۱۳۹۶ آبان ۲, سه‌شنبه

از ناصر کرمی تا کاوه مدنی، روایت کدامیک با واقعیت همخوان است؟

در خصوص مسائل زیست‌محیطی ایران، دو رویکرد مهم در عرصه رسانه‌ای کشور بیش از بقیه مورد توجه قرار گرفته است. رویکرد اول متعلق به دکتر ناصر کرمی است که شرایط را بسیار بحرانی و خطرناک ارزیابی می‌کند. ایشان از خشکیدگی سرزمینی و احتمال مرگ تمدنی بخش‌هائی از ایران سخن می‌گوید. رویکرد دومی هم در حال شکل‌گیری است که مهمترین چهره آن دکتر کاوه مدنی است. کاوه مدنی گرچه مشکلات را می‌پذیرد و بزرگ هم می‌داند، اما در تصویری که ارائه می‌دهد حتی کلمه "بحران" هم برای این معضل کاربردی ندارد.

برای مشاهده متن کامل کلیک کنید...

۱۳۹۶ خرداد ۸, دوشنبه

مشکل سال 1400 نرم‌افزارهای ایرانی

سال 1400 شمسی بسیاری از نرم‌افزارهای قدیمی ایرانی ممکن است با مشکل مواجه شوند. در ایران قریب به اتفاق این نرم‌افزارها و حتی بعضی نرم‌افزارهای نسبتاً جدید با عمر حدود بیست سال، اطلاعات سال شمسی را با دو رقم سمت راست ذخیره کرده‌اند. گرچه خیلی از این نرم‌افزارها جایگزین شده‌اند، اما با اطمینان نمی‌توان گفت هیچ مشکلی وجود نخواهد داشت.

برای مشاهده متن کامل کلیک کنید...

۱۳۹۶ اردیبهشت ۲۰, چهارشنبه

چرا دولت روحانی نمی‌تواند از بخش موفق کارنامه خود دفاع کند؟

رقبای حسن روحانی در انتخابات پیش رو دولت او را با یک چالش بزرگ اقتصادی مواجه کرده‌اند و مدام از گسترش فقر و بی‌کاری سخن می‌گویند. فارغ از اینکه چه  موضعی در این انتخابات داشته باشم، بررسی این معضل ما را با یک واقعیت بسیار دشواری مواجه می‌کند و به وضوح متوجه می‌شویم که لازمه حل مشکلات کلان ایران علاوه بر مدیران کاردان، سرمایه اجتماعی بالا و اعتماد بسیار زیاد میان دولت و ملت است، تا از پوپولیسم کاری برنیاید.
اگر دولتی به طور جدی و علمی اقدام به حل این معضلات بکند و موفقیت‌هائی هم کسب کند، ممکن است همین موفقیت پاشنه آشیل همان دولت در انتخابات بعدی باشد. شایان ذکر است که معضلات اصلی از این مسئله اقتصادی که به آن می‌پردازم، بسی بزرگتر است.
دولت روحانی نسبت به دولت‌های گذشته و شاید هم دولت‌های نظام پهلوی، یک موفقیت درخورتوجه در حوزه اقتصاد دارد. اما تاکید بر این موفقیت در بستر جامعه نه تنها رای‌آور نیست، بلکه رای‌سوز است. طی سه سال گذشته دولت در حوزه شفاف‌سازی اقتصاد برای اجرای سیستم مدرن مالیات بر ارزش افروده، حقیقتاً کاری کارستان کرده است. اگر این پروژه با همین همت و کفایت چند سالی ادامه یابد و تکمیل و نهادینه شود، سنگ بنای بسیار محکمی برای یک اقتصاد مولد و غیرنفتی خواهد بود.
برای مشاهده متن کامل کلیک کنید...

۱۳۹۶ فروردین ۸, سه‌شنبه

حلب؛ آغاز فروپاشی دو سرمایه بزرگ ایران

خلاصه :
اغلب کشورهای اسلامی مدعی می‌شوند که در کشور آنها همه مذاهب از حقوق برابر برخوردارند و مانند برادر زندگی می‌کنند، اما واقعیت چیز دیگری است. از جمله مسئله شیعه و سُنّی به هر علت و دلیلی در همه کشورهائی که جمعیت شیعه و سُنّی دارند، وجود دارد. به وضوح هم استعداد تنش‌زایی این مسئله را مشاهده می‌کنیم. اما در این نوشته استدلال خواهد شد که بر خلاف تصور رایج، که وضع فعلی منطقه هم به این تصور و ذهنیت بیشتر دامن می‌زند، هر دو مکتب شیعه و سُنّی اتفاقاً دو سرمایه بسیار گرانقدر ایران بودند. سرمایه‌های کشوری که اتفاقاً اکثریت مطلق ساکنان آن شیعه‌مذهب هستند. اما پس از شروع جنگ‌های مذهبی در منطقه، و در حالی که هنوز بسیاری از پتانسیل‌های این دو سرمایه ناشناخته مانده بود، به طرز ویرانگری بر باد رفتند. جنگ حلب را باید به شکل نمادین آغاز فروپاشی کامل این دو سرمایه دانست. هیچ چشم‌انداز روشنی هم برای بازسازی آن تا ده‌ها سال آینده دیده نمی‌شود. حکومت اسلامی ایران از همان بدو تأسیس تلاش کرد که بدنه جامعه را با سیاست‌های خود در فلسطین و لبنان همراه سازد، تقریباً هیچ موفقیتی در بیرون از طرفداران خود کسب نکرد. اما در قضیه سوریه تنها نیست، بخش مهمی از جامعه که تا دیروز شعار نه غزه نه لبنان سر داده بود، امروز حامی سیاست‌های حکومت در سوریه است.
منبع اصلی این دو سرمایه مهم، کارکرد تاریخی زبان فارسی و مذهب شیعه در ایران است. ایران سرزمینی متنوع با زبان‌ها و مذاهب مختلف است. حکومت پیشین ایران بیشتر روی باستان‌گرائی و اهمیت زبان فارسی متمرکز بود. حکومت فعلی یک حکومت شیعی است. هیچکدام از این دو نگرش، نماینده تنوع زبانی و مذهبی و فرهنکی مردم ایران نیستند. اما بدون تردید زبان فارسی و مذهب شیعه فارغ از نوع حکومت، کارکردهای کم‌نظیر و یا حتی بی‌نظیری هم برای ایران داشته‌اند. یکی از این کارکردها، نقش مذهبی زبان فارسی است. در شرایط معمول از زبان چنین کارکردی انتظار نمی‌رود، اما زبان فارسی نه تنها در داخل ایران نقش متعادل‌کننده مذهبی دارد، بلکه در نگاه مثبت سایر کشورهای اسلامی به ایران هم مؤثر بوده است. در این نوشته دلایل این پتانسیل تشریح می‌شود. تا آنجا که دیدم و خواندم تا کنون از این منظر کارکرد زبان فارسی مورد مطالعه قرار نگرفته است. بستر بسیار متنوع مذهبی که من در آن بزرگ شدم، خوشبختانه این فرصت را در اختیارم قرار داد تا از همان دوران تحصیلات ابتدائی، بعضاً به شکل ناخواسته، در جریان این پتانسیل قرار بگیرم. بعدها نیز کنجکاوانه بررسی آن را ادامه دادم. در این نوشته نشان داده خواهد شد که این پتانسیل متعادل‌کننده زبان فارسی، در سوریه و حلب پای منافع کوتاه‌مدت ذبح شد.
موضوع بعدی مذهب شیعه است. مذهب شیعه برای ایران در میان شیعیان منطقه نفوذ عاطفی و معنوی فراوانی کسب کرده است. وقتی این نفوذ در کنار پتانسیل تاریخی زبان فارسی قرار می‌گیرد، موقعیتی باور نکردنی در خارج از کشور نصیب ایران می‌کند. این نوشته از منظری متفاوت به بررسی این پتانسیل می‌پردازد و نگرش اهل‌سُنّت ایران به کشورهای مهم سُنّی‌مذهب منطقه را با نگرش شیعیان همان کشورها نسبت به ایران مقایسه می‌کند. همین مقایسه نشان می‌دهد که این نفوذ عاطفی و معنوی، سرمایه‌ای کم‌نظیر و یا حتی بی‌نظیر است. در گذشته رژیم پادشاهی و غیرمذهبی ایران بسیار اصولی از این سرمایه بهره می‌برد. بعد از انقلاب رژیم اسلامی تلاش زیادی کرد که خود را فقط حامی شیعیان نشان ندهد و موفقیت‌هائی هم داشت. اما جنگ سوریه همه چیز را عیان کرد. سرمایه معنوی ایران نزد شیعیان مطلقاً نباید جنبه‌های عملی و از آن بدتر نظامی پیدا می‌کرد و به تجهیز گروه‌های شبه‌نظامی شیعه منتهی می‌شد. حتی اگر گروه‌هائی از شیعیان کشورهای منطقه و رهبران بانفوذ آنها هم از ایران کمک می‌خواستند، باید دوراندیشی صورت می‌گرفت و کشور مستقیماً وارد این معرکه نمی‌شد. اکنون که چنین اتفاقی افتاده است، عواقب آن چنان تاثیر مخربی در جهان اسلام گذاشته است که در آینده‌ای نه چندان دور شیعیان کشورهای منطقه عملاً چاره‌ای جز دوری بیشتر از ایران نخواهند داشت. سرمایه معنوی و دیرینه ایران در میان شیعیان منطقه هم پای منافع کوتاه‌مدت ذبح شده است.
 
***
 
عبارت "رژیم اشغالگر" چنان در رسانه‌های ایران کاربرد وسیعی دارد که بلافاصله ادامه آن نام یک کشور مشخص را به ذهن متبادر می‌کند. اما اگر منظور از رژیم اشغالگر این باشد که بخشی از یک قوم و یا باورمندان به یک دین و مذهب، رژیمی را در سرزمینی مستقر کرده باشند که اکثریت بسیار بزرگ باشنده‌گان آن سرزمین، حتی خطر فروپاشی کشور را هم به بقای آن رژیم ترجیح دهند، بسیار بعید است بتوان مصداقی بهتر از رژیم بعثی حافظ اسد در سوریه برای عبارت رژیم اشغالگر یافت. رژیم اسد در خوشبینانه‌ترین حالت فقط رژیم علویانی است که کمی بیش از ده درصد جمعیت کشور را دارند و در مناطق خاصی هم مستقر هستند.

برای مشاهده متن کامل کلیک کنید...

۱۳۹۵ بهمن ۱۵, جمعه

با اقلیت نحیف ارامنه ایران بازی نکنید

من در میان آشوری‌ها و ارمنی‌ها بزرگ شدم، اما تا سال 62 که دیپلم گرفتم، با هیچ ارمنی ملی‌گرائی در اورمیه برخورد نکرده بودم. در دوران دانشجوئی دوستی ارمنی داشتم که اهل تهران بود. درس‌خوانده بود و از تاریخ ارمنستان و دردهای ملت ارمنی آگاهی‌های بسیار درخور توجهی داشت. کتابی هم در اختیار من گذاشت که در نوشتن مطلب "بیست و چهار آوریل و چراغی که به خانه هم رواست" از آن بسیار بهره بردم. تا آن تاریخ همه ارمنی‌ها و آشوری‌هائی که دیده بودم در زندگی روستائی و شهری معمولی منطقه خودمان بود. اساساً درگیر این بحث‌ها نبودیم. از بزرگترین و معروفترین عاشیق‌های اورمیه هم عاشیق یوسوف اوهانس مسیحی بود. ذهنیت من هم بر اساس همین ارتباطات شکل گرفته بود.
برای مشاهده متن کامل کلیک کنید...