیار ارزشمند است. سپاسگزاری من و اهل بیت (آپارتمان نقلی) مرا بپذیر.
    خبرهمکاری نظامی( یکجانبه) اسراییل و روسیه کبیر(تجهیزات فرسوده) برایم جالب بود(عین همکاری مشترک ما با احمد عمی در مزرعه)! بنطر حقیر کمتر از قطمیر عربستان (خادمین حرمین شریفین) آخرین کشوری ست که در انجا دمکراسی خواهد شد...(انقباض خاطر)...
    کتاب تاریخنامه طبری (سرگذشت ابومسلم)با نثر شیوای خراسانی و سبکشناسی بهار در دست مطالعه دارم و حواسم هست که نسوزم!!!!
    در جهنم هم میشود سوخت و هم میشود پخت!
    صاحبنظرک بسوی بینهایت19/ مهر

    پاسخحذف
  51. این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.

    پاسخحذف
  52. دوست عزیز - آن نویسندگان حتما آدمهای باسوادی بودند، تحقیق نمی کردند که به نتیجه نامشخصی برسند. اول نتیجه مشخص بود و تحقیقات باید به همان می رسید. مانند مبلغان دین که می گویند باید به شبهات جواب داد. یعنی اول فرض می کنند مطلب رقیب شبهه است بعدا شاید جوابی بدهند.
    اگر زنجان هم از ایران جدا می شد همان مححققین می گفتند اسم آذربایجان برای آن جعلی است در منابع زنجان ثبت شده است. کسی با نام اران مشکل ندارد، من به خیال خودم خواستم شما را راهنمائی کنم تا با دقت خوبی که دارید منابع سوخته را ول کنید و سواد انگلیسی خود را بکار ببرید و از منظر دیگران هم به قضیه نگاه کنید، ما هم چیزی یاد می گیریم. چرندیات عنایت .. رضا و مرحوم کسروی که جای بحث ندارد. چطور من شما را متوجه کنم از این افراد تحت داس دست بردارید؟

    پاسخحذف
  53. سلام
    نظرات بالا كه به نام ناشناس ارائه ميشود بسيارخارج از واقعيت است من در فرصت مناسب سعي ميكنم آدرسهاي دقيق و محكمي به اين دوستمان بدهم اما پيشنهاد ميكنم قبل از وارد شدن به اين نوع بحث هامنابع بي طرف تاريخي را مطالعه فرمايند جون خيلي شاخ به شاخ مي.... براي دانستن اين كه چرا تركيه به راحتي قبول نمي كنند نياز به خواندن كتاب فرمانروايان شاخ زررين را بخوانند
    اما دوستمان شئونيست فارس بهتر مي تابانند.
    ايراد نوشتاري صفحه كليد قادر به نوشتن بعضي از حروفات نيستم بماند براي بعد.

    پاسخحذف
  54. شما هم که ناشناس هستید؟

    پاسخحذف
  55. دوست ناشناس 11 اکتبر 18:49!
    اولا" دوست ناشناس "ترکیب جالبی نیست چون لازمه و گام اول دوستی، آشنایی است. از پشت کیبورد ibm لهجه زیبایتان مشخص است که هیچ ایرادی ندارد و من با نوشته اتان (اگر قابل بدانید) کار خواهم داشت.1-انشااله کلمات را در جای خود درست بکار خواهید برد.مثلا واقعیت با حقیقت فرق داردو هر واقعه ای لزوما حق (درست) نیست..!همینطور تاریخ و وقایع تاریخی را با افسانه (myth) اشتباه نخواهید گرفت. مثلا انوشیروان و کوروش و ابی وقاص تاریخ است ولی ابراهیم و موسی وکیکاووس ..افسانه
    2- زبان مشترک و پایه ای باید پیدا کنیم و حرف آخر (مثل شما شوونیست فارس هستید،تحت داسdos هستید و دیگر قیاسهای مع الفارق...)را اول نزنید. وقت داریم، حکم دادگاه به فرجام!
    3-جهانبینی انسانها (درشرایط نرمال)رفتارورابطه و..انها را میسازد. اگر شما مثلا حمله و کشتاراعراب (حتی اموی و عباسیان فاصله گرفته از اهداف متعالی!!!اولیه) واتراک رانعمت و بنده انهارا نکبت و ادبار بدانم، ما کی بهم خواهیم رسید
    4-راستی میدانید مغالطات بخشی از منطق ارسطو بوده (ارغنون)که از آن به حکمت دروغین یاد شده است!؟
    ببخشید جملات معترضه و شاخه به شاخه زیاد دارم که آن چند علت دارد: - میدانید که فارسی و عربی و ترکی قبلا پانکچوشن (punctuation)یعنی علایم :;!,"'? و...نداشته و اولین گروه اعزامی به فرنگ (قزوینی و نفیسی ...تحت داس) این تکنیک را به ایران آورده وکتب بوستان و گلستان ...راتصحیح و خوانا نموده اند ،من نسخه بدون نقطه گذاری کلیله -دمنه خلخالی را دیده ام که خواندنش بسیار مشکل است. - علت دوم شاخه شاخه شدن بنده جناب بابایی است که بعضا ما را در حالت تدافعی قرار میدادند -علت دیگر حاشیه نویسی بنده ایجاد جرقه brain storming یا توفان ذهنی است که البته اصل موضوع که همانا"اسمگذاری" و قدمت فرهنگی و..بود فراموش نشده. - علل دیگر تشتت فکری و روان پریشی .. که همه ما را تهدید میکند و بنده هم ازآن بری نیستم.
    امیدوارم مدافع خوبی برای تیمت باشی و چندتااز آن" بسیار خارج از واقعیت بنده" را واگویید!وگرنه مربی اتان میگه: مارادونا ولش ،غضنفر را بگیرین! (تیمهای بازنده معمولا مدافعان ضعیف دارند. هرچند هدف ما روشنگری است نه برد وباخت) .
    دوستی میگفت ایرانی از ایرانی نمیتواند انگلیسی یاد بگیرد یعنی شما همینکه بدانید معلمتان همزبان شماست زیاد به گفته هایش اهمیت نمیدهید یعنی ظاهرا هر چه طرفین بحث ناشناستر بحث جدی تر - تجسم کنید در جلسه دفاعیه انیشتین، مادرش نشسته باشد و عوض گوش دادن به تئوری نسبیت ، همه اش بگوید الهی ننه قربونت بره! حکایت من و اقای بابایی شاید از این سنخ باشد و ایشان مارا قابل شنیدن ندانند.که باز طبق معمول،بنده را متهم فرموده و نگران وقت کشی بنده شده ولی بحق چیزی نفرموده بودند.
    ببخشید بازشاخهبهشاخه شد!ولی خودمانیم درخت پرشاخه زیباتر است!!!
    مهندس بینهایت/ 20مهر (مقایسه کنید مهر -به معنی خورشید- راباشوال قمری -به معنی دم شتر)
    شانس اوردین به مرخصی رفته ام (اشاره به یک جوک شمالی)

    پاسخحذف
  56. متاسفانه اولین بار است که در یک سایت فارسی واژه مظلوم را برای خلیج فارس میبینم (عین حسین مظلوم..)، خلیج فارس همیشه سرفراز تاریخ بوده و خواهد بود!
    مظلومزاده

    پاسخحذف
  57. جناب مظلوم زاده
    قبول دارم از لفظ مظلوم استفاده افراطی می شود و در بسیاری موارد کاربرد آن هم نابجا ست.
    منظور من از مظلوم درست برعکس آن سرافرازی است که مد نظر شماست. شما قطعا منظورتان از سرافراز مردمانی هستند که منتسب به این خلیجند و شاید هم فقط مردم شمال این خلیج. وگرنه خلیج فارس که خود روح و جان ندارد تا سرافراز یا هر چیز دیگر باشد. بخشی از اقیانوس است مانند سایر بخشها.
    من منظورم از مظلوم شانس این فرورفتگی زیبای آب است که در سواحل آن کسانی زندگی میکنند که هیچ اهمیتی به طبیعت آن نمی دهند.
    فرض کنید در اطراف دریاچه زیبای ارومیه مردم سویس زندگی می کردند، هم آب داشتند هم کشاورزی، هم راه و هم خود دریاچه. ملاحظه می کنید این دریاچه چقدر بدشانس بوده؟
    خیلی خوشحالم به کامنتی خوردم که به اصل مطلب مرتبط بود.

    پاسخحذف
  58. آقای مهندس !من با کمال تعجب میبینم که یکطرف کامنتها خود شما هستید در صورتیکه معمولا نویسنده مقاله اصلی نباید به این کار بپردازد،مگردرحد توضیح همان مقاله وبه حکم ضرورت!لااقل مثل بعضیهاو جهت حفظ ظاهر، بعنوان ناشناس افاضه فرمایید!در ضمن بهتر است ازعبارات دماوند سرافراز ، خلیج فارس نیلگون وخروشان و...استفاده شود تا ملت مقاومت واستحکام رااز دماوند و خروش وحرکت(نه ایستایی، ظلم پذیری ، تسلیم و اسلام) رااز خلیج فارس بیاموزند. دوست من زیبایی و دیگر صفات طبیعت مستقل از ما وجوددارد هر چند اهل ذوق نباشیم و بی فرهنگ و بی هویت و نیرنگستانی..
    امروز ما نیازمند دلگرمی و امید هستیم نه یاس و قاید!!
    مظلومزاده

    پاسخحذف
  59. جناب مظلوم زاده
    تصور می کنم به مظلومیت شما پی بردم.
    نهالستان وبلاگی نیست که هزاران خواننده داشته باشد، جمعی از دوستان خودم و همکارانم در صنعت نوشابه خواننده آن هستند. کسی که اینجا را می خواند و از آن بالاتر کامنت می گذارد، خیلی مرا مورد لطف قرار می دهد. ضمن تبادل نظر با او، خوشامد هم می گویم.
    اسم مستعار گذاشتن آن هم در چنین جائی واقعا که نوبرانه و متعلق به همین نیرنگستان است.

    پاسخحذف
  60. مناسفانه سنخیتی با نوشابه سازی ندارم و تنها وجه مشترک ما همان نوشابه خوری بنده است.راستش دنبال نوشابه الکلی در گوگل میگشتم به سایت شما برحوردم که برام جالب بود. اسم مستعار همه جا هست کما اینکه جتابعالی بحق گزینه ناشناس را هم پیش بینی نموده ایدکه نشان واقع بینی شماست.
    موفق باشید. ولی توجه فرمایید نفی تاریخ کهن این مرز وبوم، توهین به شهروندان ایران است.
    مظلومزاده

    پاسخحذف
  61. ناشناس را گوگل و بلاگ اسپات گذاشته، کار من نیست. بهتر هم این است که آدم خود را معرفی کند.
    در تاریخ کهن تردید است ولی در همین نهالستان مهندسی بی نهایتی کامنت می گذارد که مثل شما خیلی به تاریخ کهن می نازد و آشکارا به میلیونها ترک ایرانی توهین می کند. ملتی که وجود دارد و اوهام نیست، و مثل جنابعالی دنبال نوشابه هم حلال و هم حرام می گردد.

    پاسخحذف
  62. یاد چالنگی (که شرافتش بر کم سوادی اش میچربد و ادعایی هم نداره))بخیر! که هر موقع مثلا مهمانش درVOA اسم رییس جمهور 63% را میاره، بلافاصله میگه،: "این حق برای آقای احمدی محفوظ است که از خودش دفاع کند و ما حاضریم هزینه اینکار را بدهیم و به تهران بریم...." در این راستا این حق را برای خود محفوظ دانسته و چند سطری مینویسم.
    بنده تکرارمیکنم: در عین اینکه فکر جهانی دارم وبر این باورم که شاید بشود انسانها را به دو دسته سیگاری و غیرسیگاری تقسیم کرد ولی مسلم و کافر نه! مخلص تمام هموطنان ایرانی هستم وبه هیچوجه توهینی به ترک و عرب ننموده و بحث ما فلسفه تاریخ بودو نقذ سومر ترک و...!!دوست من، این ادبیات "نفی و اتهام بیمطالعه بودن دیگران -البته مطالعه کتب مورد علاقه و تحت XP جنابعالی"کمکی به شما نمیکند . کما اینکه شما هم همه تلاشتان در نفی کوروش و نوروز و مهرگان..است تا خونخواری ابی وقاص و پسر خطاب و سبکتکین . ..را توجیه کنی که از دید خیلیها از جمله بنده وجناب مظلومزاده توهین به ایرانی است.. ملت NATION ترک در داخل ایران را من نمیفهمم.مثلا در پاسپورت بپرسند ؟NATIONALITY بنویسی TURK!
    نهایتا اینکه فرموده اید "بهتراست که آدم خود را معرفی کند"ضمن تحسین شجاعت شما میگم نه لزوما. عین جملات " در آلمان به بچه -تو- نمیگن" یا"آب در 100درجه میجوشد" که فی نفسه جملات ناقصی بوده و نیاز به توضیح و فضا و سخت افزار دارند. عزیز من !اب در فشار 76سانتیمترجیوه در 100درجه میجوشد و یا در ایران اگر سر بچه داد نزنی در پارک و خیابان، امکان سقوط در چاه دارد.....
    جمله ام را با کمدی الهی دانته که بهمراه گالیله و کپرنیک و کپلرو داوینچی وداروین... اساس رنسانس و تمدن اروپای امروز را بنا نهادند (نه تورات)بپایان میبرم و اگر وقت کنم جواب افاضات "کوروش" را خواهم داد. ضمن اینکه پیشنهاد میکنم مقاله خزر را از سایت برداری که افتضاح است.(با عرض معذرت).
    دانته:شما که داخل میشوید دست از هر امیدی بشویید.(یعنی عذاب واقعی دوزخ -شهر آلام-همان از دست دادن امید است)
    رفتم شاهنامه خوانی!
    مهندس بینهایت/28مهر

    پاسخحذف
  63. دوست عزیز
    از نظر من مهندس بی نهایت و مظلوم زاده و وبگرد از یک گفتمان دفاع می کنند و فارغ از اینکه چه کسانی هستند اندیشه آنها برای من شناخته شده است.
    من به این نتیجه رسیدم که فقط آقای مظلوم زاده در کامنت اول مطلب من را خوانده است و در خصوص مطلب نوشته است، در سایر موارد شما و هم فکر دیگرتان وبگرد اصلا مطالب من را نمی خوانید و بر اساس پیش قضاوتی که دارید می نویسید که من جواب چندانی ندارم.
    در خصوص خزر، باید کارشناسان حقوقی نظر دهند اگر شما اطلاع درجه اولی دارید من خوشحال می شوم بخوانم. آنچه که سعی من بوده توهم زدائی است. اینکه ایران چند درصد دارد و چقدر زور گرفتن آن را دارد من حتی اطلاع هم ندارم ولی با عقل سلیم پنجاه درصد جور در نمی آید. در عرصه سیاست خارجی چه بخواهیم و چه نخواهیم از قاجار تا دولت فعلی نماینده ماست. اگر توهم پنجاه درصد را مدام دامن بزنیم هیچ دولتمردی جرات مذاکره و احقاق حقوق ایران را نخواهد داشت و دیگران مدام از منابع آن استفاده خواهند کرد این موضوع ممکن است دهها سال طول بکشد ولی چاهها از مدتها قبل در حال تخلیه شدن است. ایری اوتوراخ دوز دانشاخ، در شرایط فعلی هر کسی هر چیزی را امضاء کرد، احتمال بسیار زیاد به خیانت محکوم خواهد شد. قاجارها خودشان در اثر تدبیر و خشونت و لیاقت، قفقاز را و سایر جاها را دوباره به ایران الحاق کردند و در مقابله با قدرت به مراتب قویتر از دست دادند. ملت ایران هنوز از قاجار طلبکار است که قفقاز را به خال هندویش بخشیده اند. سلسله بی عرضه پهلوی بحرین را در روز روشن از دست داد و برای جزایر سه گانه هم از سر نادانی و خودبزرگ بینی و توهم قراداد محکمی امضاء نکرد که امروز ما دجار دردسر نشویم.

    پاسخحذف
  64. اینکه چند نفر یک گفتمان دارند فی نفسه بد نیست و برای شما که اهل نظر هستید باید هم شناخته شده باشیم...
    دیدم این بحث بلاتکلیف رها شده چند سطری مینویسم و خلاص !بخصوص اینکه بخاطر اسم خلیجفارس این مقاله رکورددار هم باقی میماند.هاهاها
    در رابطه با اینکه حساس به اسم نباید بود یک لطیفه میارم: اول صبح ملا خر خود را بار انگور (این میوه طلایی و صنعتی)میزنه میره بازار !بغل بقیه خرش را پارک میکنه و یواشکی از سبد آنها در سبد خودش انگور میریزه! یارو اعتراض میکنه . در چواب ملا میگه ببخشید من کمی خل هستم ! یارو میگه پس جرا از سبد خود در سبد من نمیریزی؟ ملا میگه گفتم که خل هستم (نیمدیوانه) نه دیوانه!!
    شاید حکایت همسایگان شیخ ما ازاین نوع باشد...
    بله خلیج مکزیک در کنار امریکا هست ولی امریکا و bp بیشترین استفاده را میکنن !(حکایت چادر ایرج میرزااست که یارو رویش را گرفته بود ولی بعله ....)
    بله مهندس!آدم که پیر بشه روی ...ش پروانه می نشینه (کنایه از بیحالی) حالا روزگار پیری ماست و بهتر است جور دیگری نقد شود. گفتن درد و واقعیت (و بخشی از آن) درست است ولی نتیجه گیریتان متاسفانه باعقل ناقص بنده جور نیست.
    همانگونه که منابع من در خصوص بیماری ،پزشکان ایرانی هستند در زمینه تاریخ وادبیات هم ایرانیند!مگر من محققم؟ ترک و عرب و ... با پاسپورت ایرانی، ایرانی است عین داویتز در تیم هلند که در بازی فوتبال به بردهلند فکر میکند...
    بحث زیاد وقت کم بخصوص اینکه هنوز برای یارانه ها شماره حساب نداده ام و باید بدوم....
    در مورد خزر هم چند سطر نبشتم!ولی قصد ادامه ندارم.
    نامه علامه قزوینی به تقیزاده هم خواندنی است و همینطور تاریخ فراماسونری!درد ما چیز دیگری است اششک اوشتی پالان...؟
    جاوید ایرانزمین !
    بینهایت

    پاسخحذف