۱۳۹۶ بهمن ۲۹, یکشنبه

معمائی به نام تلویزیون من و تو

اگر قرار باشد روزی شکست‌ها و گرفتاری‌های تاریخ معاصر ایران همه‌جانبه بررسی شود، و در آن نقش مردم و دولت‌ها هم‌زمان مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد، اغراق نیست که بگوئیم بررسی تلویزیون‌های فارسی‌زبان بعد از انقلاب به تنهائی قادر است بسیاری از بحران‌های ایران را توضیح دهد. تلویزیون یکی از بهترین نشانه‌های شکست اغلب گروه‌های این جامعه است.

صدا و سیما با پنجاه هزار کارمند و بودجه کلان دولتی برای رقابت با چند ساعت برنامه بی‌بی‌سی به پارازیت دل بسته است. به گفته یک مقام رسمی و مطلع، ریزش مخاطب صدا و سیما به حدی است که وقتی در اصفهان وارونگی هوا رخ داده و استاندار مدارس را از طریق صدا و سیما تعطیل اعلام کرده، بسیاری از خانواده‌ها مطلع نشده‌اند. و دانش‌آموزان فردای آن روز همچنان به مدرسه رفته‌اند.

تولید انبوه تلویزیون‌های آرواره‌محور لس‌آنجلسی و غیرلس‌آنجلسی دستاورد بیش از سه دهه مهاجرت هم‌میهنان به ممالک آزاد است. شیوه‌های مختلف لاغری و انواع قرص‌های تقویت‌کننده جنسی هم ممرّ اصلی درآمد اغلب این تلویزیون‌ها از آگهی‌های بازرگانی است.

صدها روزنامه‌نگار و متخصص بیرون از وطن، و میلیون‌ها ایرانی مهاجر که بسیاری از آنها وضع مالی خوبی هم دارند، نتوانستند یک رسانه تصویری آبرومند و حرفه‌ای و فراگیر و پربیننده ایجاد کنند. این بحران فقط دامن‌گیر رسانه‌ها نیست. نشر کتاب هم در خارج از کشور حال و روز خوشی ندارد.

بی‌بی‌سی فارسی هم که موفق است، ناگفته پیداست که به خاطر استانداردهای بالای بی‌بی‌سی جهانی است. اگر غیر از این بود، علیرغم حضور جمعی از بهترین رونامه‌نگاران ایران و افغانستان در این رسانه، با سرعتی وصف‌ناپذیر به سرنوشت سایر تلویزیون‌ها مبتلا می‌شد.

سونوشت رسانه‌های تصویری بی‌کیفیت فارسی‌زبان یکی داستانست پر آب چشم و نیازی به تفصیل بیشتر ندارد. اغلب تلاش‌هائی هم که صاحبنظران کردند، عملاً به شکست انجامید. اما این میان یک استثناء بزرگ وجود دارد : تلویزیون من و تو.

***

برای مشاهده متن کامل کلیک کنید...