ه‍.ش. ۱۳۸۹ تیر ۴, جمعه

جام جهانی فوتبال و سوهان سیما

محمد قائد در یکی از نوشته هایش گفتگوی خود را با یک دیپلمات به نظرم آلمانی نقل می کند که در آن فرد دیپلمات از یک ویژگی مشترک مردمان ایران و سوریه و عراق سخن می گوید که بلافاصله محمد قائد تذکر می دهد که، مواظب باشید! جائی در ایران از این صحبتها نکنید، مردم ایران مایل هستند و می پندارند که همیشه باید با آلمان و فرانسه مقایسه شوند!!.

بازیهای سوم همزمان انجام میشود در گروه ب آرژانتین و یونان و کره جنوبی و نیجریه همزمان بازی می کردند، طبیعتا سیمای ایران که از این منظر کاملا سلیقه مردم ایران را نمایندگی می کند بازی دو تیم کره جنوبی و نیجریه را نشان نمی دهد ، چون مردم ایران به کمتر از بازی آرژانتین و انگلستان و آلمان، راضی نمی شوند این در حالی است که کره جنوبی آسیا را نمایندگی می کند و به نوعی از سطح فوتبال این قاره دفاع می کند، این تیم دست کم دو سالی یک بار با ایران بازی رسمی دارد، اما مگر این ملت متوهم راضی می شود هر فوتبالی را ببیند!! در حالی که در عالم واقع مقهور بحرین و قطر است. من از شبکه الجزیره بازی کره و نیجریه را دنبال می کردم موضوع جالب در پایان بازی خوشحالی زایدالوصف گزارشگر عرب از پیروزی کره جنوبی بود و مدام به آسیائیها و کره ای ها تبریک می گفت، همین روحیه مثبت منطقه ای در بازی معروف ایران و استرالیا نیز بود، یعنی شبکه های عربی چنان از پیروزی ایران ابراز خوشحالی می کردند که مصطفوی رئیس وقت فدراسیون از آنها تشکر کرد و گفت که ما را در این ماراتن سنگین تنها نگذاشتند. حالا این را با روحیه خودمان مقایسه کنید، آیا کسی و یا شبکه داخلی بازیهای بعدی کشورهای عرب منظقه را بعد از حذف ایران دنبال کرد؟ اگر عربستان و یا بحرین به جام جهانی راه می یافت گزارشگران از خود راضی ایرانی ابراز خوشحالی می کردند ؟ تبریک می گفتند؟. می توان گفت از اینکه آن تیمها بازیهای بعدی را واگذار کردند همه در این نیرنگستان حتی از ته دل خوشحال شدند.

بعد از برنامه فوق العاده فتیله جمعه تعطیله که بچه هایم دوست دارند و انشا.. از گزند روزگار آسیب نبیند، فقط فوتبال باعث می شود که سوهان روح مجریان سیما را تحمل کنم، دو کارشناس فوتبال آقای صدر و نصیرزاده قبل از بازی برزیل و پرتقال تفسیر می کردند که انصافا هر دو آدمهای واردی هستند در گفتگوی آنها نکته ای حاشیه ای اتفاق افتاد که نشان دهنده همان روحیه از خود راضی ما مردم ایران است ، آقای صدر در خصوص توپ فوتبال توضیح جالبی داد و گفت که در باشگاهای انگلیس هر تیمی اسپانسر خود را دارد و با توپهائی که اسپانسرشان در اختیار قرار می دهد بازی می کنند مثلا اسانسر منچستر یونایتد با منچستر سیتی فرق دارد و اگر یونایتد در زمین سیتی بازی کند باید با توپ منچستر سیتی بازی کند. بعد رو کرد به آقای نصیرزاده و گفت سوالی دارم، در فوتبال خودمان ایران این وضعیت چگونه است ؟ آقای نصیرزاده هم که به نظر من غافل گیر شده بود، جواب بی ربطی داد. آنچه که برای من مهم است اصل سوال و جواب نیست. کارشناس محترم که حتی اسپاسر تیمهای ممالک خارجه را دنبال می کند، فوتبال ایران را در شان کارشناسی خود نمی داند و سوال هم می کند!. مثل این می ماند که گزارشگری محل تولد دوست دختر بازیکنان رئال مادرید را بداند ولی تلفظ صحیح و درست اسم بازیکنان تیم ایران را نداند و البته خجالت هم نکشد، و دانش فوتبال اروپائی خود را برخ بکشد.

البته فکر نکنید در فوتبال اینطور هستیم همه چیزمان به همه چیزمان می آید اگر از محمود دولت آبادی بزرگترین رمان نویس ایرانی نام چند نویسنده بزرگ هندی، عرب، پاکستانی، ترک را بپرسید به احتمال زیاد فقط آنهائی را خواهد شناخت که غربیها کشف کرده اند و جایزه بزرگی مثل نوبل برده اند. چون او هم که معلم ماست خود را با رومن رولان مقایسه می کند و دون شان خود می داند که با با ادبیات پاکستان آشنا باشد. تا آنجائی که من می دانم به جز ناظم حکمت و عزیز نسین از ترکیه بقیه معاصران هم فرهنگ و همسایه، فقط وقتی مورد توجه غربیها قرار گرفته اند در ایران شناخته شده اند.

در داخل کشور هم همینطور است، موسیقی غنی بخشی ها در شمال خراسان زمانی مورد توجه استادان موسیقی مثل کلهر و علیزاده و شجریان قرار گرفت که قبلا مرحوم حاج قربان سلیمانی را جشنواره آوینیون در فرانسه کشف کرده بود و روزنامه های معتبر فرانسه با چاپ عکس بزرگی از او در صفحه اول خبر از ظهور گنجینه موسیقی جدیدی داده بودند. و گرنه دون شان این آقایان بود که با یک پیرمرد روستائی دو تار نواز هم آواز شوند و آلبوم فوق العاده شب، سکوت، کویر را تولید کنند. از برخورد شرم آور و تحقیر آمیزمان با ملت هم فرهنگ و هم زبان افغانستان که حتی بخش بزرگی از موسیقی پاپ ما مدیون بزرگان افغانی است، نگو و نپرس ! کتاب بادبادک باز نویسنده افغان هم وقتی در ایران ترجمه و مورد استقبال قرار گرفت که یکی از پرفروشهای امریکا بود، وگرنه نوادگان کوروش از نویسنده افغان رمان ترجمه کنند؟


پی نوشت : آن مطلب صدر پست را از محمد قائد پیدا کردم، مصاحبه بود مقاله نبود. نقل و قولی که کردم حدودا درست بوده است

ه‍.ش. ۱۳۸۹ خرداد ۲۹, شنبه

چاپگر و سیستم فروش

از مجموع شرکتهائی که سیستم توزیع و فروش را استفاده می کنند، زمزم در تهران گسترده ترین شبکه را دارد. هر پنج مرکز توزیع آن در تهران و مرکز توزیع کرج به سرور مرکزی در محل کارخانه شرق تهران وصل هستند، و به شکل ریموت به ترمینال سرورهای مربوط به خود وصل می شوند. بزرگترین دردسر ما در این شبکه گسترده چاپ در وضعیت ریموت با توجه به ضعف ذاتی سیستم در این خصوص بود. استفاده از امکانات نرم افزار داس پرینت و اتصال آن به سیستم توزیع و فروش توسعه خوبی بود که در سیستم داده شد. آقای مهندس فرهاد رستمی در استفاده از این امکانات دردسرهای زیادی متحمل شدند و تمام اشکالات موجود عملا برای ایشان پیش آمد. از ایشان خواهش کردم زکات دانسته های خود را در قالب پستی ارائه کنند، که محل مراجعه کسانی که مایل به استفاده از آن هستند باشد. لطفا اگر اشکالی داشتید و مطلبی به نظرتان رسید زیر همان پست کامنت بگذارید تا تبدیل به مجموعه کاملی برای دستورالعمل استفاده از داس پرینت شود.

ه‍.ش. ۱۳۸۹ خرداد ۱۳, پنجشنبه

اشانتیون و تخساسیون

معروف است که بیل گیتس به زبان بیسیک علاقه ی خاصی دارد، دلیل آن نقش مستقیمش در کدنویسی جی دبلیو بسیک بوده است. در راستای همین علاقه دست از بیسیک بر نمی دارد و با قدرت و پول و ویندوزش که جهان را قبضه کرده، باعث شده جمع کثیری هم اکنون نیز اسیر زبان من در آوردی و بی خودی وی بی باشند. شرکت بورلند علاقه عجیبی به زبان پاسکال داشت، در رده محصولات تجاری هم فقط یک پاسکال درخشید و رفت، آنهم بورلند پاسکال و دلفی بود (و شاید هم هست!). میکرو سافت همچنان یکه تاز است اما به نظر می رسد بورلند که محصولی مانند دلفی آن شاهکار بود قربانی همین علاقه می شود (و یا شده است!).

روزی که سیستم فروش بر مبنای سفارش را شروع کردم مبنای محاسبه ریالی اشانتیون را یک نوع تخفیف متغیر (معمولا 901) و پس از کسر تخفیفات قرار دادم. با این استدلال که بعدا و در زمان برگشت از فروش ضرر مضاعف نکنیم. علاقه عجیبی هم به این طرح داشتم و دارم اما دریغ از موافقت حتی یک نفر!!. اولین نفری که محترمانه به من یادآور شد روش عبثی است، آقای مهندس شفق در کوکای تبریز بود، اما چون با مقاومت جانانه از یک طرف و عدم فرق نهائی نتیجه مواجه شد، از خیر مسئله گذشت و رضایت داد. تا همین امروز این مسئله دردسرهای فرواوانی داشته است. این طرح روز بروز با استثناهای جدیدی مواجه می شد که تمام گرفتاریهای آن را به جان خریدم اما تسلیم نشدم. اولین گرفتاری این طرح در زمزم تهران و در راه اندازی سیستم پیش فروش انبار جیحون خود را نشان داد، دو روش محاسباتی دیگر به آن اضافه شد اما روش فعلی به عنوان پیش فرض در سیستم باقی ماند و در راستای همان علاقه ذاتی عملا همه جا از همین روش استفاده می کند. تا اینکه معضلی را جناب آقای براتی مدیر محترم مالی کوکا در تهران پیش کشید که کاملا توسعه طرح را با ناسازگاری درونی مواجه کرد. موضوع سر منطق تخس کردن مبلغ ریالی اشانتیون در فاکتور و بارنامه است. تصور می کنم این اشکال در جاهای زیادی ممکن است وجود داشته باشد اما چون تاثیر آن بر مالیات بسیار جزئی است، جلب توجه نکرده است.

اشکال قضیه از شیوه تخس کردن اشانتیون بین محصولات بارنامه است، از منطق کاهنده های متغیر کاملا آگاه هستید که به چه نحوی به بارنامه می چسبند و به چه طریقی و نسبتی بین محصولات بارنامه پخش و یا به اصطلاح عامیانه تخس می شوند (پسوند فرانسوی اسیون هم پس از همین بحران به آن اضافه شد). در خصوص تخفیف متغیر منتسب به اشانتیون اخیرا توسعه مناسبی به سیستم داده شد که این متغیر فقط به محصولات دارای اشانتیون منتسب شود. حال فرض کنید به محصولی در چند سفارش اشانتیون داده شده است که آن سفارشها هیچ تخفیفی ندارند و همینطور در هیچکدام از سفارشهای بارنامه حامل، تخفیفی برای آن کالا منظور نشده است. از طرف دیگر محصول دیگری اشانتیون داده شده است که تخفیف نیز دارد. در این صورت مبلغ ریالی محصول اول علی الاصول بر مبنای اعلامیه قیمت محاسبه می شود و محصول دوم پس از کسر تخفیفات. اما در سطح بارنامه با هر دو این محصول یک رفتار صورت می گیرد که نتیجه آن لحاظ کردن بخشی از ارزش ریالی اشانتیون یک محصول به محصول دیگر است. اگر محصول اول تماما اشانتیون بوده باشد در این صورت مبلغ تخس شده برای آن کمی کمتر از قیمت اعلامیه فروش خواهد بود، در نتیجه اندکی مالیات نیز به آن تعلق خواهد گرفت. اسم این معضل را گذاشتیم تخساسیون. از اول وقت اداری روز یازدهم خرداد تا نزدیک غروب آقای براتی مشغول توضیح این موضوع بود که با هزار بدبختی در دقایق واپسین دو ریالی من افتاد. حال اگر کارشناس مالی نیستید از توضیحات من هم چیزی دستگیرتان نشد خود را سرزنش نکنید. مژده که من کاملا تسلیم شدم. نه پول و زور و قدرت میکروسافت در کسی هست که بر روش خود پافشاری کند و نه سرنوشت غم انگیز بورلند افق قشنگی را پیش روی آدم می گذارد. بهترین کار بالا بردن دستهاست. اگر روش را بخواهید عوض کنید باید تک تک بارنامه ها تبث مجدد (اند) شوند که بدیهی است در حوصله هیچ کس نیست. همین موضوع باعث شد که ناچار شوم در نگهداری سیستم "تثبیت کاهنده های سفارشی" را اضافه کنم.

بنابراین اگر مایل هستید از این شیوه خلاص شوید ابتدا در مدیریت – مشخصات سیستم – سفارشها، تنظیم "مبنای محاسبه اهدائی" را به "اعلامیه قیمت فروش" تغییر دهید سپس در مدیریت و نگهداری سیستم، تثبیت کاهنده های سفارشی را اجرا کنید که البته طولانی است.

اگر واقعا با روش فعلی مشکلی ندارید توصیه من این است که تغییر روش را به اول سال مالی موکول کنید. علی الخصوص اگر به تفکیک تخفیف سند حسابداری می زنید، چون مبلغ اشانتیون تغییر می کند مبلغ تخفیفات نیز تغییر خواهد یافت، بدیهی است سرجمع حتما یکی خواهد بود.


پی نوشت 1 – تاکید می کنم اگر به تفکیک نوع تخفیف سند حسابداری زده اید تا پایان سال مالی دست نگهدارید و از ابتدای سال مالی جدید تغییر روش دهید. خطای این روش طی چهار ماه برای بزرگترین مرکز توزیع کوکا در تهران 517 ریال بوده است، دقت میلی متری جناب آقای براتی مدیریت مالی کوکا در تهران باعث شد این موضوع کشف شود. این انحراف در پایان سال نهایتا 1000 تومن خواهد شد. من حاضرم ده برابر جریمه آن را نقدا پرداخت کنم!