۱۳۹۱ تیر ۲, جمعه

پان ترکهای ایران چه کسانی هستند؟

شکی نیست که در ایران تمایلاتی مانند پان ترک و پان عرب وجود دارد. باز شکی نیست که در  میان کرد و ترک و عرب و ... میتوان جریانهائی را مشاهده کرد که چندان پایبند یکپارچگی ایران نیستند و به وضوح تفکری مبتنی بر جدائی دارند. اینکه این جریانات چقدر قدرت و نفوذ دارند، معلوم نیست. دشوار بتوان در این شرایط غیرشفاف وزن و میزان تاثیر گذاری این گروهها را مشخص و حتی آنها را شناسائی کرد. اما آنچه که مشخص است و بیش از صد سال قدرت و آدمهای اسم و رسم داری هم داشته، و به گمان من کشور را به این حال و روز و شکافهای سخت دچار کرده، جریانهای پان ایرانیستی است. شایان ذکر است که در کشوری با شرایط ایران که چندین زبان و فرهنگ و قوم و قبیله و عشیره و یا هر اسم دیگری دارد، عنوان پان ایرانیسم نقض غرض است و به کلی بی معنی است. در واقع نام اصلی این جریان را شاید پان آریائی گری با محوریت انحصاری زبان فارسی نامید و گرنه در حالی که تعداد عربهای بومی ایران از قطر و بحرین و کویت هم بیشتر است، پان ایرانیسم چه معنائی دارد؟
جریانهای مبتنی بر پان، در هر حال و با هر نگرش و تعریفی نوعی عقب گرد محسوب می شود. در شرایط امروز دنیا که پذیرش تکثر و تنوع امری بدیهی است، یک نوع فکر و فرهنگ و زبان را حق مطلق انگاشتن، دست کمی از فاجعه ندارد. در این نوشته من قصد ندارم بر خلاف تیتر مطلب نشان دهم پان ترکها چه کسانی هستند، چون نه می شناسم و نه علاقه ای به آدمهائی که خود را نقطه پرگار تمدن می دانند، دارم. می خواهم نشان دهم که سایر هموطنان غیر ترک ما، به چه کسی پان ترک می گویند.
چند وقت پیش و در یکی از شرکتها با دوستی گپ می زدم. متوجه شدم که بعضی از نوشته های من را خوانده است، انتظار نداشتم و خیلی خوشحال شدم. ضمن صحبت و به مناسبتی بیتی از سعدی خواندم، بلافاصله گفت : شما با این افکارتان شعر فارسی هم می خوانید؟
کاملا ساکت شدم و مصاحبت ما عملا پایان یافت، ایشان تصور کرد ناراحت شدم، ولی من چیزی که دنبالش می گشتم را پیدا کرده بودم. می ترسم حمل بر خود نیوتن پنداری شود، اما در کشوری که یارو دیپلم درست و حسابی هم ندارد خود را هانتینگتون جهان اسلام می داند، چه ایرادی دارد که بگویم این سوال و طعنه ایشان، معادل افتادن سیب از درخت بود. معنای دقیق پان ترک از دید بسیاری از هموطنان عزیزم را فهمیدم :
در ایران، پان ترک به آذربایجانی و بطور کلی به ترکی گفته می شود که از زبان و فرهنگ و ادبیات ترکی، اعلام نفرت و انزجار نکرده باشد.
این تعریف هیچ فرقی میان کسی که آشکارا خود را غیر ایرانی می داند با مثلا رضا براهنی که عمری به زبان فارسی خدمت کرده، قائل نیست. او حتی این حق را برای شما قائل نیست که مثلا سعدی و حافظ را دوست بدارید ولی از فردوسی هیچ لذتی نبرید. در این تعریف دوست داشتن فردوسی چند واحد اجباری است که ترکها حتما باید آن را گذرانده باشند. اما اگر ابراهیم گلستان نظامی گنجوی را به فردوسی ترجیح دهد، مجاز است.
می گویند ذهنیت پرورش یافته در یک محیط استبدادی حتی اگر مخالف آن باشد در عمل به آن شباهت پیدا می کند. رژیم هائی مثل صدام، مخالفانش را هم به شکل خودش در می آورد. آریائی گری در کشور ما موفق شده و کار خود را کرده است. نه تنها قابل انکار نیست بلکه باید توجه شود که چقدر به تحلیل مثلا روزنامه کیهان از مخالفانش شباهت دارد. کیهان تقریبا همان الفاظی را در خصوص فرقه و باند رجوی به کار می برد که در خصوص معترضین انتخابات 88 به کار برد. محافلی با رده های رسمی بسیار بالا از کمک چند میلیارد دلاری عربستان و صهیونیستها به رئیس جمهور سابق همین کشور سخن گفتند. برای این نگرش کلمه ای باقی نمانده است که با آن بتوانند فرق سایر مخالفان خود را با باند رجوی که در جبهه صدام با کشور خود جنگید، بکار ببرند. قصد مقایسه نیست که مثلا جدائی طلبان را با فرقه رجوی قیاس نمائیم، اتفاقا تفکر این گروه میانه ای با ترکی ندارد و ارزانی همان آریائی بازان. ولی بهتر است کمی تعمق و ملاحظه کرد که چنین تفکراتی عملا بانی تمام این شکافهاست. به نظر بسیار محدود من آینده ایران و یکپارچگی آن بیش از همه در دست جامعه مدنی فارسی زبان است که با بسیج گسترده برای اذهان مخدوش و بیماری که فقط از آنها حرف شنوی دارد، چاره ای بیندیشد. در غیر اینصورت دست کم با بیست میلیون پان ترک مواجه خواهند شد.

۱۱ نظر:

  1. çox gözəl yazmışsınız, sağ olun.
    bir də ki biz pantürk lərin cəminə xoş qəlibsiz.
    :)
    dediyiniz kimi bu ölkədə pantürk adlanmaq üçün özüvü adam hesablamaq kifayətdir.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. یاشا، سوندم کی بیندیز

      حذف
  2. مطلب شما را با دقت و احتیاط! خواندم. به هر حال به عنوان یک استقلال طلب تورک، شما را یک فردی می دانم که استقلال طلب نیستید و خودتان هم چنین ادعایی نکرده اید بنابراین به من حق بدهید که خیلی یواش یواش مطلبتان را بخوانم. به هر حال فرق بین پان تورکیسم که حتی به اذعان دشمنانش یک عقیده نژادی نیست و تنها بر اتحاد تورکها تاکید دارد با پان ایرانیسم و به قول شما که بهتر حق مطلب را ادا کرده اید پان آریاییسم، که یک عقیده نژادپرستانه محض است زمین تا آسمان تفاوت هست. تورک بودن یک فرهنگ است همین. ما نژاد تورک نداریم. آتاتورک چشم آبی و محمد امین رسولزاده چشم سیاه و چنگیز آیتماتف ِچشم بادامی همه تورک هستند و تنها به خاطر این تورک هستند که در گستره فرهنگ تورکی قرار دارند و خود را تورک می دانند. از فردای روزی هم که بگویند تورک نیستند مساله تمام می شود. به همین سادگی. اما پان ایرانیسم همواره از نژاد پاک و برتر و ... صحبت می کند که همه مان کم و بیش با آن آشناییم. پان هم به خودی خود نه خوب است نه بد. شاید چون بدهایش زیاد بوده اند ما بیشتر تصویر منفی از آن داریم تا مثبت. بازیهای پان آمریکن همین دو سال پیش در کانادا برگزار شد. نام شرکت هواپیمایی آمریکا هم پان آمریکن بود. اما محمد بی ِ عزیز همین طور که قطره قطره کلمات شما را می چشیدم و با آنها کلنجار می رفتم ناگهان متوجه اتمام مقاله تان شدم آنهم با آن جمله سهمگین آخر که همچون آواری می بایست بر سر کسانی که کوچکترین فرصتی برای اندیشیدن دارند فرود آمده باشد. من که خواب از کله ام پرید!
    گرچئکده ن چوخ یاشا. بو خارابا قالمیشین داغیلماسینی دا ایسته مه سه ن، گئنه ده افتخار ائدیره م سنین کیمی تورک ائولادلارا.
    یاشا، مین یاشا
    علی بیجاری

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. دوست عزیز، جناب علی بیجاری بزرگوار
      اولاً بی نهایت سپاسگزارم که با نام و نشان کامنت گذاشته اید. در فضای مجازی همه چیز مجازی شده است. فرهنگ ما ماشاالله سرشار از پنهانکاری است. این نامهای مستعار فراوان در شبکه های اجتماعی نیز گل بود که به چمن آراسته شد. فیس بوک پر از نام مجازی است که با روحیات من تقریبا هیچ همخوانی ندارد.
      دوماً، من معنای پانترکیسم را همان که برای پان ایرانیسم به کار می برند، فرض کرده ام. و انتقاد شما متین است.
      سوماً درست متوجه نشدم کدام بخش از انتهای مطلب را تاکید کردید. من معتقدم در یکپارچگی کشور آن که برای احقاق خود تلاش می کند فقط نقش ندارد. آنکه دست بالا را دارد اتفاقاً موثرتر است. چون اگر زمان را متوجه نشود و به موقع حقوق دیگران را رعایت نکند، بقیه منتظر مجوز او نخواهند ماند.




      حذف
  3. محمد بی یانیتینیز (جوابینیز) اوچون چوخ تشکر ائدیره م. وورقولادیغیم (تاکید ائتدیییم) تومجه (جمله) ائله سیزین سونونجو تومجه دیر: "...در غیر اینصورت دست کم با بیست میلیون پان ترک مواجه خواهند شد". چوخ ده رین و ائتکی له ییجی (متاثر کننده) تومجه دیر. البته اوستده آنلاتدیغیم کیمی، آنلایانلارا. یوخسا آنلامایان و یا آنلاماق ایسته مه یه نله رین دورومو بللی دیر ...
    ساغ اولون
    علی بیجاری

    پاسخحذف
  4. من تزه گورموشم یازیلاریزی آنالیز لریز چوخ ساغلام اون یارقی سیز و گرچکچیلیک اوستونده قورولوب.بیر یازینی اوخویاندا او فیکیرلره نه قدر قاتیلیب قاتیلمامامیزدان داها اونملی یازی نین دوغرولوق دان چاشماماسی و دئمک ایستدیگی سوزو دورو آنلاشیلیر و یارقی سیز یازیلماسی دیر/سیزه اوغورلار

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ساغ اوولون مهسا خانیم. سئوندم سئیزنن تانش اولماقدان

      حذف
    2. مي خواهم كمي تركي بنويسم پس توجه كنيد:اوچول ماخ دن چوچول ماخ دي چوچول ماخ دن اوچول ماخ دي يازماخ پيچاخ قبچاق .
      وحالا ريشه تركها : اغوز آتا غوز ايغور آلتا (تركستان) ودرنهايت مغول ومغولستان كه ميشود مركز تركستان ويا ايالت سين كيانگ كشورچين

      حذف
  5. چیزی بنام پان ترکیسم وجود خارجی ندارد . همه این ادا اطوارها کار وزارت اطلاعات است که برای حکومت کردن حاضرند ایران را نابود کنند . به این کار هم میگند رسوخ در جبهه دشمن. اینهمه پول صرف تیم تراکتور کردن هم از سیاستهای حکومت است که موجب ایجاد کدورت آذریها با بقیه ایرانیها شد

    پاسخحذف
  6. ""مي خواهم كمي تركي بنويسم پس توجه كنيد:اوچول ماخ دن چوچول ماخ دي چوچول ماخ دن اوچول ماخ دي يازماخ پيچاخ قبچاق .
    وحالا ريشه تركها : اغوز آتا غوز ايغور آلتا (تركستان) ودرنهايت مغول ومغولستان كه ميشود مركز تركستان ويا ايالت سين كيانگ كشورچين"""

    مثلا حالا ترکی نوشتی؟؟؟؟! خجالت بکش.

    پاسخحذف
  7. نوبسنده این مقاله خودش یه پان ترکه که میخواد اختلاف بندازه و خودشو کرد و لر و عرب جا میزنه که احساسات قوم های دیگه رو تحریک کنه

    پاسخحذف