۱۳۹۱ شهریور ۲۱, سه‌شنبه

الهام علی اف قذافی می شود


سال 2004 رامیل صفرف از جمهوری آذربایجان و یک افسر ارمنی بنام گورکن مارکاریان در بوداپست مجارستان مشغول آموختن زبان انگلیسی بودند. بحث و جدل بین آنها بر سر جنگ و اشغال خاک آذربایجان کار را به جائی می رساند که صفرف، افسر ارمنی را با تبر و در هنگام خواب به قتل می رساند. او مطابق استاندردهای اروپائی در مجارستان محاکمه و محکوم به حبس می شود. چند وقت پیش مجارستان و آذربایجان توافق می کنند که صفرف برای گذراندن ادامه محکومیتش، به آذربایجان مسترد شود. پس از بازگشت، الهام علی‌اف رئیس جمهور آذربایجان، او را مورد عفو قرار می دهد و همچون یک قهرمان ملی از او استقبال می کنند. علی اف به این هم بسنده نمی کند، حقوق معوقه هشت سال حبس او در مجارستان را پرداخت و درجه نظامیش را نیز  ارتقاء می دهد. خشم ارمنستان و توضیحات مجارستان که تضمین های کافی را گرفته بود، کارساز نمی شود و دو کشور هم اکنون بحران دیپلماتیک دارند. شایان ذکر است که  قبل از این استرداد، توافقات پرداخت چند میلیارد دلاری وام از ثروت نفتی آذربایجان به مجارستان هم صورت گرفته بود. اقدام آذربایجان را همه تقبیح کردند، حتی روسیه پوتین زده که نگرانی اش برای حقوق بشر در سوریه زبانزد خاص و عام است.
ابتدا اجازه بدهید توضیح بدهم که با شرایط مشابه آذربایجان و ارمنستان این موضوع برای یک انگلیسی و فرانسوی هم می توانست اتفاق بیفتد، آذربایجانی و ارمنی عصب زده که جای خود دارند. من خود تجربه تلخی در این زمینه دارم. چند سال پیش و در شهر اصفهان با دوستی ارمنی و چند نفر از دوستانم در همین زمینه صحبت می کردم. دوست ارمنی از بی خیالی تاریخی هم میهنان که بدون تردید برای کشور در آینده بسیار گران تمام خواهد شد، نهایت استفاده را کرد. از 24 آوریل شروع و به قتل عام ارامنه در باکو! رسید و تا توانست از فرهنگ فارسی هم بهره گرفت و در خصوص ترکتازی های تاریخی سخن سرائی کرد. توضیحات من در خصوص آدم کشی دسته جات مسلح مسیحی در ارومیه برای دوست ارمنی آشنا بود، ولی دوستان اصفهانی که به کلی از مرحله پرت بودند و تصور می کردند قوم عیسی مسیح به کسی نازکتر از گل نمی گوید و من قصه شکمی می بافم تا برای آنها اتهامات ناروا وارد کنم، به کلی شیرازه بحث را از دست من خارج کرد و یک شرمندگی همیشگی در کارنامه ام ثبت شد.
من با دهها ارمنی در این خصوص صحبت کرده ام و هیچ وقت صحبتم با آنها به مشاجره منجر نشده است. دست کم در ظاهر به درک مشترکی رسیده ایم، چون هر دو از سوابق قوم خود خبر داریم. اما تائیدهای هم میهن اصفهانی که سر سوزن از موضوع اطلاع نداشت و مزه پرانی های ضد ترکی اش که توام با لوس بازی برای طرف ارمنی بود، طوری که انگار در مقابل یک مستشار بلژیکی نشسته و خود شیرینی می کند، چنان اعصابم را بهم ریخت که دوست ارمنی را ول کردم و خطاب به آن دوست اصفهانی گفتم : «آخه، خاک بر سر احمق بی شعورت کنند، آذربایجان از هر نظر به تو نزدیکتر است، این به جهنم، مطابق همان اعلامیه کوروش تان که سازمان ملل را می چرخاند، حتی روسیه نیز قبول دارد که بیست درصد خاک آذربایجان در اشغال ارمنستان است. آخه نفهمه نادان، اگر اندکی شعور داشتی می فهمیدی که کار تو کم از مسعود رجوی نیست که در جبهه صدام به روی ملت خود آتش گشود» سخنانم شاید از این هم تندتر و بی ادبانه تر بود، اما در ادامه بدتر هم شد. یکی از بزرگان مجلس گفت «صلوات بفرستید، آقا مهندس رگ تُرکیش بدجوری بالا اومدس» نمی دانم اصلا رگی در کار هست یا نه، ولی با همان لحن عصبی و بی ادبانه گفتم «حاج آقا، رگ ترکی من بخوره تو سر شما که اگر بود، این هم وطن احمق اینطوری به اعصاب من نمی ر...، اگر بود شرم می کردید از یک ترک که همه زیبائی شهرتان مدیون دوران صفویه است، آنوقت به فلان نشورها چسبیده اید؟» در تمام آن جلسه کسی به جزء من سر سوزن از دایره ادب خارج نشد. بزرگواری و تحمل مجلس بلافاصله آن را به سکوت کشاند. اگر اندکی غیر از این بود، موضوع بیخ پیدا می کرد.
چند روزی است که خبر عفو صفرف منتشر شده است. در شبکه های اجتماعی و سایتهای فعالان ترک موضوع را دنبال می کردم که چه عکس العملی نشان خواهند داد. در فیس بوک چندین دوست دارم که تحولات آذربایجان را دنبال می کنند. حتی بعضی از آنها اختصاصا در خصوص آذربایجان می نویسند و بندرت به موضوعی غیر مرتبط حساسیت نشان می دهند. منتظر بودم ببینم که از دوستانم کسی اشاره ای به این مسئله خواهد کرد؟ نهایتا یک دوست استاتوسی نرم در تقبیح این حرکت نوشت که چندان با واکنشهای تائید آمیز مواجه نشد. من مانده ام که این رژیم مافیائی خاندان علیف ها، چه مصلحتی برای آذربایجان دارد که بسیاری حتی به این اقدام شرم آور آنها هم اعتراض نمی کنند؟
قذافی یک دیوانه و آدم کش خل و چلی بود که صحرائی سرشار از نفت را با تمام قبایلش به مدت چهل سال به گروگان گرفته بود. تروریست و افسر ارشدی را روانه اروپا کرد که سرانجام عملیات او انفجار لاکربی بود. او مانند همه دیکتاتورها که در مقابل ملت خود مشت آهنین نشان می دهند اما  در مقابل گردن کلفتهای جهانی  سریع به شکر خوردن می افتند، از کیسه ثروت نفتی، میلیاردها دلار صرف این بلاهت خود کرد تا بخشیده شود. فشار شرکتهای نفتی و ثروت بی امانی که کلیدش انحصارا در اختیار این دیوانه بود، افسر زندانی در اسکاتلند را هم نهایتا آزاد کرد. در لیبی از او مثل یک قهرمان ملی استقبال کردند وصحنه های مضحک آن در تمام جهان پخش شد.
وقتی حکومتی برای عوام فریبی و در عین بلاهت سیاسی، پرونده یک دعوای شخصی را که در هر کشوری ممکن است اتفاق بیفتد، شبیه و حتی بدتر از اقدام جنون آمیز یک دیوانه تروریست به پایان می برد، شایسته انتقاد نیست؟ شایسته انزجار نیست؟ چوب حراج زدن به آبرو و حیثیت ملی کشوری که نماد مظلومیت است و خاک آن در اشغال دیگری است، چه تحلیلی دارد؟ به جزء این است که این خاندان مافیائی و بی عرضه، از محل ثروت نفتی معامله ای به قصد عوام فریبی کرده است؟ بزرگترین چالش خاندن اعلیحضرت پرزیدنت الهام علی اف و علیاحضرت مهربان علی اوا، فرزند و عروس برومند حیدر علی اف عضو سابق و ارشد پولیت بوروی حزب کمونیست و اولترا لیبرال نفتی بعدی، بقای حکومت خاندان خودشان است. محمدرضا شاه پهلوی هم با ثروت نفتی به وارثان امپراتوری بریتانیای کبیر درس سیاست می داد و آنها هم با گوش جان اوامر ملوکانه را استماع می کردند. ضرر که اصلا!، کلی هم عایدی داشت. آدم عاقل فریب موفقیت های نفتی را نمی خورد.
می گویند آذربایجان در حال جنگ است و مصلحت نیست تضعیف شود. کدام حکومت و کشور در دنیا به اندازه اسرائیل دشمن دارد؟ حتی افکار عمومی اروپا نیز با اسرائیل همراه نیست. اسرائیل گرچه حمایت قاطع امریکا را دارد، اما قدرت اصلی این کشور از مردم و نظام به غایت دموکراتیک آن است. قوه قضائیه مستقلی دارد که در آن یک قاضی عرب اسرائیلی، رئیس جمهور خانم بازش را خلع و به زندان می اندازد. جنایات تل زعتر را مطبوعات و جامعه مدنی مستقل از قدرت اسرائیل افشاء کرد. آریل شارون  و اقدامات جنایتکارانه اش  را روزنامه های اسرائیل به جهانیان اطلاع دادند. اسرائیل در درون خود یکی از شفافترین کشورهای جهان است. قضات مستقل هر مقامی را پس از تخلف مالی خلع و زندانی می کند. چنین جامعه ای حتما رشید خواهد بود. چند میلیون شهروند یهودی آگاه به حقوق خود دارد که مثل خروس جنگی همواره آماده نزاعند. هفتاد سال است صدها میلیون عرب را با میلیاردها ثروت نفتی عاصی، سرزمینشان را  اشغال و ملتشان را آواره کرده اند. دوقورت و نیم شان هم بالاست که از هولوکاستی جدید می ترسیم!! جنایات  دولت و ملت اسرائیل علیه فلسطینیها و اشغال سرزمین مادری آنها دل هر دردمندی را به درد می آورد، ولی در اینجا مبانی قدرت آن کشور مورد نظر است که عربها و تمام جوامع اسلامی دهه هاست فقط حمایت امریکا را دیده اند.
عربها هفتاد سال است در قهوه خانه می نشینند و از ظلم اسرائیل و حمایت امریکا و توطئه انگلیس سخن می رانند. تازه فهمیده اند ملتی که حافظ اسد و ماهر اسد و صدام حسین و قذافی دارد، دیگر چه نیازی به دشمن خواهد داشت. شاهزاده های شکمباره نفتی از عربده کشهای انقلابی عراق و سوریه، برای فلسطین مفید تر بوده اند. صدام حسین زمانی موشک بی خاصیت به سمت اسرائیل شلیک کرد که جنگ کویت را باخته بود و نیاز به عوام فریبی داشت. خاندان آدم کش اسد، حتی عرضه و جرات نداشت به شورای امنیت بابت اقدام غیرقانونی اسرائیل در نابودی مراکز هسته ای سوریه اعتراض کند. در چهل سال گذشته بیشترین شعار انقلابی مقاومت از سوریه شنیده شده اما حتی یک گلوله هم به سمت اسرائیل شلیک نکرده اند. امروز ژنرال اسد از فتج دوباره حلب و دمشق می گوید و با توپ و تانک به جان ملت عاصی خود افتاده است که بعله! اینها همه تروریستند! تروریست پدر و عموی جنایتکارت بود که در حماء دست کم ده هزار نفر را سلاخی کرد. چنین ملتی، با چنین دژخیمانی، نیاز به دشمن دارد؟ از یک زائر عراقی که به مشهد می رفت شنیدم و کاملا هم برایم باور پذیر بود که از جنایات صدام حسین این پهلوان پنبه فلسطینی ها، خانواده ای در جنوب عراق نیست که داغدار نشده باشد. آنها عرب شیعه و شهروند درجه دو بودند. بخشی را بابت گوشت دم توپ در جنگ با ایران کشت و بخشی را هم روانه گورستانهای جمعی کرد. حکومت خود گردان فلسطین که از محل اعانات دیگران دولتش را اداره می کند، طبق اعلام منابع بین المللی یکی از فاسدترین پرونده های اقتصادی را دارد. همسر همان قهرمان افسانه ای یعنی یاسرعرفات، آپارتمانی مجلل و مشرف به سن در پاریس دارد که دوران بازنشستگی را در آن سپری می کند. این تشکیلات اصلا نیازی به دشمن دارد؟
بزرگترین دشمن کشورها حکومتهای فاسدی است که همه چیز را فدای بقای خود می کنند. بزرگترین دارائی هم نظام سالم و دموکراتیکی است که شهروندان رشید و مسئولیت پذیر و نهادهای مدنی مستقل، همواره حکومت آن را تحت نظر دارند. خاندان علی اف حتی اگر بر خلاف برداشت من فاسد و مافیائی هم نباشند، دوران حکومتشان سپری شده است. این را خوب می دانند و سعی می کنند با مانورهای پر زرق و برق و پول بادآورده نفتی، کشور را گروگان بقای خود کنند. در انگلیس، لیبرالترین کشور اروپائی، با ساختار چند صد ساله حزبی، یک نخست وزیر بیش از ده سال دوام نمی آورد. تداوم حکومت بیست ساله خاندان علیف راهی جزء عوام فریبی برای آنها باقی نگذاشته است.
اگر آذربایجان به اندازه بنگلادش دموکراسی داشت و مردمش رشید بود، امروز به خاطر این افتضاح سیاسی حکومت را از عرصه قدرت به پائین می کشید. اگر در ایران خودمان هم بین دوستداران فرهنگ آذربایجانی، اندکی خود انتقادی متداول بود، سایتها و مراکز خبر رسانی آنها سرشار از تحلیهای مبتنی بر انزجار از این عمل قذافی گونه الهام علیف می شد. علی اف ها طی این بیست سال چه صحرای بی حاصلی از آذربایجان سرسبز ساخته اند که در آن به راحتی نقش قذافی را بازی می کنند!. افسوس و هزار افسوس!

۵ نظر:

  1. Great blog!
    If you like, come back and visit mine: http://www.albumdeestampillas.blogspot.com

    Thanks,
    Pablo from Argentina

    پاسخحذف
  2. حظی وافر بردیم آقا، دست‌مریزاد!

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. سپاس حمید جان، خوشحالم پسندیدی

      حذف
  3. جناب بابائی از شما یکی انتظار بیشتری میرود نوشته های شما همواره خوب بوده ولی این مقاله شما دوسوئی واگر بی ادبانه نباشد گهی به میخ و گهی به نعل بود من همین قدر فهمیدم که افسری که یک ارمنی ارتشی را در دفاع از منازعه کشوری یا وطنی به قتل رسانده و الهام علی اف بخشیده و قهرمان دانسته بر آشفته شدی در این مورد حق باشما نیست چون جای آن افسر نبودی که به بینی عزیزترین هموطنانت توسط نیرو های ارمنی و با پشتیبانی روسیه سلاخی شدند شما بجای آن افسر نبودی به بینی که یکی از افتخارات یک ارمنی یک گونی گوش بریده آذری را به نمایش گذاشته بوده شما جای آن افسر نبودید به بینی چگونه یک نظامی بچه هارا پس از کشتن به اتش انداخته می سوزاندند شما که خود در اضفهان از حزب داشناکها و کشتار آنها در خوی ماکو و ارمیه فلم فرسائی کرده واشتباها" قتل عام مسیحی ها در ارومیه نام بردید و انها را محکوم کردید وچگونه از دوستان اصفهانی خود رنجیدید قول میدهم اگر شما جای آن افسر بودید نه تنها این دعوا را شخصی تلقی نمی کردید بلکه از کشتن وی افتخار هم میکردید اما راجع به قزافی ف قزافی به چراغ سبز بوش پدر به کویت حمله کرد و اسرائیل یکی از ایالات پرنفوذ امریکاست هر چند که من بخاطر اسلام از هر چه عربه بدم آمده ولی مثل شما فکر نمی کنم در رابطه با موضع گیری روسیه به اشغال خاک آذربایجان تمام دنیا می دانند که ارمنی ها آن خاک را با پشتیبانی ارتش سرخ و ملا حسنی ارمیه اشغال کرد در ارتباط با الهام علی اف من شخصا" ایشان را سیاست مداری زبده نمیدانم ولی خانم ایشان برای از دست ندادن حاکمیت شدیدا" در آذربایجان زیربنائی کار میکند این حرف از سنجش تعداد زیادی از ایرانی آذری وآذری های شمالی می باشد.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. دوست ناشناس عزیز،
      مطلب من گهی به میخ گهی به نعل نیست. همه آن به میخ فساد خاندان علی اف هاست که سرزمینی را که دوست دارم روز به روز از رشادت تهی می کنند و به عوام فریبی دست می زنند

      من که عرض کردم عصبیت در یک منازعه شخصی را درک می کنم از خودم هم مثال زدم که این مسئله ممکن است. دعوای شخصی سر هر چیزی در هر جائی ممکن است به قتل منجر شود.

      تمام بدبختی لیبی و عراق و سوریه و مصر از فساد حکومتهای آنهاست. خاندان حسنی مبارک صدها میلیون فعلا ثروت کشف شده دارند ولی در اسرائیل پسر آریل شارون (یا نخست وزیر دیگر یادم نیست) را قوه قضائیه سکه یک پول کرد آن هم سر چند صد هزار دلار. مجلس انگلیس سر چند هزار پوند سوء استفاده بیشتر نمایندگان کلی مسئله ساز شد. ژاک شیراک هنوز و در نود سالگی یک پایش در دادگاه است که چرا زمان شهرداری پاریس رفقایش را سر کار گذاشته. به این می گویند قدرت نه مشت آهنین صدام

      به نظرم یک اشتباه سهوی در برداشت از مطلب انجام داده اید. من نوشتم دوست اصفهانی از کشتاری که توسط دسته جات مسلح ارمنی در ارومیه شد (جیلوها) خبر نداشت.

      آذربایجان بزرگتر از فاجعه اشغال خاکش، با فاجعه فساد مواجه است. هم سیاسی و هم اقتصادی. از آخر جزو ده کشور فاسد دنیاست. چنین کشور فاسدی که علی اف ها روز به روز به آن دامن می زنند نه تنها خاکش را پس نخواهد گرفت. بلکه دوباره فاجعه صفرف را مرتکب خواهد شد.

      ممنونم از توجه شما

      حذف