skip to main |
skip to sidebar
روز
23 اسفند سال 96، مطلبی را در فیسبوک با عنوان "ماجرای
بشیکتاش" از داخل استادیویم بشیکتاش و قبل از شروع بازی برگشت این تیم با
بایرنمونیج آلمان، منتشر کردم. البته مطلب عمومی نبود و برای جمع خاصی نوشته
بودم. مطلقاً برای رفتن به استادیوم رضایت نداشتم، اما همین ماجرا به یکی از
بهترین خاطرات من تبدیل شد. امسال تصمیم گرفتم قسمت دوم ماجرا را بنویسم و توضیح
بدهم که چرا این خاطره این اندازه برای من ماندگار شد. هر کاری کردم در اپلیکیشن
فیسبوک فونتها برعکس میافتاد. یک روز هم صبر کردم و گفتم شاید به خاطر اشکالات اخیر فیسبوک است،
اما درست نشد. به هر حال قسمت این بود که هر دو قسمت را به نهالستان بیاورم و
عمومیتر با دوستانم در میان بگذارم. ابتدا قسمت اول را عیناً از فیسبوک کپی میکنم
که سال پیش نوشتم.
***
برای مشاهده متن کامل کلیک کنید...